میرزا قلی‌خان راپورتچی

10$ per click

  $10 per click

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۳ شهریور ۱۳٩٥
تگ ها : $10 per click

در ضرورت انتخاب اسب راهوار برای سفر

یکم- از مواهب الهی بر روی زمین همانا انجام سفر خلایق از مکانی به مکان
دیگر است که اگر نبود و امکانش فراچنگ نمی امد هر آینه مردمان دپرس شده
به گوشه ای خزیده، چرخ حیات روغن نخورده جیرجیر می نمود. لذا در مصحف
شریف نیز توصیه اکید به سیروا فی الارض فانظروا... شده، غیر از سیاحت گفته اند
عبرت هم بگیرید و فقط قلیان و شلنگ و تخته انداختن و جت اسکی نباشد بلکه
به شهرهای ویران روید و سنن الهی را هم ببینید که چه رقم سقف شهرها را از
کفران نعمت اهل آن بر سرشان خراب نمودیم.
دویم- اول از شرایط سفر پیش بینی مرکب راهوار، کم مصرف ، زودبازده ، و
مصرف انرژی A میباشد که در وهله کنونی این شرایط در یابوی ممتاز ترکمن
جمع است فلذا چند روز مانده به آغاز سفر علوفه چرب بدهید زبان بسته تا
شما را ابن السبیل وسط بیابان رها نکند.
سیم- کثیر السفر و قلیل البار باشید لطفا. شما نهایتا تا 10 روز به سفر
خواهید رفت لذا فی المثل در تابستان به همراه بردن لحاف کرسی و شال و
کلاه ضرورتی ندارد. ملاحظه حیوان زبان بسته را هم بکنید که بار اصلی به
دوش اوست. تبلت بچه را چرا همراه می کنید؟ سفر برای این است که لختی بچه در طبیعت بچرد و
هوا تازه کند. تبلت برای چیست؟
چهارم- در فصل تموز استعمال روغن های مجرب ضد اشعه شمس با اس پی اف 60
فراموش نشود خاصه آن که بخواهید در ساحل وول بخورید و احیانا تنی به آب
بزنید که مستحضرید قطرات آب شور دریا به مثابه ذره بین عمل کرده و اشعه مضر شمس را به اضعافا مضاعفه به بدن حضرت عالی تابانده، موجبات آفتاب زدگی یا دست کم تهوع و یا ورقه شدن پوست شریف را فراهم می سازد.
پنجم- تنقلات به قدر نیاز بردارید. فلذا همراه بردن یه گونی تخمه
آفتابگردان برزیلی ضرورتی نداشته و احیانا مجبور خواهید شد نیمی از آن را
عودت دهید. از کاروان سراهای بین جاده ای هم مطلقا تغذیه نفرمایید که در
شهرش گوشت شیرسانان به خورد خلایق می دهند چه برسد به بیابانش. لذا اگر سه وعده هم
آب دوغ خیار میل بفرمایید ارجح است از مطعم های بیابانی استرزاق کنید.
نهایتا کمی هیزم با خود برداشته، مرغ خانگی تان را زمین زده پوست کنده به
میل خود کباب یا آب پز بفرمایید که نور علی نور است.
ششم- اگر چنان چه مرکب راهوار زنده نداشتید می توانید با قطار سفر کنید
لیکن طیاره بای نحو کان توصیه نمی شود اگر به تداوم زندگی امید دارید
لیکن اگر سیر شده اید از انتحار و خودکشی افضل است چرا که به وارث پول
خوبی می دهند.
از مزایای قطار یکی آن است که امکان خواب فراهم است لیکن عیب آن یکی این
است که معمولاً بوی نامطبوعی از مابین دو واگون که محل آبریزگاه است به
غرفه ها سرازیر می شود.
با هر مرکبی طی طریق می کنید آب شرب سالم با خود ببرید یا از متاجر معتبر
ابتیاع کنید که آب شهرها و قریه ها معمولا آلوده است به انواع آلودگی ها
و موجبات مریضی و رودل و قصیان است و القصه سفر را به کام شما و همراهان
تلخ خواهد کرد.
هفتم - اگر احیاناً راه شمال مملکت از طریق قریه کرج را برگزیده اید و
آخر هفته و تعطیلات هم هست خیمه با خود ببرید که ازدحام وسایط نقلیه موجب
خواهد شد ساعت ها پشت این ازدحام اطراق نموده، قلیان اعلا و تخته نرد
استعمال نموده، لختی بیاسایید که طبعا شما که با بیژامه و شلوارک قصیره به بیابان زده
اید خوبیت ندارد مکشوف بخوابید فلذا خیمه لازم میشود لازم شدنی.
هشتم- در مورد همراهان سفر و این که کدام عمه و خاله و دایی و پسرعمو را
همراه ببرید دقت وافی بنمایید که وسط راه پشیمانی سودی ندارد. از همراه
ساختن بدسفران، بدعنقان، غرزنان، صاحبان عادات ویژه مثل کم خوابی و
پرخوابی، معتادان به نت و منقل و دخانیات، آنان که مرکب خود چهار نعل می رانند و
در آینه ماشین نگاه نمی کنند و سه فرسخ در جاده انحرافی نزد شتران بیابان
باید آنها را یافت و ادامه مسیر داد اکیداً بپرهیزید.
نهم- از استعمال آلات لهو و لعب دوپس دوپس با گام ماژور که موجبات لعن
مردمان را فراهم می کند بپرهیزید. سیستم را باز کنید و به آهنگ طبیعت گوش
بسپارید. خود شهرام شب پره و ساسی مانکن و شهرام صولتی و این قبیل
ستارگان عالم لهو و لعب هم وقتی به سفر می روند سر و صدا را ترک می کنند و در حالت
آلفا به ذن و خلسه می رسند.
دهم- بحث پلتیکی و سیاسی و برجام و ظریف و ترامپ در سفر کلاً ممنوع است.
روشن است که این بحثها را در اداره و محل کار دقیقا مابین ساعت 8 تا 14
هر روز انجام می دهید و متوسط کار مفید ایرانیان را بالا می برید
بنابراین وانهید این محاورات را که نه دنیا دارد نه آخرت. سکوت در سفر علاج جمیع بیماری های
روحی، جسمی، فردی، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، نفتی ، بانکی ، خاوری ،
صدقی ، جزایری ، زنجانی و سایر استیو جابزهای مملکت نیز هست. در ثانی
لزومی ندارد درباره رشته ای که در آن تخصص ندارید طوری ریش بجنبانید که استخوان
های علمای فن در آرامگاه خویش بلرزد.
یازدهم- قبل از سفر مقصد و مسکن خود را دقیقا مشخص و رزرواسیون بفرمایید
که به محض رسیدن وارد مکان مورد نظر شوید در غیر این صورت مستحضرید که در
موسم سفر، اماکن اقامتی به قیمت خون پدرشان عرضه شده، تا جبران کننده 9 ماه خالی بودن آنها بشود. مملکته داریم؟

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳٩٥

در حرمت استعمال کافئین شب امتحان

بجهة ماهنامه پیام زن نگارش شد:

یکم- اول سنه‎ی تحصیلی ایام فراغت و داخل در شبکه های اجتماعی شدن است لیکن هر چه به سمت آخر آن رهنمون می شویم حجم کتب قرائت ناشده رو به فزونی می گذارد؛ چنان که احیاناً بر گرده ستور هم حمل نتوان نمود. بناءً علی هذا بر طلاب علوم آکادمیک فرض است تا به طور یومیه و به قدر استطاعت از این انبان علم چیزی برگیرند تا شب امتحان مصداق این شعر شاعر مجهول الهویه، مجهول المکان و مفقود الجسد نگردند که:

بی همگان به سر شود ، بی تو به سر نمی شود

این شب امتحان من چرا سحر نمی شود ؟

رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو

این شب امتحان من، دست به سر نمی شود ؟

از سوی دیگر توصیه اکید این میرزا که خود ایام فرحناک و طرب انگیز شباب و طلبگی را گذرانده و حالیاً استاد اکابر می باشد این است که به منظور دپو نشدن دروس در شب امتحان از روش مجرب و آزموده شده " لایتنر" بهره جویید که اکسیر اعظم است و این میرزا هر چه دارد از کاربست این روشِ به غایت مفید و پدرآمرزیده در عهد جوانی دارد؛ چنان که هنوز به قدر دوازده بار شتر ورقه های فیش نویسی شده روش لایتنر را در زیرزمین بیتم به شرط موش خور نشدن محافظت می کنم بسکه دل کندن از این فیش های مقدس که مرا به اعلا علییین کنونی رسانده برایم دشوار است. در روش لایتنر یک فقره جعبه چوبین مختصر وجود دارد که نجار برایتان به 9 شاهی می سازد. آن گاه به احدی از مطبعه ها  (/چاپخانه های قدیم) مراجعه نموده سه شاهی که بدهید یک بغل کناره کاغذ بریده شده که خودشان دور می ریزند به شما تحویل می دهند که شما در می مانید این حجم اوراق را خودتان حمل کنید یا قاطر کرایه کنید. الغرض فیش های 10در10 سانتی متر را به منزل حمل می کنید و هر درسی را که باب طبعتان باشد به شکل سوال و جواب بر روی برگه و ظهر آن مرقوم می نمایید آن گاه تا غروب فردا فیش ها را مرور می کنید و اگر توانستید پاسخ بدهید به خانه دویم داخل می کنید وگرنه به خانه اول بر می گردانید و همین پروسس را تا همه فیش ها به خانه پنجم برسد در طول ایام و ماه های آتی ادامه می دهید. زمانی که یک فیش از منزل 5 خارج شود به این سوی چراغ قسم که آن مطلب به ذاکره دراز مدت تان منتقل شده و ذوالقرنین با دو شاخ مهیبش هم اگر ظهور کند نمی تواند آن را از مخیله شما خارج نماید. یعنی دیگر لازم نخواهد بود شب امتحان با خود بسرایید:

بوی شوم امتحان آید همی، یاد صفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم، دل به امید تقلب بسته ایم

یا بسکه کلافه اید شیر یا خط بنمایید به این شرط که: اگه شیر آمد به رختخواب رجوع می کنم؛ اگر چنان چه خط آمد فیلم سینماتوغرافی مشاهده می نمایم؛ اگه قائم بر نفس ایستاد آن گاه درس میخوانم. یا اعتماد به نفس خود را از کف بدهید و به قانون پایستگی واحدها ایمان بیاورید که: "واحدها نه از بین می روند و نه پاس می شوند بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال می یابند." بیت:

صفایی ندارد ارسطو شدن، خوشا پرکشیدن، پرستو شدن !

تو که پر نداری پرستو شوی؛ بشین درس بخون تا ارسطو شوی !

دویم- این که شایع شده است ایزی لایف محصولات خود را مختص امتحانات، رونمایی نموده از بیخ صحت نداشته، در راستای تضعیف روحیه طلاب کوالج علمی بوده، هیچ سنخیتی با رشد روزافزون علمی و روحیه مقاوم طلاب ایرانی نداشته از معاونت علمی و تکنالجیک رئاست جمهور تقاضا داریم دفتر این کارخانه در ایران را تعطیل و پرونده آن را به محکمه ارجاع بنمایند.

سیم- نوشیدن مقادیر معتنابهی از مواد تئین دار و آکنده از کافئین در شب امتحان به منظور تهجّد و شب زنده داری نه تنها دردی را درمان نمی کند بلکه موجب مخلوط شدن کلیه مواد امتحانی شده، فردای امتحان مسأله کیمیاوی را به جای فیزیا نوشته، جای هندسه و جبر احتمالات عوض شده، آش شعله قلمکاری پدید می آید که بیا و ببین. هر چه هم که پای ورقه شرح تهی مغزی و افلاس فکری و مشکلات خانوادگی بدهی صفرا خواهد فزود و دل استاد را نرم نخواهد کرد. بیت:

ﺗﺎب ﺗﺎب ﻋﺒﺎﺳﯽ، اﺳﺘﺎد ﻣﻨﻮ ﻧﻨﺪازی !

ایضاً بیت:

ز خرخوانان عالم هر که را دیدم غمی دارد

دلا رو کن به مشروطی که آن هم عالمی دارد

همچنین آگاهان معتقدند استعمال چوب کبریت برای قائم نگه داشتن دیدگان، بهره گیری از آب یخ و سفارش به برادر کوچک تر برای وارد آوردن ضربات نعلین به ناحیه شقشقه، بصل النخاع و سلسله اعصاب محیطی هنگامی که چرتتان می گیرد موجبات معلولیت مادام العمر و طبعاً محرومیت از تحصیل می گردد. نکنید این کارها را خوبیت ندارد. مغزتان نمی کشد بروید کارگری و حرفه آموزی که خیر دنیا و آخرت در همین است. تو خیال می کنی زاکربرگ و جزایری و زنجانی و بیل گیتس درس خوانده اند؟ زهی خیال باطل.

سیّم- به این جمله دقت کنید: " لذتی که در پیچاندن دروس و افتادن با فراغ بال و طیب خاطر هست، در حضور صد در صد سر کلاس و پر کردن ۸ برگ پشت و رو سر جلسه امتحان و ۲۰ شدن نیست." به نظر شما گوینده این عبارت مشعشع کیست؟

الف- دانشجوی بچه مایه دار؟   ب- پسر بابک زنجانی؟ ج- کارگر بالقوه بتن ریز که از بد حادثه دانشجو شده؟ د- همونی که پیامک داد: " دانشجویان گرامی به لحظات ملکوتی غلط کردم از ترم بعد می خونم نزدیک می شویم."؟

چهارم- مطالعه بعض این پیامک های ضالّه که جوانک های آشفته مغز و مستعد مملکت ساخته اند خالی از لطف و خنده نیست:

*- ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪه ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﮕﻪ : مگه ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻌﻪ؟

    ﻣﯿﮕﻢ ﻧﻪ!

    .

    .

    .

    ﻣﯿﮕﻪ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ؟

*- بابام رفته هویج خریده میگه عَقلت که ناقصه، مغزت هم که کار نمی کنه بگیر این هویج رو کوفت کن که اقلاً چشمات برای تقلب کار کنه!

*- دانشجویی که توانایی این رو نداشته باشه دو خط تقلب بکنه . . .

    .

    .

    .

    فردا چه جوری میخواد تو این مملکت گلیم خودشو از آب بیرون بکشه؟!

    چه جوری می خواد کار پیدا کنه ؟!

    چه جوری می خواد زندگی کنه ؟!

    ها چه خاکی می خواد به سرش کنه؟!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٥

جوراب نداشت بنده بی تقصیرم!

بجهة ماهنامه پیام زن قلمی گردید:

1- یوم پدر نزدیک است و جوراب فروشان، بیژامه دوزان و عرق چین و شال کمر بافان الیوم پای می کوبند و دست می افشانند؛ چرا که محصولات نم خورده سال گذشته آنان در این ایام چوب حراج خواهد خورد. بدین وسیله پیشاپیش از طبقه آسیب پذیر دست فروش هم دعوت به عمل می آید در روز ملی جوراب، اسب خود را زین و پاشنه ورکشند که ایام شادمانی فروش محصول است. بیت:

با این که من از وضع خودم دل گیرم

بی هدیه برای تو پدر می میرم!

در شهر به هر مغازه رفتم دیدم

جوراب نداشت بنده بی تقصیرم!

ضمناً به جمیع بانوانی که بعد از بزرگداشت پر و پیمان روز زن و دریافت شش دانگ هدیه و صرف شام در بهترین مطبخ شهر، حالا تصمیم گرفته اند مخارج روز پدر را صرف امور خیریه بنمایند متذکر می شود این کار نه تنها اجر اخروی در پی ندارد بلکه یحتمل موجبات مرگ زودرس شخص خیّر را فراهم خواهد کرد و اگر چنین نشود احیاناً پس از تحمل همسر دوم شوی خود چنین آرزویی خواهند کرد. از ما گفتن بود. کسانی که روز پدر را یوم الشک می دانند هم به ظنّ قوی دچار نقرس خواهند شد. جمیع مخدراتی هم که دنبال بیژامه دیجیطال با قابلیت ثبت وقایع برای شوهرانشان هستند تا در روز پدر با یک تیر دو نشان بزنند نیز احتمالاً به هپاتیت نوع بی مبتلا خواهند گردید.

2- احدی از قارئین جریده تلیفون کرده سوال نمود: پدر پسر شجاع و علی بابا پدر بودند یا پدران امروزی؟ فوراً پاسخ دادم که همه شان. گفت: پدر پسر شجاع راه به راه شیوه زیستن به او می آموخت ؛ امروز معدل خلوت پدران با فرزندانشان به زیر یک دقیقه در روز رسیده . این بچه که از خروس خوان تا بوق شامگاهی حیوانات ، سرش در شبکه های اجتماعی است کجا درس زندگی از پدر می آموزد ؟ گفتم حق با شماست. گفت: صبر کن. علی بابا که پا به پای سندباد در حوادث روزگار از او حمایت می کرد کجا و پدران امروزی کجا؟ گفتم اینها افسانه است. گفت: اگر افسانه است چرا تلفزیون تماشا می دهد ؟ گفتم این معرفی ایده آل هاست. گفت: بابا لنگ دراز هم ایده آل بود که تماشا دادند ؟ گفتم: نه اون سوتی بود. گفت: تریلوژی پدرخوانده چه ؟ گفتم آن مربوط دارد به سیاست. گفت: پس تلفزیون آش شله قلمکار است. ایده آل اش کجا بود؟ شما خودت از میان این آش، گوشت خود برگیر. گفتم : باز هم حق با شماست. گفت : ضمناً در کاغذ یومیه تان بنویسید به پدر و مادر کسی که در این جا آشغال می گذارد چه مربوط است که لعن نثار آنها می کنید؟ روح پدران و مادران رفته و مانده را با این عبارات موهن نیازارید؛ اگر عرضه دارید مچ آشغال گذارنده را بگیرید و چوب در آستینش کنید. پرسیدم: شما تحصیلات تان چه میزان است؟ گفت : اکابر. گفتم: احسنت. گفت : احسنت عربی است ؛ آفرینِ فارسی چه عیب دارد ؟ گفتم : آفرین ! بدرود گفت و مکالمه ختم نمود ؛ لیکن ذهن بنده تا این لحظه درگیر بصیرت این عوام است که هیچ جا نشانی ندارند. به گمانم این که در آخر الزمان بلای آسمانی نمی آید و مردم سوسک نمی شوند مربوط دارد به وجود چنین عناصری در مملکت. 

3- بیت:

مرد یعنی نوکر بی ادعا

مرد یعنی زایمان ِ بی صدا

مرد می زاید ولی معلوم نیست

طفلکی زاییده یک یا چند تا

مرد یعنی پول ، سفته ، چک ، برات

یا که قبض برق و گاز و آبفا

مرد حسّ خوب بابا بودن است

آی بابا دست خالی تو نیا

شاعر شعر فوق فعلاً مجهول الهویه، مجهول المکان و مفقود الاثر است. دعا بفرمایید رجعت بنماید.

4- پدر چیست؟ موجودی است که سر شب موظف است زباله جات را به خارج حمل نموده ، نیمه شب ها از خواب برخاسته ، کولر را خاموش نموده ، روی بچه را انداخته ، دعوای گربه ها را فیصله داده ، کله پاچه بار گذاشته ، دزد همسایه را تعقیب کرده ، گزمه و پاسبان کوچه باشد و خروس خوان، کمر بسته به کسب نانی از خانه خارج شده ، بعد مغرب رجوع نماید . این تعریف ، گرچه نارساست ولی عمومیت دارد مع الاسف.

مرد یعنی کار و کار و کار و کار

یک سره در شیفت های بی شمار

مثل یک چیزی میان منگنه

روز و شب از هر طرف تحت فشار

5- روز پدر روز شوهر نیز هست ؛ شوهرانی که به هر دلیل بچه شان نشده و از قضا پدر نشده اند. لذا تبریک به این دسته از غم دیدگان فراموش نشود. حتی الامکان گلریزان کنید تا بتوانند از موسسه رویان بچه بیاورند؛ یعنی بچه خودشان را بیاورند و از آنجا که هزینه های خلقت در موسسه رویان سر به آسمان می ساید مستدعی است بای نحو کان بی بچه ها را بچه دار کنید . راه کم هزینه تر مسافرت به خراسان و دریافت رایگان فرزند از شاه خراسان است . عده معتنابهی از ابنای این مملکت از همین طریق بچه دار شده اند.

6- این که می گویند مردان آنجلس بدون زن به کهف پناه جستند تا 300 سال به آرامش بخوابند حرف گزافی است چرا که اولاً گزارشی مبنی بر متاهل بودن جوانان مذکور نداریم و قرآن از آنان با عنوان فتیه یاد می کند که می توان حمل بر تجرد آنان نمود. ثانیاً معلوم است کسانی که این حرف را زده اند خود میانه شان با همسرانشان شکرآب است که خواب خوش به چشم شان نمی آید وگرنه برای آدمی که اخلاقش درست باشد خواب در منزل بهترین رویای عالم است به شرطی که بچه بگذارد.

7- باز هم مستفیض می شویم از شعر شاعران گمنام و هنرمندی که حق مطلب را درباره روز پدر به جا آورده اند:

امروز به نام پدران نام گرفت /  زن رفت و ز همسر خودش وام گرفت

هر مرد در این روز بدیدم، کادو / جوراب ، لباس زیر یا مام گرفت !

8- یادی هم بکنیم از پدرانی که سر به تیره تراب فرو برده اند و حق آن است که در روز پدر، یتیمانی چون من به زیارت آنها هم شتاب کنند لیکن هدیه، فقط خرما و حلوا و شیرینی دانمارکی نباشد؛ به گمانم اگر مرغ و مسمی و کباب و بریان به جهة آنان نذر کنید یحتمل روح شان که از دستپخت تکراری آشپزخانه بهشت آزرده است و هوس غذای خانگی کرده اند شادتر خواهد شد. الفاتحه مع الصلوات.#

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۳۱ فروردین ۱۳٩٥

در فضیلت احترام اکابر

بجهة ماهنامه پیام زن قلمی شد:

1- اولین از مراتب احترام به اکابر اجتماع، ارسال سلام است. "سلام علیکم." لیکن این سلام نباید به قصد قربت باشد یعنی " السلام علی جیبکم یا السلام علی من ارسل الیّ الشارج او السکة او البوس" معنی ندارد. لازم است اصل ارسال سلام با هدف بزرگداشت آن بزرگسال باشد. قصد قربت گفتم و نزدیکی به جیب شخص را مراد کردم. فتأمل.

2- صدایی که برای ارسال سلام انتخاب می کنید لازم است مینور باشد نه با گام ماژور و داد و فریاد فرستاده شود که این عین بی احترامی است. لازم است بین شدت و فرکانس سلامی که سوار بر مرکب برای آن طرف خیابان هدیه می کنید با آن سلامی که به محضر بزرگی پیش کش می کنید اقلاً 100 دسی بل تفاوت باشد. خفض جناح برای والدین که می گویند همین است.

3- صیغه اهدای سلام باید به نحو شایسته، ادبی، و متعارف باشد لذا از کاربست الفاظ مستهجنی چون: " مو علیکم"، " هامو علیکم"،" هامولیکم"،" چطوری"، " های ددی"و" اوه مامی"، " جداً و خواهشاً پرهیز شود.

4- از ایراد ضربه به هر جای سالمند حین ارسال سلام پرهیز گردد. روشن است هرگونه ضربه ناخواسته به ایشان یحتمل موجب آزردگی جسم و روح و نهایتاً - زبانم لال، خاکم به دهن- فقدان نامبردگان خواهد شد. ارسال ضربه به جاهای مختلف طرف مقابل تنها زمانی جایز است که او، یار، همسن و رفیق گرمابه و گلستان شما باشد و اقلاً نیمی از ریه هایتان را مشترکاً با وی پای قلیان مرغوب از کار انداخته باشید.

5- منتظر نمانید تا نگاه کسی که احترام شما بر او واجب است لزوماً در چشم شما فرو رود آن گاه سلام کنید. از آداب سلام کردن بدیشان آن است که فوراً انجام شود ولو آنکه ایشان مشغول شرب چای یا اخذ ناخن باشند.

6-سلام را برای رفع تکلیف و از سر بی علاقگی ارسال نکنید. عشق به اکابر باید از سلام شما لبریز باشد و عاطفه در آن موج زند اما روی زمین نریزد.

7- دویم از موارد لازم برای مواجهه با بزرگان، احترام به ایشان در اماکن عمومی و مشخصاً برخاستن و جای خود را به آنان دادن است. لازم به ذکر نیست که فرورفتن در گوشی تلیفون و جنگ تمام عیار کلش آو کلنز یا بازیهای مشابه یا حتی بازی ساده کرم چموش در گوشی های 6100 هم نباید مانع توجه شما به بزرگان و برخاستن پیش پای آنان باشد.

8- سیّم از ملزومات توقیر اکابر، عدم اخذ موضع در مقابل آنان است. به عبارت دیگر حتی اگر جیره و مواجب شما قطع شده باشد و موجودی شارج تلیفون منقول شما به دو ریال رسیده باشد هم حق ندارید آنان را در چشمتان خوار ببینید و احیاناً کلمه نامربوطی ارسال نمایید. برو کار می کن مگو از چیستی کار. بعد هم بسته بخرید تا شارجتان تا این حد نزول نکند. بسته داشته ای؟ خب اوپراتور تلیفون منقولت را تعویض نما. تعویض نموده ای؟ خب دست از رفیق بازی بکش. کشیده ای؟ خب تلیفون دیگر می خواهی چه کار؟ سعادت دنیا و عُقبی در نداشتن تلیفون است.

9- چهارمین مورد، بردباری کردن در مقابل نادانی اکابر است. بالاخره آلزایمر، کوچک شدن مغز، استخوان درد، واریس مزمن، روماتیسم، دیابت، تری گلیسرید، فشار خون و هزار مرض دیگر ممکن است به جان اکابر بیفتد و آنان را از اخذ تدابیر صحیح بازدارد. در این میان حق نیست که خطای تشخیصی یا رفتاری شان را آگراندیسمان نموده، دکمه پیراهن را قابلمه و کاه را کوه نشان دهیم. حساب کنید که شما هم روزی به بزرگسالی و درماندگی می رسید. آن گاه آیا خوب است نوه تُخص شما ویروس اچ آی وی! شما را در کوی و برزن افشا نماید؟

10- کیس پنجم، سخن نگفتن پیش از آنان است. اطلاعات عمومی تان سرشار است؟ ویکی پدیا می نویسید؟ اختراع ثبت نشده دارید؟ در دانشگاه آزاد کویر لوت حق الزحمه ای تدریس می کنید؟ در نشریات تخصصی محله تان مقاله آی اس آی داشته اید؟ اصلاً خوشگلید؟ بینی تان سر بالاست؟ کمرتان باریک است؟ زیر دستگاه برنزه خود را سوزانده اید؟ بسیار خوب. این دلیل بر آن نیست که نوک بزرگ ترها را در جمع، کوتاه کنید، ریش بجنبانید و اظهار فضل بنمایید. بزرگ ترها هیچ دانشی که نداشته باشند تجربه شان از ما و شما بیشتر است و همین علت کافی است تا در حضور آنان زبان خود به گریبان تفکر اندر و حرفشان را استماع کنیم آن گاه اگر ضرورتی بود پرده از مخزن علم لدنّی خود برداریم.

11- موضوع حیاتی بعدی، راه نرفتن جلو بزرگان است. وقتی انسان با بزرگ سالی همراه است، می باید مراقب حال او باشد و در راه رفتن بر او پیشی نگیرد، حتی اگر از کندی سرعت او به تنگ آید یا زید خود را در خیابان ببیند و کسر شأنش آید که در معیّت بزرگان و قبل از آنان حرکت کند.

12- مورد بعدی از موارد تکریم بزرگان گوش بودن برای آنان است. فی الواقع لازم است سراسر گوش باشیم برای آنان. گاهی یک سالمند فقط به یک گوش شنوا احتیاج مبرم دارد تا ناگفته های زندگیش را واگفته، تخلیه گردد و از طرفی خیالش از این که تجربه هایش را با خود به آن سرا نمی برد راحت شود. اصلاً گفته های آنان را با تلیفون منقول ضبط نمایید و بعداً هم گوش دهید حتماً واجد ارزش های کثیره است. این همه نغمات متنوع موسیقایی از کلاسیک و جلف و جاز و رپ و مپ و جیغ و هرزه و غیرهرزه و کفرگویی و ناشکری را صبح تا شام در گوش خود می کنیم و شنوایی خود را از دست می دهیم آن وقت گوش سپردن به صدای پدر و مادر در زمان حیات یا حتی بعد از آن که ارزش بیشتری دارد را رها کرده ایم. مهارت گوش دادن هم مهم است و شما باید تعلیم ببینید که چه گونه گوش فرادهید. این که فقط نگاه شما به دهان گوینده باشد و افسار خیال را رها کنید در مبلغ اجاره منزل و پول قبض آب و برق و شهریه دانشگاه و سرویس بچه و پول پیانو و لوازم آرایشی عیال و لباس و پوشاک و قر و فر و پز و مبلمان و دکوریشن جدید برای برخورداران اجتماع و پول نان شب و بررسی راه های چه گونه خرج کردن مبلغ واریزی و عنایتی دولت محترم از محل یارانه ها به طوری که به تاریخ سوم هر ماه بکشد برای فقرا و مساکین، مطلبی است که قلمم را در اینجا به وادی غیر ذی ذرع هنگ می کشاند و جوهرش از پیچیدن نسخه درباره احترام به اکابر خشک می شود. خود دانید.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٥ فروردین ۱۳٩٥

← صفحه بعد