بيانيه

متاسفانه مطلع شدم یکی از دوستان روزنامه اصفهان زیبا در غیاب بنده ستون راپورت را خالی نگذاشته و با همان امضا مطلب می نوشته؛ آن چه که در این وبلاگ آمده از من است و بقیه به خامه آقای محمد حسن مردانی است. تقصیری ندارند بیچاره ها تازه کارند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۳٠ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر گرد و خاک نمودن مسعود میرزا

    یکم: از قرار مسموع به قاعده پنج ماه است به بعض عمله جریده یک پول سیاه نداده اند و از این بابت، عیال و اولاد متأهلین دچار سوء تغذیه شده، مجردین که به عیال آینده خود وعده تزویج داده اند افسردگی حاد گرفته، از این بابت که عیالات نامزد شده مربوطه ترک یار کرده اند و دیگر روی خوش نشان نمی دهند. رجای واثق هست عنقریب غیر از خبر خوش هسته ای خبر اشباع کارت های عمله از زر و سیم اعلا از راه برسد. ان شاء الله.

    دویم: فستیوال افلام فجر در میان انبوه قیل و قال اصحاب سینماتوغرافی به غایت رسید و بیش از همیشه اعتراض و تحصن و تعطیلی بازار را در پی داشت. در این بین ضرب شصت نشان دادن مسعود خان ده نمکین که سابقاً در کار فشار دادن و سینما تعطیل نمودن بوده لیکن اخیراً خود داخل در سینما توغرافی شده در صدر اخبار جراید و تلفزیونات قرار گرفت. از قرار معلوم مسعود میرزا توقعی بیش از سیمرغ رعیت تماشاچی را داشته در طالار وحده گرد و خاک نموده و اظهار داشته: نه مرغ می خواهم نه تخم مرغ چه برسد به سیمرغ و به آواز بلند به قضات فستیوال تشر زده و دوصد بار امر قضاوت را نکوهیده، عده ای که معلوم نشد رفقای اهل فشارش بوده اند یا همین شباب مزلفی که دنبال هیاهو می گردند برایش کف و سوت فراوان زده تشویق نمودند. از قرار مسموع فیلم او قصه عده ای لمپن بوده که قصد جبهات حرب تحمیلی کرده همین که بوی خاک جبهه به مشامشان خطور کرده سر به راه و آدم شده از این طریق موقعیت های کمیک فراوان از خود صادر نموده موجبات ادخال سرور در رعایای داخل صالون را فراهم نموده، جملگی برایش رأی ریخته اند و نمره اول تماشاچیان را کسب نموده؛ خداوند قوت اش دهد.

    سیم: من که در بلاد غربت مشغول امر شریف ژوغنالیسم هستم و آن چه به رؤسای جریده التماس نموده ام که این جریده ای که خودمان در آن تحریر می نماییم را برای ما به واسطه چاپار ارسال نمایید به گوش شریف شان نرفته، اخیراً به واسطه التجا و زاری ممد حسن میرزا - ادیتور این صفحه - قبول فرموده اند که به طور اسبوعی (هفتگی) روزنامه را جمع نموده فله ای درون گونی ریخته برای این میرزا ارسال نمایند؛ انگار پیاز درچه است؛ به حسن آقا تلیفون زدم که آخر روزنامه ای گفته اند؛ نامبرده گالونی اشک ریخت که بیش از این از من بر نمی آید. القصه می خواهم عرض نمایم در جراید همان بلاد غربت خواندم که مع الاسف دور از چشمان ما سوتی عظیمی واسطه رؤسای تیترزن این جریده صادر شده و در ایام ماضی یک شایعه معلوم الحال که از اشخاص معلوم الحال صادر شده را تیتر یک کرده اند و پرورانده اند و تلکس وکالت های اخباری اجانب را درسته طبع نموده اند و چنان شده که صدای اصحاب یمین هم درآمده؛ این میرزا اگر دق کند از این بابت جای عجب نیست. ای وای بر این خام فکری و خام عملی ما! من به جای رؤسای عمده جریده از رعایا عذر تقصیر می طلبم؛ شما مرا عفو بفرمایید. فی الحال گریه می نماییم...

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :

راپورت می نویسیم

از قرار مسموع، اصدقا در هجران و دوری راپورت های این میرزا گریبان چاک داده روزی هفت شمع در سقاخانه علیقی آقا افروخته اند تا راپورت ما رجعت بنماید؛ لذا بیش از این آشفتگی دوستان را نخواسته؛ « راپورت می نویسیم » :

    یکم: فی الحال که در بلاد طهران اهل سینماتوغرافی و کریتیک جمع اند و در صالونات سینما از ظواهر عجیب گرفته تا خُلق غریب و گیس پریشان رؤیت، انواع و اقسام دخانیات استعمال می شود و حرف ها را که استماع می نمایی جز حروف ربط چیز دیگری مفهوم نیست قصد نموده ایم مشتی راپورت کریتیک مآبانه تحریر بنماییم.

    دویم: این فیلم سینماتوغرافی علی سنتوری آشفته منقلی محصول ید داریوش خان مهرجوی از راه یابی به فستیوال افلام فجر بازماند و منشأ قیل و قال فراوان شد. گویا علی آقای مذکور یک آدم مطرب اهل دود و دم بوده اگر به قدر یک روز استعمال نمی کرده دنیا پیش چشم اش چاه ویل می شده دست به هر کاری می زده. این فیلم - علی ما نقل – تداوم فیلم سارا از همین رژیسور است. ما که ندیدیم و العهده علی الراوی. بالاخره وزارت فخیمه ارشاد و هدایت عوام در دوره جدید باید خودی نشان بدهد یا خیر؟ باید به قدر یک ارزن با دوران سهله و سمحه آسیدعطاء الله فرق بنماید یا خیر؟

    سیم: در این دوره فستیوال جای مجید خان مجد الدوله و ابراهیم خان حاتم الدوله و آسیدرضا میرکریم الدوله به غایت خالی است. عباس خان کیارستمی که جای خود دارد و از سه صد و شصت و پنج روز سنه، سه صد و شصت و شش روز در ممالک افرنگ قضاوت فیلم ها می نماید و انگار این آدم مال این خاک نیست با آن عینک اش.

    چهارم: به میمنت و مبارکی، و با همت حسین آقا صفار اصفاهانی وزیر اساسی و اصولی ارشاد عوام الناس، فستیوال عالمی شعر فجر هم از لا به لای انواع و اقسام فستیوالات، متولد گردید و من فقط نمی دانم چنان چه فی المثل شعری از ممالک بورکینافاصو به دبیرخانه این فستیوال واصل شد با فقدان زبان مشترک چه کسی به چه رقم این شعر را قضاوت خواهد نمود و تکلیف قافیه و وزن و عروض و تشبیه و ایهام و صنعت چه خواهد شد. الله اعلم بالصواب. وقتی جناب محمود خان صدر اعظم که دهان عالمیان از کردارش مفتوح است رییس دولتی باشد بعید نیست وزیرش به چنین خرق عادت هایی دست بزند. خداوند هر دو را از شر شیاطین انسی و جنی محفوظ بدارد.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢٠ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر اسقاط دیوار بی اعتمادی

الیوم که بحمدالله و المنه مزاج این میرزا رجعت نموده و به ادعیه خیر قارئین جریده، بهبود نسبی حاصل شده، راپورت فخیمه مان نیز رجعت می نماید رجاءًا به جلب نظر مشکل پسند رعایا؛ لذا « راپورت می نویسیم » :

    یکم: آقا « موشه»ی کاتصاو، صدراعظم صهاینه که سابقاً داخل در امورات خلاف بوده با عیال مردم سر و سرّی داشته، حالیاً طشت رسوایی اش از بام فروافتاده، واسطه خود صهاینه از قدرت خلع گردیده، علیحده پی سوراخ « موش » می گردد تا از تبعات این اسقاط مصون باشد. فی الحال، نظر به پیشرفت تکنالجی و فقد تأسف بار سوراخ موش در ممالک دنیا، هرکس از رعایا جهت مشارالیه سوراخ مناسبی سراغ دارد و لسان عبری نمی داند ترجیحاً با ایمیل جناب نوری زاده       –کارشناس مورد وثوق صهاینه – کلیک حاصل نماید. یادم آمد که کوندالیزا خاتون نیز عقب یک طبیب حاذق جراحی جمال می گردد؛ اگر می شناسید معرفی نمایید ثواب دارد.

    دویم: عکاس باشی های فرز وکالت های اخباری، لحظه ای را ثبت نموده اند که از بد حادثه رییس بانک مالیه عالمی پا از نعلین خارج، جواریب آبکش شده عیان، هیچ فکر نمی کرده که در مملکت آتاتورک مجبور بشود خلع نعلین و کشف جوراب بنماید؛ لذا از آن جا که رؤسای عمده عالم، اعتنا به امور غیر معتنی به را جایز  نمی شمرند؛ زیرا یمکن که از اهتمام به حق و حقوق ولی نعمتان صهیونی شان   - که برکشیده آنهایند - وابمانند، سندیکای کشبافان و جوراب دوزان ترک اعلان نمود حاضر است به جناب رییس آنچه میل می نمایند جوراب صله کند.

    سیم: معلوم نیست این ناوگان بحری دولت اتازونی را که هر از چند گاهی  پهنه آبی خلیج فارسی را لوث می نمایند چه می شود که نیامده و لنگر نینداخته، لنگر کشیده فرار می نمایند. احدی از وکالت های اخباری راپورت داده یحتمل از خوف یک فروند قایق هسته ای مملکت محروسه ایران بوده که به جانب این ناو سیر  می کرده لیکن راپورتچی جریده ما کاشف به عمل آورد که عده ای از صیادان بحری بندر، قصد صید ماهیان کرده، غافل از این که صید ناویان آتش افروز نموده اند.

    چهارم:این اجلاس داووس واقع در بلاد امن سوییس هیچ نفعی اگر نداشت این ثمر را داد که به جناب «جان کری» رقیب ظاهری بوش در الکسیون مملکت اتازونی توسط آسیدمحمد خان، صدر اعظم سابق، به روشنی تفهیم شد که حماسه کربلا چه بوده و انرژی هسته ای حق مسلم ماست؛ فلذا با این وصف به نظر حقیر می رسد در صورت صدارت دموغراط ها در دوره آتی ریاست جمهوری ایالات متحده، جدار شامخ بی اعتمادی موجود خورد و خاکشیر شده، به قاعده یک ذرع هم ارتفاع نداشته باشد. الحمد لله.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :

السلام علی الشيب الخضيب

یکی از عللی که برخی از فرقه های اسلامی ما شیعیان را تکفیر می کنند همین افراط در پرداختن به عاشورا و حماسه حسینی است. متأسفانه مراسم مزبور آکنده شده است از چیزهایی که هیچ دخلی به اساس دین ندارد. اصل اسلام توحید است و همه چیز در این راه طفیل اند. درود  بر حسین.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز ۸ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :

اينم جواب پست قبلی نوشته دوربرگردان سایت بازتاب

جنبش‌هاي ايدئولوژيكي مجاهديني
در هفته‌اي كه گذشت فيلمي ابتدا روي اينترنت قرار گرفت و سپس از چند شبكه اروپايي پخش شد كه نشان مي‌داد دو عضو پارلمان اروپا، يعني «پائولو كاساكا» نماينده سوسياليست پرتغالي و «آندره بري» نماينده چپي آلمان در مجلس رقص مجاهدين در اردوگاه اشرف شركت داشته‌اند. البته «كاساكا» بعدا در مورد اين ديدار گفت: «اين ديدار با هدف كمك به برنامه‌ريزي آينده عراق صورت گرفته است».
اندكي پس از اين رسوايي، نماينده جنبش‌هاي خلقي بي‌وطن جهان كه در «دوربرگردان» مستقر است، بيانيه‌اي به شرح زير صادر كرد:

به نام خدا و خلق خدا
در هفته‌اي كه گذشت، بار ديگر دست استعمار و استثمار از آستين يك وب‌سايت به در آمد و سرسپردگان ارتجاع سياه بر آن شدند تا با انتشار فيلم جنبشي دو تن از نمايندگان پارلمان اروپا با برادران و خواهران مجاهد در قرارگاه اشرف، بر دامان سپيد مجاهدان اسلام ناب بعثي لكه‌اي ديگر بپاشانند. اما زهي خيال باطل! هر كس نداند، همه مي‌د انند، برادران و خواهران مجاهد ما، كه دوشادوش قهرمان بزرگ اسلام و ايران، برادر صدام حسين، مجاهدت‌ها كردند و خون‌ها دادند، هرگز بر گرد كاري كه با «خودسازي انقلابي» و ايدئولوژي‌هاي خلقي ـ اسلامي ـ ماركسيستي ـ ماترياليستي ـ شيعي همخواني نداشته باشند، نمي‌چرخند. آن كساني كه به خيال باطل خود مثلا برمي‌دارند فيلم قر و قمبيل و جنبش باسن و لرزش پيراهن مجاهدين نستوه با نمايندگان آزادي‌خواه پارلمان اروپا را از رسانه هاي سرسپرده‌شان پخش مي‌كنند، آيا واقعا نمي‌دانند كه خواهران مجاهد ما حتي در اروپا هم به حجابشان شناخته مي‌شوند، چه رسد به سرزمين نزول رفيق صدام؟ در سايه پايمردي‌ها و پايزني‌هاي اين عزيزان، هم‌اكنون هر توريستي كه در ونيز يا پاريس بانوي روسري بر سري را مي‌بيند كه با يك كاسه به نزد آنها مي‌آيد، فورا مي‌فهمد كه با يك مجاهد طرف است كه بايد براي براندازي رژيم آخوندي چند دلاري سرفه كند و چنين است كه اسلام مجاهديني تبديل شده است به مايه رعب و وحشت توريست‌ها! آن‌وقت برمي‌دارند فيلم رقص منتشر مي‌كنند. گيريم كه اصلا بوده، اين‌كه شما مقصود سرودهاي انقلابي را نمي‌فهميد و آنها را با ترانه اشتباه مي‌گيريد و يا معناي رژه و نمايش ايدئولوژيك را درك نمي‌كنيد و فكر مي‌كنيد اينها رقص است، آيا اينها دليل مي‌شود كه اعمال داهيانه مجاهدين بزرگ را با ذهن‌هاي ابتدايي، ناپخته، غيرايدئولوژيك و رياضت‌ناكشيده خودتان مقايسه كنيد؟ آري. چگونه ممكن است شما دريابيد كه در آنجا كه مي‌خواند «دندون دندونم كن، با دندون دون دونم كن» دارد از قول يك مجاهد نستوه به زندانبان بي‌رحم مي‌گويد «حتي اگر بند بند اجزاي مرا به نيش بكشيد، و زير شكنجه قطعه قطعه‌ام كنيد، من دست از آرمان‌هاي خود برنمي‌دارم»؟ آيا توان فهم آن را داريد تا بدانيد وقتي مكبر و مؤذن بزرگ خلق، بانو مرضيه مي‌فرمايد: «امشب شب مهتاب است حبيبم را مي‌خوام، اگر حبيبم خوابه، طبيبم را مي‌خوام» در حقيقت دارد روابط افلاطوني برادر مسعود و خواهر مريم و نظريه ازدواج و انقلاب ايدئولوژيك را تشريح مي‌كند؟ آيا حتما بايد به شما هم اعلام كرد اسم سازماني برادر مسعود، «باباكرم» است تا آن گاه بفهميد چرا چند بار تمام سالن با شنيدن نام «باباكرم» از انفجار صداي «دوستت دارم» پر مي‌شد؟

 ... ننگ بر ارتجاع باد، ننگ بر رژيم آخوندي. پاينده باد اميد خلق جهان برادر مسعود و رئيس‌جمهور مريم

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٥:٤٤ ‎ق.ظ روز ٧ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :

سلام

وقت که نمی کنم راپورت بنویسم تعدادی از بازخوردهای راپورت ها را بازتاب می دهم:

سایت اندیشه متعلق به مجاهدین خلق نوشته:

۱-

کزارش مافوق هنر دلقکی – سیاهبازی – سیاهکاری حوزوی زیر را حتماً با دقت بخوانید چونکه تولید از حوزه ی فرهنگی تواب سازی و اعتراف گیری وتحریف و شکنجه گری و سناریو  وپرونده سازی تؤام با تهدید کردن وفرهنگ ناب اسلامی  حاکم بر کیان پادگانی می باشد به سبک  ترکیب وتلفیق گفتمان مدل تحجرگرائی وخرافه پرستی پاسدار غلامک وگماشته احمدی نژاد  و تولیدی شعبه ی زندان اوینی کارگاه پاسدار سربازجو حسین شریعتمداری می باشد  که توسط  نوچه دست پرورده اش تنظیم وآماده است  که اگر این هنر را ادامه دهد تا بیش از این شکوفا و پرورد ه شود احتمااً نامزد بعدی پست وزیر سانسور و تفتیش عقاید خواهدشد . خلاصه این هنر که در راستای داغ کردن نمایش انتخاباتی می باشد که خودش  نوعی تبلیغات ویژه ی هنری بازجوئی  به روش چماق وهویج سلول زندان اوین می باشد  که در روزنامه ی پادگانی کیهانی  بصور بسیار هنزمندانه این ریپورت هنری مکتبی بازتاب یافته است که  در زمره  اجرا و  وظیفه اعمال تکلیفی  شرعی می باشد در مورد تقاضای عدم شرکت در نمایشنامه ی مضحک انتصاباتی خبرگان  و خیمه ی شب بازی انتخابات فرمایشی شوراها می باشد  که از سوی چند تن از ملی مذهبی ارائه  شده است که بقرار زیر است بخوانید تابشتر به نوع هنری جداگانه از نوع  طنز ستون گفت  شنود ویادداشت روز روزنامه ی کیهان است که  آشنا خواهید شوید. جالب است که  حتی تظاهرات 4 هزار نفره دانشجویان روز گذشته در دانشگاه تهران که پاره کردن  تصویر پاسدار غلامک و گماشته ی ولی فقیه احمدی نژاد  اره شد یا اینکه  معکوس در دست گرفته شده بود که به مفهوم  مخالفت وفروپاشی می باشد را 200 نفر اعلام شده است . در صورتیکه قبلاً همین روزنامه ی کیهان تظاهرات 200 هزار نفره در لبنا ن را 2 میلیون نفر اعلام کرده بود چون روی شیخ حسن نصرالله رهبرحزب الله لبنان سرمایه گذاری برای بحران سازی ر این کشور رده است باید که تبلیغ بزرگ نمائی وروغ کند.

دموغراطي ميل بفرماييد

يكم: از قرار مسموع، عده اي از رفرميست هاي مملكت عزم جزم نموده اند سفره رعايا را با يك طعام غريبي مسمي به دموغراطي (دموكراسي سابق) تزيين نموده، شكم رعيتي كه دستشان ......

۲-

گزارش کرده راپرت توتو نچی

از همه چیز گفته است و هچی

گزارش شده آسید محمد خا ن

که معروفست به سید خند ا ن

اکنون وی شده است هیچکاره

پس سوار شده است بر طیا ره

سفرکرده، رفته  به  اتا زونی

تا گفتمان تمدنی کند با فزونی

 

اما ویزا  نداده  به حداد عا دل

بااینکه واسطه گریست  قا بل

آسد محمد بوده  خوش شا نس

باهاش رسیده اند  به  با لا نس

دولت فخیمه،  صادر کرده تذکره

تادرمورد تمدن ادیان شود مذاکره

 

محمد البرادعی هم داده  گزارش

..........................................

یکی به نعل زده ،  یکی به میخ

آخوندهای هسته ای کرده سیخ

وی نامیده شده  معلوم الحا ل

......................................

برایش مهمست شکم واولا د

بی خیال شده ،  احمدی نژا د

چون ترسیده،  نشود ر ئیس

پس برای ملایان شده ا بلیس

هست مسلمان مسجد  ند یده

........................................

نقل شده  ،از مجهول المکا ن

کانال رابطه زده بابیت جماران

تاچگونه تبانی کنند همکارا ن

عملیات انتحاری  کنند یارا ن

 

گزارش شده است از را مین

چگونه آزاد شده وی از اوین

باایسنامصاحبه کرده جهانبگلو

گفته زندان اوین،   نیست لولو

چون کرده است ابراز  ندا مت

دراوین آخلاق آموخته باصداقت

خیال داشته،  کند انقلاب مخملین

در زندان شده است جزو نادمین

قبول کرده بوده همکار  خائنین

از این رو شده ، جزو  خاد مین

گفته از فلسفه،  رسیده به سیا

می گوید گول آن خورده بی ریا

چون بوده روشنفکر زیادیخواه

جهانی فکرمی کرده بطوردلخواه

 در اوین از وی شده رضایت

از ایشان نشده است  شکایت

چون تأئید کرده کرده  خیانت

کنون رهبر بهش کرده عنایت

 

فیض مهدوی درزندان رجائی شهر

کشته شده است با زور و هم  قهر

چون وی نبود زندانی سازش پذیر

نیت داشت  تا رژیم، برکشد برزیر

چون ندامت  نکرده بود و تو به

برای رهبر،  نخوانده بود  خطبه

همچون اکبر محمدی در زندا ن

اینهم کشته شد،به دست جلادان

 

رود ِ سرد

 

روزنامه ی کیهان  دوشنبه 13 شهریوماه سال 1385

 

در باب صدور تذكره فوري

 

اولاً؛ آسيد محمد خان، مشتهر به «سيد خندان» از اجله رفرميست هاي مملكت، سوار بر يك فقره طياره ممتاز به ينگه عالم سفر كرده تا در آن جا به ايراد خطابه حول مباحثه تمدن ها و اديان و غير ذلك به پردازد. از قرار مسموع، دولت اتازوني كه براي صدور تذكره از براي.....

شعر و نثر رو حال کردید...

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٥:۱٤ ‎ق.ظ روز ٧ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :