اندر شور شدن مکتب شيرين(نقل از کیهان)

   اولاً؛ به ميمنت و مبارکی، جنود ابليس با تحمل هزيمت سنگين، دست از پا درازتر از بلاد مسلمين در جنوب لبنان رمانده شد تا عالم، عالم است احدی از شياطين انسی و جنی، صورة تعدی به بلاد مسلمين آن هم از نوع شيعه اش را در مخيله خود نقش نبندد. فی الحال رعايای مسلم در جوانب عالم پای کوفته دست می افشانند و به غيرت شباب لبنانی رشک می برند و از بی غيرتی برخی سلاطين شان تبری می جويند. راپورت می رسد با اين فضاحتی که برای متعديان فراهم آمده سرکرده صهاينه، در يک ليل و نهار به قاعده چند مرتبه بر سر شارون حاضر شده، تظاهر به استغفار برای او نموده ليکن فی الواقع مشتی لعن نثار آن مرحوم می نمايد که از چه رو او را تنها گذاشته به ميهمانی ملائکه ی غلاظٌ شداد رفته و از اين شرمندگی معاف است.

    دويماً؛ از بلاد بريطانی، راپورت آوردند شياطين آتش افروز که در حرب لبنان دچار هزيمت شدند کلکی سوار نموده، به دروغ اعلان نمودند که در مطار لندن چند خروار بمب کشف نموده يک دو جين مسلمان هندو را که نيت انفجار داشته اند محبوس    نموده اند. استعمار سالخورده بريطانی که اين ايام به يک نوع مرض لاعلاج مسمی به« آلزايمر» مبتلا گشته به خاطر نمی آورد که دوران سوار نمودن اين رقم کلک ها به غايت رسيده و همين ايام پيشين بود که پانصد نفر از رعيت برگزيده اتازونی انهدام بروج دوقلو را کار بوش غير متعادل دانسته بودند.

    سيماً؛ خبر رسيد مکتب و ديوان شيرين خاتون وکيلة الدولة مسمی به « کانون مدافعين حقوق انسان » که در ايام و سنوات ماضی به طرزی غير مشروع و بدون تجويز وزارت فخيمه داخليه  به بشر حقوق از کف داده خدمت می نمود کلون شده و من بعد احدی از اعضا حق ندارد تحت اين لوا سينه بزند. هر که قانون نشناسد جناب مخدره شيرين خاتون که به نيکی به زوايای قوانين موضوعه اشراف دارند. سؤال اين جاست که از چه رو حتی الان به اخذ مجوز قيام نفرموده اند که حالياً خدمت به خلق بی نوای طالب حقوق، دچار وقفه شود؟ لهذا صدای يک فرقه ای مسمی به ديدبان حقوق بشر که هويت و جا و مکان معلومی نداشته درآمده که ؛ بيت:

            دفتر شيرين چرا ممهور شد
                            آش خوبي بود اما شور شد

    رابعاً؛ فرقه های طالب اصلاح، فوج فوج از پيوستن به جبهه موسوم به دموغراطی خواهی سرباز زده به نظر می رسد دست آخر خود آميز مصطفی به انضمام عيال و اطفال مربوط و عشيره معزز، جبهه مشار اليه را با سلام و صلوات تأسيس نموده از معدوم شدن حتمی دموغراطی در مملکت محروسه ايران ممانعت به عمل آورند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ٢٩ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر زدن چوب حراج به عمارت ملل(ادب و هنر)

    اولاً؛ شبکه فخيمه تلفزيونی بلد جميله اصفاهان که اولين شبکه در نوع خود است چند سنه است در حضيض نزول افتاده، توليدی که در خور اين بلد و رعايای آن باشد صورت نمی گيرد. ظريفی گفته است زين پس به جای شبکه اصفاهان بفرماييد شبکه طهران؛ از آن رو که اعزه اين شبکه زحمت کشيده پروغرامات شبکه طهران را طابق النعل بالنعل رله می فرمايند و حتا اخيراً عرق ريزان به طهران رفته حلقات پروغرام های سنوات ماضيه را اخذ نموده با شعف زايدالوصفی رله می نمايند. خداوند قوت شان دهد. از سويي  يک جوانک که در ايام ماضی در انتقاد از شباب مزلف و گيسو پريشان داد وااسلاما سر   می داد و اکنون، خود، پيه به سر می مالد از طهران برای يک پروگرام زنده با طياره به اصفهان آمده ده شتر زر و سيم حق القدم گرفته آفتاب غروب نکرده در طهران است. حبذا بر اين نحوه کسب و کار و حبذا بر وطن پرستی رؤسای تلفزيون اصفاهان.

    دويماً؛  آميز مهدی خان محقق که يک نفر پروفوسور و رييس لجنه ی مآثر و مفاخر فرهنگی است اعلان نمود اولين کنگره عالمی اشاعه زبان فخيمه پارسی در خرماپزان   سنه ي جاری در کالج بلد جميله اصفاهان اقامه می شود. در اين اجتماع، انديشه کنندگانی از بلاد هند و شامات و اتازونی شرف حضور داشته ايام و ليالی چند در اين سامان تفرج کرده نطق می نمايند و می روند. علی قول آميز مهدی خان حتی الان هشتاد رساله به رؤيت ايشان رسيده که بعيد است احدی از آنها از طبع مشکل پسندشان عبور بنمايد. خداوند طبع شان را تسهيل بفرمايد.

    سيماً؛ عمارت مجلله شارع محتشم کاشانی که در عهد صفويه منزل و اندرونی يک ارمنی مسمی به اصطفانيان بوده و اکنون در ملک بلديه است و خانه ملل نام گرفته عنقريب چوب حراج خواهد خورد و به ثمن بخس به بيع گذارده خواهد شد. وااصفهانا! ميرزا محمد علی چلون گر رييس اين خانه از زمانی که خبر دادن مجوز بيع اين عمارت به سمع اش رسيده دائماً اشک ريخته قابل به کنترل آب چشم خود نيست عنقريب زبانم لال صدمه ای به ديدگان مشار اليه وارد می آيد. ميرزا در اثنای اشک ريزان نامه ای تحرير نموده و برای جريده فخيمه کيهان تلغراف نموده که در همه عالم بناهای اثری را نگه داشته صرف فرهنگ و ميراث همان بلاد می کنند آن وقت شورای محترم بلد اصفاهان قصد دارد اين بيت کبير و جميل را با اندکی زر و سيم معاوضه بنمايد. خدا را خوش نمی آيد در سال عاصميت اصفاهان برای عالم اسلام مرکز اصفاهان شناسی را در معرض بيع قرار دهيد. نکنيد اين کارها را عاقبت ندارد. منتظر بوديم عمارت بغلی را هم منضم اين خانه بفرماييد که خبر رسيد آن را هم به کالج هنر که محل بعض قرتی بازی هاست هبه کرده ايد. حبذا بر عشقتان به فرهنگ و بلد خودتان اصفاهان! آن چه البته به جايي نرسد فرياد است. زياده عرضی نيست.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

بزرگداشت زاون خان ارمنی و حسرت به دلی ما(ادب و هنر)

    اولاً؛ چاپار از بلاد حافظ شيرازی خبر آورد که در آن بلد از برای جناب زاون خان ارمنی مجلس تفخيم و بزرگداشتی اقامه گرديده هزار تن از رعيت فارس گردهم آمده از زحمات ايشان و ميرزا عزت الله انتظام الدولة تجليل به عمل آورده دو بزرگوار را سر دست نموده به قاعده هفت ذرع در آسمان پرتاب نمودند، زين پس رؤسای اداره ارشادات اصفاهان و سايرين بايد افسوس بخورند که اولين هايي نبوده اند که از جناب زاون تقدير کرده جايگاه او را قدر دانسته اند. جناب ايشان که در خارج حدود بلده اصفهان معروف تر است و رعيت ساير بلاد قدر او را نيکوتر می دانند و خود ايشان از اين امر شاکی است از هم بلدی های ارمنی است که يد طولايي در نقد و کريتيک و تحرير کتب سينماتوغراف دارد و ممحض در مقوله فن و هنر است.

    دويماً؛ در تدوام تحريم و بايکوت عالمی صهاينه، يک فقره رژيسور صهيونی را به فستيوال ادينبورغ در بلاد بريطانی راه ندادند و در همان سرحدات انجليز قاطر او را رمانده تا خود فالسطين اشغالی چار نعل رفته. ايضاً احدی از فرقه های مطربی انجليز که قصد داشته در اسراييل کنسرت بدهد از اين کار انصراف داده حاضر نشده به بلاد قصابان خود را آلوده سازد. حبذا بر طرب شان. صدر اعظم بلاد بريطانی مسما به « بيلر » که در عالم، به کلب بوش مشهور است لازم است از اين اعمال اتباع مملکت خود درس گرفته آدم شده به جعده انسانيت بازگردد. ان شاء الله.

  سيماً؛ فيلم سينماتوغرافی « طبل عظيم تحت پای يسار » در فستيوال های اجنبی مثل فستيوال مسکو از اقبال خوبی بهره مند شده ليکن مع الاسف در مملکت محروسه خودمان به اين فيلم حربی اعتنايي نشده نه در فستيوال ها نه از جانب رعايايي که برای مقولات عشقی سر و دست خورد می نمايند و زر و سيم اعلا می دهند. الان در بلاد طهران فيلم را نمايش داده اند و خدا نکند به بلاد اصفاهان برسد که يحتمل از فرط بی اقبالی مجبور شوند حلقات فيلم را بدهند به اطفال با آن لهو و لعب کنند.

   رابعاً؛ ستاره موسيقای عالم اسلام که جوانک مزلفی است به نام « سامی يوسف » و از قضا ايرانی الاصل می باشد در استظهار از قيام رعيت لبنان ضد صهاينه و نار افروزی شيطان اکبر در شرق اوسط ( / خاورميانه ) عرق ريزان دو صد کنسرت داده و حتی در بلاد اتازونی اين شياطين را به چالش کشانده تاريخ اسلام الی زماننا هذا به ياد ندارد که جوان مطربی در حمايت از اسلام برخاسته باشد. خداوند اين حنجره را محافظت نمايد. ايضاً ذاکره تاريخی ما به ياد ندارد فرقه ای از شباب که همگی مسلمان باشند دائماً کنسرت اسلامی داده و در آن از رسول اعظم و تعاليم اسلام و مصائبی که مسلمين بدان دچارند آواز سر داده باشند.

    خامساً؛ در يک مراسم مجلل در بلاد طهران احدی از اتباع اتازونی که کتاب شريف قصه « مسافرت به گرای درجه دو صد و هفتاد » احمد ميرزای دهقان را به انجليزی ديلماج نموده، اين کتاب را معادل کتاب اوديسه هومر و نوشتجات اريش ماريا مارك دانست و آن قدر در ثنای آن گفت که عرق از جبين ميرزا احمد آقا جريان پيدا نمود و مجبور شد از خدمه يک دو جين دستمال جهت رفع عرق ها مطالبه کند. خداوند خيرشان دهد. اصولاً ديلماج اين قصه به لسان کفار، خود موجب فخر و مباهات و تحسين است. اميد که قلم سحرآميز ايشان يوماً بعد يوم جادو کند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

در باب مقاومت مدني(نقل از کيهان)

اولاً؛ جيوش سماوي صهاينه كه قصد داشتند با طياره و يكي از آلات جديده سماوي مسمي به هلي كوپتر كه در لسان عجم، بالگرد معروف است به ارض لبنان نزول كرده به يك مريض خانه هجمه نموده افساد كنند ملتفت نشدند به چه رقم و از كدام دروازه شباب حزب الله از در درآمده بر آنها تاخته و پنجه بر گريبان آن قوم انداخته و آنان را مجبور به فرار ساختند. حبذا بر اين غيرت!
از جانبي راپورت رسيد اجتماع روساي بلاد مسلمين در استظهار از دفاع ابناء لبنان با حضور اقل از نصف اقامه شد تا بي غيرتي بعض سران اسلامي به رتبه اي برسد كه بتوان به صدام تكريتي گفت، بيت:
زدي چو لاف كه بي غيرتي و نمره يكي
امير اردن و مصر و حجاز گفت زكي!
همه اين وقايع را در كنار ميثاق سران ملك مصر و حجاز با كونداليزا خاتون بنهيد ببينيد چه نتيجه اي حاصل مي آيد. صد رحمت حواله «هوغو شاوز» صدر اعظم بلاد ونيزوييلا كه معلوم نيست در چه دين و آييني سلوك مي نمايد اما آن قدر پهلوان هست كه قنصول خود را از پالسطين اشغال شده فرا بخواند. طرفه آن كه در مملكت محروسه خودمان احدي از جريده نويسان زحمت كشيده بابت رعيت لبنان نسخه شفابخشي پيچيده، آنان را به استعمال مقاومت مدني ترغيب و از مقاومت حربي تحذير نموده. به نظر چاكر، لازم مي نمايد مخ شريف مشاراليه كه از شدت تيزي و فطانت بي مانند است به جهت اجتناب از فاسد شدن، در يك پياله الكل صنعتي غوطه ور شود. حال اگر سائلي بپرسد چرا؟ پاسخ آن است كه حيف است اين مخ به جهت اين امور تحليل برود. كسرالله امثاله.
دويماً: از سمرقند و بخارا چاپار خبر آورد نسيم دموغراسي و آزادي اتازوني مشام رعيت افغان، خاصه مخدرات آن جا را نوازش داده آنان را به مكتب هاي تعليم مطربي و آواز كشانده مبلغ نه هزار دولار امريكي بابت پانزده نفر ضعيفه از كيسه داده اند تا به احسن وجه، طرب انگيزند و رعيت پابرهنه را مدهوش ساخته شكم گرسنه آنان را از ذكر طعام بازدارند. بيت:
ساقي و مطرب و مي جمله مهياست ولي
عيش بي يار مهيا نشود يار كجاست؟
سيماً؛ از ايالت آريزونا واقع در ينگه عالم راپورت رسيد سلاطين آن جا براي آنكه رعيت بي تفاوت را بأي نحو كان به پاي صناديق رأي بكشانند مقرر فرموده اند مبلغ هزار هزار دولار امريكي به تير قرعه به احدي از مشاركين در انتخابات صله داده مشعوف اش سازند. از قرار معلوم در بلاد اتازوني اگر بي نهايت خود را هلاك كرده پروپاگاندا راه بيندازند حد اعلايش، خمس رعيت از منازل خروج كرده براي رأي دادن، مي روند كه النهايه ، متمول ترين افراد كه از قضا راهزن ترين آنان نيز هستند منتخب رعيت مي شوند؛ لهذا سلاطين خوش ذوق آن جا به چنين صرافتي افتاده اند.
رابعاً؛ خبر رسيد اعضاي فرقه اي پلتيكي كه در سنوات اخيره رعيت مملكت، آنان را جواب كرده اند در يك عمارت مجلل در شمال بلاد كبيره طهران مجتمع شده شبي را تا ساعت سه از ليله گذشته در يك ضيافت مختصرا غيرخودماني با حضور بعض قنصول هاي اجنبي يك خندق اشك ريخته دو صد جامه دريدند كه از چه سبب، در ميان رعيت محلي از اعراب ندارند و چه كنند كه مره اخري سريرهاي قدرت را فتح نمايند. از قرار معلوم از شدت اشك فرقه مذكوره، عمارت مجلل را آب برده و اعضاي فرقه را خواب.
 

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر تحريم صهاينه در فستيوال های معتبر (نقل از هفته نامه اصفهان زیبا)

    اولاً؛ فستيوال عالمی و معتبر افلام فوتوغرافی موسوم به « لوکارنو » که در بلاد امن سوييس اقامه می شود نام صهاينه که دست شان تا مرفقين به خون ابنای پالسطين و شامات آغشته است را از فهرست اسپنسرهای اين فستيوال حذف نموده باقيات الصالحاتی برای اقامه کنندگان اين فستيوال فراهم آمده است. راپورت رسيد برخی پرودوسرها و رژيسورهای سينمای ايران هم در استظهار از قيام شباب پاکباخته لبنان و محکوميت جرايم صهاينه به اقصا نقاط عالم چاپار فرستاده که تحريم کنيد اين قصابان ضد بشری را. از قرار معلوم، نامه ها اثر نموده يک دو جين جوابيه آمده که با شما هم رأی هستيم.

    دويماً؛ انتقال فستيوال عالمی افلام اطفال به بلاد همدان که بدون هماهنگی با دارالامارة اصفهان صورت گرفت در شرايطی بود که شمار وافری از اهداکنندگان صله به اين جشنواره به نيت عاصميت (/ پايتختی) اصفهان قصد داشتند کاروانی به استعداد چهل شتر از هدايای خود را ويژه اين پايتختی حواله کنند. فی الحال که قرار است فستيوال در همدان اقامه شود يحتمل هدايا از چهل شتر به يک و نيم رأس حمار تقليل خواهد يافت.

    سيماً؛ ابنيه ميراثی بلد جميله اصفهان، قرن هاست از تطاول يادگارنويسان که انگار تيغ بر روی محبان فرهنگ می کشند مصون نمانده هنوز اين امکان هست که صاحبان عقده های فروخورده و علافان آفتاب خورده با يک شيء نوک تراشيده يا حتی با نوک انمله سينه اين آثار را خراشيده عقده خود کم بزرگ بينی را تشفی بخشند. در بلاد يوروپ که به ظاهر لِوِل فرهنگیشان يک وجب از بلاد شرقی تفوق دارد هم آثار فرهنگی شان را جا به جا با شيشه محصور نموده اند. اين ميرزای حقير يک مرة در راه پله های عمارت وزين و مجلل و شاه نشين عالی قاپو بسکه به بشنه اين ديوار، خراش رؤيت نمود حالت ضعف عارض اش شد کف بر دهان اش آمد به حالت مصروعين بر زمين شد آب قند آوردند بحمدالله به خير گذشت.

    رابعاً؛ از بلاد کاشان تلغراف رسيد احدی از اتباع آن جا مبادرت به صناعت يک فقره مناره مسين به قاعده هفده ذراع و پانصد من تبريز نموده است. خداوند قوت شان دهد. ميرزا رجب علی راعی که قصد دارد اين مناره را با قلم قلمزنی خود نيز بيارايد توضيح نفرمود که محل کاربرد اين مناره کجاست. زياده عرضی نيست.

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱٥ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر انتقال فستيوال اطفال(نقل از هفته نامه اصفهان زیبا)

    اولاً ؛ راپورت رسيد سراج الدين زرحنجره که از اتباع بلد شريفه خودمان است عنقريب جهت رعايای « فرست کلاس » کنسرت فخيمه ای داده عوايد مربوط را به سائل و ابن السبيل و مرضای از مؤمنين اختصاص می دهد. خداوند خيرشان داده حنجره مربوطه را يوماً بعد يوم زراندودتر گرداند.

   دويماً؛ برخی رعيت بلد فخيمه صفاهان علاقه وافری به يک فقره فعل منکر موسوم به« گلدکوييست » از خود بروز داده اند که مع الاسف به رغم پيگرد عدليه هنوز به طور قاچاق و تحت الارض در جريان است. من نمی دانم اين پول سرگردان رعايا بالمآل چه زمانی مي خواهد به قاعده و به جا صرف شود.

   سيماً ؛ فستيوال عالمی افلام فوتوغرافيک اطفال و نوجوانان که به طور ده پانزده سنه در بلد فخيمه ما جاری بود بغتةً به بلاد همدان منتقل گرديده اطفال و نوجوانان اصفاهانی مجموعاً يک خندق اشک ريخته دو صد جامه دريدند که چرا؟ از قرار مسموع مناقشه بر سر اين که چه کسی زر و سيم فستيوال را بدهد و چه کسی راهبری کند علت انتقال اين جشنواره معظم از اصفهان بوده اما خلق الناس نيک می دانند که هيج کجای عالم اصفاهان نمی شود. عنقريب تلغرافی به مکتب ميرزا علِی خان رضاداد زده مراتب شکواييه رعيت اصفهان را به سمع آن جناب خواهم رساند. ان شاء الله.

   رابعاً؛ در سنوات ماضيه احدی از مؤمنين بلده، طرحی را به نزد آميز علی آقای قاسم زاده که از رؤسای بي نظير بلديه به شمار است برده که به موجب آن يکی از باغات بلديه به کتاب الهی اختصاص داده شود و در آن مؤمنين عيالوار دست عيال و اولاد خود بگرفته دمی در اين باغ آسوده، در خلال تفرج، از يم واسع قرآن نيز بهره ای ببرند ليکن مع الاسف به طور چند سنه، اين طرح به زمين مانده، غبار ضخيمی بر آن جلوس کرده، ابصار مؤمنين بر قلم جناب رييس بلديه خشکيده اما امريه ای برای اختصاص ملک به اين پروجکت معنوی صادر نشده. راپورت رسيد، آميز علی آقا از جلسه ای که برای چانه زنی به محضر رييس بلديه رسيده اشک ريزان خارج شده از فرط غيظ حاضر نشد با راپورت چی جريده مصاحبه ای بنمايد. اعظم الله اجره. من نمی دانم حالا که حکومت، حکومت اسلام است از چه رو اين قدر فرصت سوزی می شود. زياده عرضی نيست.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر سقط رييس جنود صهاينه(نقل از کیهان)

    اولاً؛ رييس جنود صهاينه از فرط غيظ بابت هزيمت سنگين لشکريانش در منطقه حرب در جنوب بلاد شام و اجبارشان به عقب کشيدن، سقط شده کف بر دهان اش آمده به طور مصروعين بر زمين شده عنقريب سرازير گور می شود. ان شاء الله.

   شباب حزب الله که از قصد تعدی صهاينه با خبر بوده پيش دستانه اقدام به دفاع نموده نفس عدو را بريده هر رقم تقدير و انتظام را از آنان ستانده لشکريان عدو صهيونی فرصت محک نيافته اند که آيا از جو آسمان هجمه کنند بهتر است يا از زمين؛ لهذا آشی طبخ شد که رؤيت نموديم و نموديد و پارلمنت شان به جان دولت افتاده که چه ابلهی گفت ارضاً داخل بلاد شام شويد که الآن با صدها قتيل و مجروح بار و بنه جمع کرده رجعت نماييد؟ لهذاعنقريب است که امت اسلام از بابت اين فتح عظيم پای کوفته و دست افشانده ، روی اسود بعض سلاطين بی کفايت و مفتيان کبير البطن خود را نظاره، صد لعن نثار آنان کرده صد سلام صله شباب غيور حزب الله کنند. احدی از اين سلاطين، صدر اعظم بلاد مصر بوده که به طور پنجاه سنه است سلطنت را با چنگ و دندان محافظت نموده، در عقد اخوت با صهاينه پيشقراول است و اين مرة هم از در استظهار از صهاينه درآمده، وجود قنصول صهاينه در مصر را مفيد فائده دانسته. اين تخم و ترکه فرعون خوب است نعش اجداد خود را پيش چشم دارد و متنبه نمی شود.

    دويماً؛ راپورت رسيد دولت فخيمه، به احدی از احزاب، من بعد جواز نشر جريده يوميه نمی دهد از آن رو که در سنوات اخيره آن چه جريده هاشان مرتکب فعل قبيح شده از در بيرون می شدند صبح علی الطلوع خروس خوان جريده ای ديگر از پنجره به درون     می خزيد و روز نو روزی هم از نو و بدين نحو وزارت فخيمه انطباعات دور زده می شد. حالا از اينها هم که غمض عين بنماييم يک نظری به نحوه طبع مطالب در بعض از اين جرايد در فتنه اخير شامات که جرايد بلاد کفر هم از در حمايت از اسلام درآمدند معلوم می نمايد که درون اين ژوغناليست های به اصطلاح وطنی نسبت به اسلام و مسلمين چه می گذرد.

    سيماً؛ از بين النهرين چاپار خبر آورده که فرقه ضاله و روسياه مجاهد که به طور سی سنه دست اش تا مرفقين به خون طيف عظيمی از ملت ايران آغشته است به مدد الهی در شرف اخراج ذلت بار و مسکنت گونه از آن بلاد است که فرمود:« ضربت عليهم الذلة اين ما ثقفوا...»؛ هر جا که باشند چنين اند. به نظر می رسد قعر دوزخ تنها جايي است که اينان از آن جا اخراج نخواهند شد. 8/5/85

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

جاده ربح آور ابريشم(نقل از کیهان)

    اولاً؛ بعض شيوخ و سلاطين وزين و برجسته عرب - زادهم الله عرضاً و طولاً- چنان از قيام شباب پاکباخته لبنانی عليه صهاينه استظهار نمودند که روی صدام معلوم الحال کالشمس وسط السماء بيضاء گشته است! از قرار مسموع احدی از آنان پا را از اين فراتر نهاده به رؤسای صهيون تلغراف زده که قتال کنيد با اين شباب محارب . نمی دانم اگر عوايد نفط و غاز و وعده امنيت اتازونی نبود اين قوم، حتی الان به کدام بيغوله گريخته بود. امام الجماعة بيت الله الحرام که سنه ای يک مرتبه به اوضاع پلتيک عالم اشارتی     می فرمايد به ظاهر اين مرة نيز عليه اين حرب، قالی نموده اما دريغ از يک فعل متحد که از ناحيه سران شان صادر شود. بيت :

دو صد گفته چون نيم کردار نيست. و ايضاً بيت :

مرا به خير تو اميدی نيست شرمرسان.

    دويماً؛ استعمال يک فقره چفيه توسط صدر اعظم بلاد اندلس مسما به «خوسه لوئيس رودريگز زاپاته رو» در استظهار از دفاع حزب الله از مملکت محروسه شان، غيظ صهاينه را به درآورده عن قريب است او را از حکومت ساقط بنمايند. همين جوان تازه به سلطنت رسيده چندی پيش جنود و لشکريان خود را از بين النهرين فراخواند و از اجتماع هيزم بيشتر برای احتراق اين بلد مسلم تبری جست.

    سيماً؛ ميرزا اکبر خان عبدالممالک به اصدقای خود اندرز داده که « و لا تلقوا بايديکم الی التهلکة »، ديلماج: از خوف موت انتحار نفرماييد. چه خبر شده؟ گيرم که قرار است از ذهن شريف رعايای اين مملکت الی الابد محو گرديد چرا پيش دستانه به القای نفس خود در هلاکت دست می يازيد؟

    رابعاً؛ جمعی از قاعدين طالب اصلاحات که مدتی است از کار و کاسبی افتاده اند و بعضاً محتاج نان شب هستند تا شکم عيال خود را اشباع نمايند راهی طريق ابريشم   شده اند تا بلکه خداوند از اين طريق روزی برساند. از قرار مسموع اولين منزل ايشان سمرقند و بخارا بوده با صدر اعظم افاغنه شبی را در کاروانسرای شاهی آن بلاد سر کرده صبح علی الطلوع راهی شده اند. رزقنا الله و اياهم.

    خامساً؛ همين ليله ماضيه وارد تار گسترده عالمی مسما به « اينترنت »که احدی از ماشين های محير العقول به شمار است شده ديديم حرف های برخی جريده نويسان وطنی در تارنمای وزارت حرب اتازونی موجود است. عجب از اين قطاع طريق که به طرفة العينی خطابات و تحريرات عده ای از طالبان اصلاح را از مملکت فخيمه سرقت نموده در تارنمای هک شده خود قرار می دهند. يک موقع تصور نفرماييد که راپورت چی ها و ژوغناليست ها و خطيبان محترم و شريف اصلاح طلب ، زبانم لال، اقدام به اخذ مطلب از آن تارنمای معلوم الحال کرده اند نه. طالبان اصلاحات در مملکت محروسه ما خود دارای عقبه ايدئولوجيک غنی ای هستند. خداوند حفظ شان کند.1/5/85

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

نِعمُ الشباب(نقل از کیهان)

    اولاً؛ فی الحال که قوم بنی اسراييل مشغول به افساد فی الارض در وهله ثانی است (لتفسدن فی الأرض مرتين) و از فرط استيصال به قتل اطفال و نسوان سعی بليغ دارد يک فرقه از شباب غيور شيعه مرتضی علی در بلاد شام مسما بحزب الله چنان هجمه ای بر جنود بری و بحری صهاينه نمودند که از قرار مسموع حتی الآن انگشت تحير به دهان تعدی گران مانده و تا اين ساعة ملتفت نشده اند ضربه را از کدام ناحيه و با کدام آلت حرب خورده اند. نعم الشباب!  از جانب ديگر راپورت می رسد افساد قوم معلوم الحال صهيون محدود به تجاوزات آشکار نيست و صدر اعظم بدکاره آنان مسما به « موشه » با مشتی از مخدرات، افساد نهانی داشته  اخيراً طشت رسوايي مشار اليه از بام فروافتاده.

     ثانياً؛ اخراج و نفی بلد رييس فرقه مفتشان انرژی ذره ای از مملکت محروسه ايران، به مذاق دولت اتازونی خوش نيامده از قرار معلوم ناطق کاخ ابيض از فرط غيظ، چند فقره مايکروفون که در پشت آن مشغول به خطابه بوده را خرد نموده به حالت مصروعين کف بر دهان اش آمده و دفعةً بر زمين شده، آخر الامر به مريض خانه منتقل گرديده است.

    ثالثاً؛ ميرزا اکبر خان منور الظلمات که هنوز از محبس رهايي نيافته مشغول به سياحت دور عالم در هشتاد يوم است اعتصاب طعام خود، که لولا البداء، بی حرف پيش، ايامی چند به شرط نرسيدن مائده غيبی ادامه دارد را در يک سفره خانه مجلل در احدی از بلاد يوروپ با حضور رفقا به صرف پلو و کباب اعلاء اعلان عمومی نمود. هر چه باشد اعتصاب طعام به اعضا و جوارح آدمی خسران مبين وارد آورده، لازم می نمايد قبل الموعد قدری پروار نمود. از جانبی شنيده شد عده ای از بازماندگان قوم لوط که از فرط  بی چاره گی به ممالک اجنبی التجا پيدا کرده اند از عمل ميرزا اکبرخان استظهار نموده اند. حشرهم الله مع اسلافهم.

     ايضاً راپورت موثق می رسد مجلس وعظ فرد مذکور در بلاد انجليز، به اغتشاش و تمرد بعض مشارکين در اين جلسه ختم گرديده ضعيفه ای که سخنران محترم را قاتل فرزندش به شمار می آورده لب به اعتراض گشوده که چه گونه هنوز از محبس خلاصی نيافته به دور افتاده و با حريت تمام عليه مملکت فخيمه خطابه می نمايد و اين چه رقم حبس کشيدن است که همه چيز در اختيار فرد محبوس باشد؟ از قرار مسموع در انتهای اين مجلس مع الاسف کار به گيس و گيس کشی انجاميده يک دو جين دست و پا شکسته است. العهدة علی الراوی.

    رابعاً؛ از عدليه بلد شريفه قم خبر تلغراف رسيد متمردين در يکی از جلسات خطابه اين بلد که به خطيب محترم اعتراض کرده نزاکت مجلس را رعايت ننموده اند محکوم به نفی بلد، تحمل حد شرعی و حبس و غيرذلک گرديده اند. برخی رعايای مؤمن به جريده شريفه ما تلغراف زده اند که بابت شدت حکم اين شوربختان، خندقی اشک ريخته رجای واثق دارند در رأی محکمه تجديد و تخفيف اعمال گردد. فرقه معترض نيز تعاهد کنند من بعد کلام خود را باقتضای حال و در جای خود القا کنند. 24/4/85

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر استحاله نمايشات (نقل از هفته نامه اصفهان زیبا)

    اولاً : از زمان آغاز حکومت محمود خان صدر اعظم، مؤمنين رجای واثق يافتند که من بعد فضای بلاد با نمايش دادن افلام بی ريشه که دائماً يک جوانک مزلف، عرق ريزان در پی دوشيزه ای، خود را هلاک می نمايد و ايضاً افلامی که به طور پلتيک فضا را مشوش جلوه می دهند آلوده نخواهد شد ليکن از قرار مسموع فيلم خانه وزارت هدايت عوام هنوز از لوث وجود اين رقم افلام سينماتوغرافی که ما ترک حکومت قبلی به شمار است پاک و مطهر نگرديده، لازم است فراش باشی را مأمور کنيم جاروبی به فيلم خانه مذکور بکشد و ته مانده فيلم ها را رد بنمايد.

    دويماً: ميرزا محمود خان نقاش باشی مشتهر به فرش چيان که لنگه ايشان در سراسر عالم يافت نمی شود و از نوک قلم نقاشی شان لؤلؤ منثور تراوش می کند و بابت جسمان شريف و قلب ظريفشان در مملکت اتازونی به سر می برند ايام معدوداتی قدم به زادگاه خود نهاده بلد فخيمه صفاهان را منور فرمودند. ليکن از فرط ازدحام و مراجعاتی که به ايشان شد رجعت را بر قرار ترجيح داده تشريف بردند. به مخيله حقير می رسد اگر جناب ايشان در همين بلد جميله و در عمارتی خوش آب و هوا  رحل اقامت بيفکنند نه قلب مبارک را علتی عارض می شود و نه رعيت را از محضر ايشان محروميتی حاصل.

    سيماً: جناب زاون خان ارمنی که به طور زايد الوصفی به کريتيک افلام و نقد اعمال رژيسورها و آکتورها مشغول است فرصت نمی نمايند اين صفحه جريده ما را به خامه قلم خود بيارايند انگار که قريب بيست سنه آتيه برايشان فراغتی حاصل می شود. آن چه به محضرشان تلغراف زديم گفتند در بلاد طهران مشغول رژيسوری افلام مستند هستند. خداوند قوت شان دهد.

    رابعاً: راپورت می رسد اوضاع نمايشات صحنه ای در بلاد صفاهان به غايت منحط و دچار ضعف و مرض گرديده نه تماشاخانه ای هست نه نمايشی نه آدمی که يک فقره درام يا يک تراژدی تحرير کند و برای رعيت نمايش بدهد. فقط يک حوزه ای هست در شارع آمادجاه که يک نمايشات نيم بند می دهد. خداوند خيرشان دهد.  از ميرزا حسن آقای اکليل الدوله که يکه تاز نمايش هجو بوده هم راپورتی نمی رسد. از قرار معلوم با تلفزيون عقد اخوت بسته دائماً نمايشات ديجيطالی می دهد. اصولاً رعيت اصفهان علاقه شريف شان به اين قرتی بازی ها تعلق نمی گيرد. 21/4/85

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر تمرد شتران(نقل از کيهان)

    اولاً: شيرين خاتون وکيلة الدولة که از فرط آزادمنشی در مجامع خارجه، منکشف حاضر می شود و اين عمل را به جهت احترام گذاردن به طرف مقابل انجام می دهد در مرثيه مخدرات اجتماع کننده در شارع هفتم تير که عده ای تحويل نظميه شده اند به طور يک خندق اشک جاری ساخته و گيسو پريشان کرده که با ضعيفه ها چه کار داشتيد؟ مخدره مذکوره از فرط دپرس بودن توضيح ندادند که اجتماع نسوان از روی نشوز بوده يا وفق قانون. به نظر می آيد راپورت به قتل رسيدن يوميه نسوان و اطفال و ابنای فلسطين هنوز به سمع شريف ايشان که اشتغال عمده ای در مقوله حياتی حقوق بشر دارند نرسيده.

    دويماً: راپورت موثق می رسد قاعدين و بازنشستگان اصلاح طلب - ايدهم الله تعالی- کراراً مجالسی که شباهت زيادی به مجالس ترحيم دارد اقامه نموده در آن به آناليزه کردن مقوله شکست، اهتمام فرموده، به رفتارشناسی ياران صديق همديگر اشتغال و علاقه وافر دارند. در احدی از اين خطابات، عنوان گرديده که در زمان استيلا، ارجُل و ايدی و افئده و عمل آن بزرگواران هر کدام مِن خلافٍ به جهتی می رفته است. فی المثل اگر ذهن شريف شان به جهت يمين ميل می کرده قلب سليم شان به يسار و کردار به جنوب متمايل بوده است و از اين راهگذر ملغمه ای درست شده که نگو و نپرس. حقير پيشنهاد      می دهد در صورت استيلای مجدد آن برگزيدگان، دست و پا و زبان و در صورت لزوم ساير اعضای خود را با جسم وثيق و محکمی بسته دارند تا از سرکشی و باری به هر جهت بودن به دور باشند.

    سيماً: پارلمنت دول يوروپ که به طرز محير العقولی در عمل همانند مرغی به نام بوقلمون رفتار می کند يک فقره ضعيفه تروريست معروف به اسم مريم خاتون قصاب که در ايام ماضی به طرز خفت باری از احدی از بلاد کفر رانده شد را فراخوانده تا در آن جا در مورد مسأله ذره ای ايران خطابه کند. در همين ايام، از ميرزا علی آقا ولد مرحوم آميرزا هاشم دعوت کرده تا با وزير خارجه شان مذاکره نمايد. اين ملون بودن طبع و    بی شرمانه رفتار پلتيکی نمودن خاص رؤسای اهالی يوروپ به شمار است. به نظر حقير می رسد اعتماد به يک قالب يخ در زير آفتاب تموز، نيکوتر از اعتماد به اين رقم آدم هاست.

    رابعاً: از شارع باستور واقع در جنوب بلاد طهران تلگراف رسيد برخی زعمای پيشين عمارت صدر اعظم که به کار تحقيق و استخوان خرد نمودن برای مسائل عمده و استراتژيک مملکت مشغول و عرق ريزان بوده اند ده شتر زر و سيم را برای تحقيق در امور حربيه به سمت عمارتی فرستاده اند که مربوط به امور حربيه بوده ليکن مع الاسف   شتران در ميانه راه تمرد کرده به سمت عمارتی رفته اند که در آن حول مسائل معرفتی کاوش می نموده اند. اين که عرفان و معرفت در کدام مدخل با واژه حرب اشتراک دارد امری است که از حوزه فهم اشتران خارج و سخن دانان بايد اهتمام زايد الوصفی برای کشف آن مبذول دارند. 17/4/85

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر حکايت گيس و گيس کشی(نقل از کيهان)

    اولاً: از کاخ ابيض واقع در ينگه عالم تلگراف رسيد جناب جورج بوش ثانی از موعدی که جناب محمود خان صدر اعظم برای ارسال جوابيه ی پکيج زعمای يوروپ مقرر فرموده اند بی نهايت ناخرسند است و در يک ليل و نهار به طور مجانين يک دو جين پيراهن می درد و به قاعده آفتاب زدگان بيست مرتبه به زير دوش می رود که عجب غلطی کرديم.

    دويماً : از سنت پطرزبورغ راپورت می رسد جناب مخدره دوشيزه جميله نمونه سرکار خانم رايس که در زيبايي و کمالات، شهره عالم است در آن مملکت با جناب سِر لاواروف روسی دست به يقه شده ، پا را از حدود نزاکت پلتيکی فراتر نهاده ، بر سر مناقشه   ذره ای مملکت ايران گيس و گيس کشی راه انداخته که چرا با ما همراه نمی شويد. ضعيفه مذکوره تصور فرموده اند آن جا مملکت اتازونی خودشان است که بر سر يک فقره پول سياه، با يکديگر قتال می کنند.

    سيماً : ميرزا اکبر خان منور الدوله گنجی که ايام و ليالی ماضی در حبس به رياضت مشغول بوده و اخيراً خلاصی يافت طبق مسموعات، دوباره علی الدوام به اين کوشک و آن کوشک رفته حرف های مجهولی زده با افراد اجنبی مصاحبه کرده حرف های گذشته را تکرار می فرمايد. به مخيله حقير می رسد که دوران حبس چنان به مذاق شان شيرين آمده که ميل می نمايند مجدداً به آن مکان شريف رجعت نمايند.

    رابعاً: ميرزا اسفنديار خان مشاء الدوله نايب السلطنه در امور سياحت و تفرج که در ايام ماضی از او نقل قول کرديم که افاضه کرده بودند دوران اسلام گرايي به غايت خود رسيده و بسکه منتظر تکذيب مشار اليه مانديم چشم مان به اوراق شريفه جرايد خشکيد همين ليله جاريه در راپورت خبری بيست و سی - که احدی از بخش های خبری     محِير العقول به شمار است - زبان به تکذيب گشودند؛ ليکن نه از بابت آن راپورت سابق بلکه از بابت راپورتی که اخيراً منتشر شد که از قرار مسموع با يک مخدره اجنبی به طور ژورناليست ها يک فقره مصاحبه ترتيب داده و در آن فرموده بودند که در مملکت فخيمه ايران ذره ای محدوديت برای برداشتن برقع زنان وجود ندارد و مخدرات به ويژه سياحات اجنبيه می توانند با حريت تمام در جمع منکشف حاضر شوند. اين خبر نيز دو سه ليل و نهار خواب را از چشمانمان ربوده خندقی اشک ريخته بوديم که بحمدالله با تکذيبيه امشب، خيالمان آسوده گرديد؛ ليکن اين شفقت و دلواپسی هنوز هست که جناب ميراث السلطنه، بغتةً، زبانم لال، دهان مبارک به گفتارهای عجيب و الفاظ غريب، مشوه سازند. به نظر می رسد بايد جلسه ای خدمت ميرزا محمود خان صدر اعظم رسيده، گزارشی خدمت ملوکانه ايشان عرض کنيم.زياده عرضی نيست.10/4/85

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر احوالات بوش ثانی و اتباع(نقل از کيهان)

   فی الحال که انرژی ذره ای به همت شباب مؤمن مملکت به مرحله استغنای اورانيوم رسيده و ماشين های محير العقول سانتريفوج به حجم يکصد و شصت و چهار فقره آبشاری تشکيل داده تا عن قريب صهاينه را که از فرط غيظ از بابت اين فتح عظيم، شارون را گور به گور می کنند ريشه کن کند رفتارشناسی بوش و اذناب اش موجب ادخال سرور است:

1-   رفقا در ذاکره شريفه شان هست که در ايام ماضی، ترجيع بند نطق های سراسر معوج بوش که خود اتباع مملکت اتازونی به درستی او را « احمق » لقب داده اند استعمال قوه قهريه در قبال مملکت فخيمه ايران بود ليکن هنوز خبر استغنا از دهان مبارک ميرزا محمود خان رييس الوزرا در بلاد طوس خارج نگشته ورق حماقت اين آدم رجعت نمود و اعلان کرد اشتباه نشود قوه قهريه در اين زمان و بلکه در کليه ازمنه وارد شدن از باب پلتيک است.

2-   همين امروز در طليعه فجر کاذب، با نذر و نياز - بلکه منحرف نشويم - وارد تار گسترده عالمی که اطفال آن را « اينترنت » می خوانند شديم به طرفة العينی شبيه طی الارض به مملکت انگليز رفته وارد پاتوق بنگاه راپورت پراکنی بی بی سی شديم که به همين ديدگان خواب آلود خود ديديم از قول احدی از وکلای سنا که هم دسته بوش و مسما به « جمهوری خواه » است و می دانيد اينها فرقه ای هستند که علی الدوام بر طبل حرب می کوبند نوشته : استعمال قوه نظامی عليه مملکت ايران ممکن نيست. اساساً تلکس خبرپراکنی ها مشحون است از مطالب مشوش که محکی از اعوجاج و صرع و سرگيجه اعاظم کفر در پی شنيدن اخبار خوش ذره ای است.

3-   جناب سر محمد خان برادعی دست از پا درازتر از مملکت محروسه به وطن خود رجعت نمود و حامل اين راپورت برای اعاظم فشاردهندگان بر خود شد که ای پدر! آب در هاون کوبش دهيد بر اين رويه که در پيش گرفته ايد ارجح است. اين مملکتی که من رؤيت نمودم و سنواتی چند است با آنان مناقشه می کنم نه چنان است که شما می انگاريد. برويد جل و پلاس مجتمع کنيد که قطب بندی قدرت عالمی دارد ديگرگون می شود.

4-   پيش گويي چاکر آن است که اتباع بوش ثانی به طور تدريجی از گرد اين تخم و ترکه قارون پراکنش کنند و به محافظت از کلاه خويش در برابر ريح صرصر اسلام خواهی و ايران پويي رعايای عالم بپردازند. از مؤمنين دعوت به عمل می آيد عن قريب به تماشای بلعيدن ارض اسلام بنشينند مر قارون را :

   « فخسفنا به و بداره الارض...» اگر خدا بخواهد.27/2/85

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

نعم العاصمه(نقل از هفته نامه اصفهان زيبا)

1-   فی الحال که بلد شريفه اصفاهان، به زينت عاصميت فرهنگی عالم اسلام نائل گشته و رعايا از اين بابت پای می کوبند و دست می افشانند و جناب رييس بلديه اعلان فرموده اند که خزانه بلديه به جهت بزرگداشت اين سنه (/ به طور ميلادجناب عيسی2006) مؤونه ندارد و دست کم آن چه که وکلای رعايا در مجلس شورا از بابت اين عاصميت تصويب نموده اند حواله بفرماييد از وجنات امر برمی آيد که گوش شنوايي موجود نيست. حبذا بر اين احساس فرهنگ دوستی.

2-   در واپسين ايام سنه ماضی، جمعی از اعاظم اديان از اقصا نقاط عالم در بلد فخيمه صفاهان گرد هم محشور شدند تا درباره فراخ نمودن مباحثه بين الاديان و واکاوی اهانت به رسولان کرام - علی نبينا و آله و عليهم السلام- نطق فرموده و افکار مهمه خود را تبادل بنمايند. خداوند خيرشان دهد و تا جهان راست است کسی صورة توهين به مقدسات را هم در مخيله خود نقش نپردازد.

3-   مصلای معظم بلد فخيمه اصفاهان که قريب دو دهه از پی زنی آن می گذرد هم چنان امکان استقبال از مصلين را ندارد. عاصمه خواندن اين بلد برای عالم اسلامی با فقدان يک نمازخانه جمعه درخور جور نمی افتد. نمازگزاران بی نوا فصلی در ساحت ميدان امام سر بر سجده می سايند و فصلی سجاده کشان از فرط برودت يا حرارت زايد الوصف به اندرونی مسجد امام می خزند. نِعمُ العاصمة!!

4-   اين که عمل شريفی به نام « کتابخوانی » لازم می نمايد به شکل يوميه وارد حيات مردمان شود نکته ای است که آن چه حوزه فرهنگ از دست آن رنجور يا فرحناک است بدان مربوط می شود. پاسخ به اين سؤال که ما به طور شهريه (ماهانه) چند شتر زر و سيم خرج بطن و تفريح خود می نماييم و اين که چه مقدار از اين زر و سيم بابت ابتياع کتاب (و در پی آن، قرائت کتاب و نه خزينه کردن آن) داده شود غذای روح ما تأمين می شود پاسخی است به غايت سرنوشت ساز که سعادت و شقاوت فرهنگ آحاد مردمان بدان بستگی تام و تمام دارد.  زياده عرضی نيست.فروردين 85

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

تحقق ديموغراطی(نقل از کيهان)

    اولاً: روس ها فرموده اند بياييد در مملکت محروسه ما ذرات اتم را استغنا دهيد. سِر پوتين خان که آدمی است اهل رياضت و ليلاً و نهاراً به طور قهرمانان اولمپيک ورزش « جودو » استعمال می نمايد و از اين بابت فی اليوم، يک دو جين دست و پا می شکند در حين عرق ريزان، کاغذی  را امضا نموده و خود ملتفت نبوده که اين همان افاضه اعاظم يوروپ بوده و چيزی خارج آن ندارد. ما ندانستيم پس اين همه استظهار از مملکت ايران در مسأله « ذره ای » برای چه بود. از قرار مسموع، يحتمل تابع سياست « بام واحد و هوای متعدد » باشند.

    ثانياً: ميرزا ابراهيم خان که از بابت بنگاه بی بی سی راپورت می نويسد در ازای اظهار برائت از استشهاد شباب فالسطينی، يک فقره صله معظم از سلطنت فخيمه هولاند دريافت داشته که مادامی که در يوروپ رحل اقامت افکنده آن را بخورد خلاص نگردد. ايضاً اتباع مملکت ايران را از برای حمايت از نهضة اتباع فالسطين استهزا نموده، خداوند هدايتش فرمايد.

    ثالثاً: ميرزا احمد خان شيرويه، وکيل سابق اصفاهان، تقليل حق التعلّم مجامع علمی را سياسی و غير عام المنفعه دانسته ، خداوند خيرشان دهد. لابد منفعت عامه را در آن می دانند که ده شتر زر و ده شتر سيم از بابت هر دوره تعليمی در مجامع علمی اخذ شود. حبّذا به اين تدبير. ايشان سابقاً جامعه آزاد اسلامی را فُجعه ای برای اسلام دانسته، ليکن از قرار معلوم خوابی ديده، رأی مبارکشان رجعت نموده است.

    رابعاً: شنيده شد برخی رعايای رفرميست از بابت ميرزا اکبر خان منوّر الدوله که دوران حبس می گذراند، مجلس ذکری اقامه کرده در آن به جان هم افتاده، گناه هزيمت را بر گردن يکدگر حوالت نموده، آن چه در اين بين مغفول مانده ذکر ميرزا اکبرخان بي نوا بوده است. در خاتمه مجلس، از دعوا کردن سخت نادم گرديده به درگاه الهی مناجات نمودند. تقبّل الله منهم. ايضاً اعلان شد فاطمه خاتون حقيقة الدوله که از بابت مجاهدت، در بلاد يوروپ به سر می برد به طور شيرين خاتون، هوای منجی گری به سرش خطور نموده، استعداد خود را از برای انقاذ ملت ايران از طريق تحقق ديموغراطی منکشف ساخته است. سعيها مشکور.

    خامساً: از شارع جمهوری و ميدان انقلاب راپورت می رسد نوارهای مغناطيسی، بدون جواز و به وفور و علی حده در دسترس، معلوم نيست چرا رعايای نظميه، موزّعين اين اقلام را ملاقات نمی نمايند. عنوان يکی از اين ريل ها که به طور عشقولانه ای پر شده « به درک که رفتی » می باشد که همراه ريل « به مرامت عوضی » به ثمن بخس در معرض بيع قرار گرفته است. عرض ام زياد شد. عفو بفرماييد.11/10/84

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر کوفتن ميخ در طابوت اصلاحات(نقل از کيهان)

انا لله و انا اليه راجعون. ديروز صلاة ظهر حوالی کوشک صاحبقرانيه چو افتاده بود ميرزا اصلاحات اجنبی الدولة مشتهر به « واجب تر از نان شب » صبح علی الطلوع نماز خوانده و نخوانده ترک دنيای فانی گفته به ابديت ملحق گرديد. رحمة الله عليه.

    فی الحال، رعايای رفرميست، خون می گريند و در ماتم آن عزيز جامه می درند و مو پريشان می کنند. مراسم تشييع و تدفين، عن قريبٍ اعلان می گردد.

    ميرزا سعيد خان مصلح الدوله از اجله رفرميست های مملکت، هنوز کفن آن مرحوم، مرطوب است فرموده: من مي دانم کدام رعايا دست به خون آن مرحوم آغشته اند. پس ذکر نام عده ای را نموده که هر کدام يک فقره ميخ پولادين به طول يک ذراع و قطر يک وجب به طور نجارها بر طابوت آن مرحوم کوفته اند. نزديک است سياهه ای منتشر شود که در آن اسامی بيشتری از اتباعی که در اين فاجعه دخيل بوده اند فاش گردد. پر واضح است که خود ميرزا سعيد آقا از داخل بودن در اين سياهه، منزه اند. وفقهم الله.

    در احوالات جوان ناکام، خلد آشيان، مرحوم اصلاحات گفته اند يک نفر بود جنتلمن که خط اطوی ردايش هندوانه می دريد از بس تيز بود و شيک. ليکن نقل است که جامه زيرين اش به طور آبکش، مجوف و مندرس بود و بوی نامطبوعی از آن ساطع می گرديد. در کمالات او همين بس که اعاظم بلاد اتازونی و يوروپ، دهان به تحسين او گشوده، چند شتر صله از بابت اتباع او که داخل در قواعد مملکت نبودند گسيل داشتند. زادهم الله عيشاً.

بعد التحرير :

    اولاً: از قمر اصطناعی آميز مهدی خان که قرار بود در ليله مبارکه يلدا از بابت ابلاغ رسالت، به جو زمين ارسال شود راپورت رسيد که مع الاسف چشمان رعايای عالم محروم از رؤيت تلفزيون آقا گرديد؛ چرا که مکتب قمر اصطناعی واقع در بلاد شريفه « دوبی » اعلان فرموده که اتباع تلفزيون صبا داخل در تعاند با مملکت عليه ايران نيستند و لهذا بدانان فضای قمر استجاره داده نمی شود. کسانی بيايند که عليه دولت فخيمه، شمشير آخته باشند. کسر الله امثالهم.

    دويماً: هر آن چه درنگ کرديم در اين فرموده ميرزا اسپنديار مشاء الدوله که گفته : دوران اسلام گرايي به غايتً رسيده، هيچ دستگيرمان نشد. به طور صد مرتبه اين فيديو را پيش و پس نموديم اما جز آن که چشمانمان محو جمال بی مثال آقا شود به جايی راه نبرديم. با خود گفتيم لابد به طور هزار فرسخ از قافله تکنالجی عقب شده ايم که ذهنمان اين چنين بطيء می نمايد. زاده الله سرعةً.

عزم جزم نموديم از بابت کم شدن مسافت بين ما و فن روز داخل در تار گسترده عالمی شويم که در آغازين کليک ملاقات نموديم با راپورت تأخير اعلان فاسدان مالی که بنا بود عدليه آن را نشر دهد. از قرار مسموع، دوات و قلم تمام کرده، دستور داده اند از سمرقند و بخارا به طور ده شتر قلم نتراشيده و ده شتر دوات سياه بياورند. اما محمل، در گردنه سيستان با قطاع طريق ملاقات نموده قلم ها را بشکسته، دوات ها را ريخته اند. اندکی صبر لازم است تا محموله بعدی از راه برسد. زياده عرضی نيست.7/10/84

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

آشمز(نقل از کيهان)

    طبق آن چه که از خروجی وکالت های اِخباری رؤيت شد فی الحال ائتلاف عراق واحد که جملگی شيعه مرتضی علی اند در انتخابات مجلس شوری در بين النهرين، علی الاطلاق فاتح بوده، از اين بابت، نشاط زايد الوصفی بر بواطن عرب دل سوخته اين بلاد مستولی شده، پای می کوبند و دست می افشانند.

    اما هنوز دوات سر انگشت رعايای مشارِک در اين انتخابات خشک نشده، « چينی » وزير مختار بلاد اتازونی، مشتهر به « طاس پشت پرده» مثال روباه که دفعةً به صحرا درآيد به اين بلد وارد شده، به طرفة العينی بفرموده مشتی از اعاظم فرقه بعث را از محبس رها کنند و از اين طريق کار فروبسته اين خلق را هم چنان نابگشوده گذارند. لعنت الله علي الظالمين.

   از راپورت سِقطِ دفعیِ « شارون » مشتهر به « قصاب بنی اسراييل» به غايتً داخل در شعف بوديم که راپورت ديگری رسيد که مثالِ گرگ، از سرير برخاسته هم چنان بوی خون مطالبه می نمايد. قاتلهم الله أنی يؤفکون.

    از رعايای داخله نيز خبر می رسد ميرزا ابراهيم خان، زعيم فرقه نهضتيه در ملاقات با اعاظم يوروپ افاضه فرموده: سرنوشت ما لامحالة در بلاد اجنبيه رقم خورده از داخله قطع رجا نموده ايم. لابد آبِ داخل برايشان به غايتً مکدر و هوا مسموم است. به نظر چاکر می رسد از بابت سلامتی جسمان و روحان شان مطلوب آن است که به اصدقای همان بلاد ملحق گردند. اساساً حيوة در محيط مکتبی و آيينی برخی رعايای برگزيده را قدری « آشمز » نموده، تنگی نفس می آورد. طهر الله جوُهم.

    اما از قرار مسموع، مشارکيون که در سنوات اخيره مع الاسف متحمل هزيمت گرانی شدند آهنگ جزمی نموده تا در انتخابات آتی بلديه ها و خبره گان، عنان در دست گرفته استيلا يابند. گويا از اقامه جلسات مکرر در باب فَشل شان بالاخره منصرف شده، تقاعد را به مصلحت ندانسته اند. اخلص الله قيامهم. ايضاً سياهه ای بيرون داده اند که با شعار نمی شود صهاينه را به مذلت و مسکنت کشاند. خداوند قوت شان دهد.

    از جانبی، راپورت خفيه آمده که قنصول های بلاد يوروپ، شبی را در ضيافت فخيمه سنديکای کتّاب جرايد به سر کرده، پاسی از شب گذشته قيلوله کنان از اين مکتب خارج شده قصد منازل مجلله کرده اند. بالمآل معلوم نشد چه گفته و چه شنيده اند. سابقاً ضيافت ها جملگی به سر قنصول ها ختم می شد ليکن اخيراً جعده، دو طرفه شده از آن سو هم به اين سو می آيند. 1/10/84

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر حکايات روزگار غدار

فی الحال چنان چه از راپورت ها بر می آيد رفرميست های مملکت داخل در انزوای کامل شده، متوالياً مجلس برقرار نموده، از بابت هزيمت شان نطق می نمايند. خداوند قوت شان دهد.

    « آسيد محمد خان » مشتهر به « سيد خندان » از اعاظم رفرميست های دولت فخيمه ی سابق که در ايام ماضی، تلفزيون حکومت ليلاً و نهاراً از او ذکر خير می نمود فی الحال نه نطقی از ايشان صدور می يابد و نه کاغذی انتشار. اين هم مصداقی باشد بر فرموده ی رب الجنة و الناس : « تلک الايام نداولها بين الناس. » از قرار معلوم آن قدر بر جسمان شريف شان  تعب مستولی شده است که ميل مضاعف می نمايند در قيلوله به سر برند. زاده الله بسطة فی العلم و الجسم. گويا بعد از اين قيلوله قصد دارند مذهب معروف خود مشتهر به « مجادله ی تمادن » که ابصار و قلوب رعيت عالم را جملگی به خود معطوف داشته و در پاتوق امم متحده صدايي در نموده و سنه ای را به نام خود اختصاص داده را به خارج پروگرس داده در ممالک اجنبيه يک باب عمارت مجلل بدين منظور اقامه نموده، اسپانسر جذب نمايند. خداوند خيرشان دهد.

    اما از رفرميست های کاتب جرايد، راپورت خفيه آمده که عده ای از آنان فی الحال رفته اند آن طرف، هوايي تجديد نمايند و شش های شريف شان را از اوکسيجن آنجلوساکسونی اشباع نمايند. و البته زياده معطل نمانده همان جا به واسطه ی يک ماشين محيرالعقول به نام « تارنمای عالمی » مکتوباتشان را به طرفة العينی به سراسر عالم صدور نموده، بعيد است رجعت نمايند. قشری هم قرار را مرجح شمرده، کمر به خدمت خلق از طريق طبع کاغذهای الوان يوميه بسته، به قانون تمکين می نمايند. طهر الله اقلامهم.

    ميرزا اکبر خان منور الدولة که در ايام ماضی با همت مضاعفی به گفته ی خود بر بيوت مخوفه ی منکدره نور می افشاند گاهی در محبس و گاهی در مريض خانه ايام محکوميت خود می گذراند و از شدت مناعت طبع حاضر نشده کاغذی بنويسد و خود را خلاص کند. زاده الله مناعته. شيرين خاتون وکيلة الدولة صاحب صله ی عالميه ی « نوبيل » که در مجامع اجنبی منکشف حاضر می شود و به غايت مشفق بر حال ميرزا اکبر خان است چون درب مريض خانه را کلون شده ديده خواسته از پشت بام به درون راه يافته عيادت مريض نمايد که شوربختانه با رعايای نظميه ملاقات نموده، منع اش نموده اند. کثّر الله امثالها.

    از جانب ديگر طلاب جوامع علمی مدتی است سر در جيب درس و کتابت و تحقيق نموده، ديگر حال پيه سوزاندن بی جهت ندارند و سر خود بگرفته، انديشناک مستقبل و فراچنگ آوردن عيال و آب و نان هستند. مکتب تحکيم وحدة مع الاسف دچار چنان انشقاقی شده که شق القمر خجل از اوست. جمع الله شملهم.

    ميرزا مهدی خان منتقد الدولة که چندی است از بابت آراء در بعضی بلاد در شگفتی به سر می برد و از برای اين هزيمت از قاطبه ی صدارت ها خود را مستعفی نموده و مجمع شيوخ مبارز را به حال خود رها ساخته تا قدر نعمت بدانند بفرمود: من از همه جلوتر بودم که ناگه قيلوله ای در رسيد و مرا در ربود؛ همين که به جهت صلوة وسطی برخاستم ديدم يا للعجب! کن فيکون شده؛ من ندانستم اين چه نتيجه بود که از صناديق به در آمد. اجمالاً فی الحال ميرزا کنج عزلت گزيده، بهروز خان افخم الدولة را فرموده تا يک فقره قمر اصطناعی به جو زمين پرتاب نموده ابلاغ رسالت نمايند. اين ماشين، اعجاب آورترين تکنولوجی قرن بود که شرق و غرب عالم را در يک آن به يکدگر مربوط می ساخت.

    اما ميرزا محمود خان صدر اعظم که به رأی قاطبه ی رعايا در قامت رئيس الوزرای مملکت درآمده مردی بود محيرالعقول از بس که زاهد بود و مسمايش نان و پنير بود و فراشش کف پوش عمارت شارع باستور بود.

از رعايا شنيدم که می گويند انگار خرق عادت شده و ميرزا محمد علی خان صدر اعظم دولت دويم دگرباره ظهور کرده چشم آنان را نوری دگر بخشيده، به رفع مشاکل رجای واثق دارند.

    در زهد ايشان همين بس که بر طياره ی فخيمه ی مجلله ی ابتياع شده توسط دولت سابق هرگز نزول نکرد و بفرمود تا به کار ديگرش زنند. حبذا به اين بی علاقه گی! فی الحال يک پايشان در طهران و پای ديگر در ولايات صدمه ديده و پروگرس نيافته بوده؛ کسی نديده دو روز متوالياً در طهران باشند.

    قيل و قال فراوانی حول نطق شجعان ايشان در قلب بلاد کفر برخاست و از قرار مسموع هنوز فروکش نکرده. جناب ايشان به دول يوروپ بفرموده که از برای قوم بنی اسرائيل دل سوخته می داريد و از مطبخ های احتراق آدم نطق در می کنيد؟ نِعم المطلوب! در مملکت محروسه ی خودتان سکنايشان دهيد. ابنای فالسطين چه هيزم مرطوبی فروخته اند؟ و چنين بود که صدای اعاظم بلاد اتازونی و يوروپ و من جمله سِر کوفی خان عنان العالم که لازم می نمايد در منازعات سوگيری ننمايد درآمده که ديگر از بابت قصه ی هولوکاست نطق نکنيد که ما آن را حتمی يافته ايم. و چنين بود که اين مرد دست بردار نبود تا ريشه ی اين صهاينه برکند. ان شاء الله تعالی.26/9/84

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :

افتتاحیه

بسم الله الرحمن الرحیم

رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا- قرآن کریم

    در این اوضاع که وبلاگ نویسی مد روز شده و به ویژه در ایران رونق خاصی گرفته و از آن جا که دیدم راپورت های منتشر شده بنده در جراید در برخی وبلاگ ها منعکس می شود مناسب دیدم آنها را پس از انتشار در این جا بگذارم. امید که مایه فربه شدن منیت و خود محوری نشده سودی نصیب خوانندگان کند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها : افتتاحیه