آثار حفر مترو در نایین باستان

الیوم قصد نموده ایم یک ژانر جدید از ژوغنالیسم خبری را ارائه نموده بلکه ژوغنالیست های نورسیده آن جریده فخیمه تعلیم ببینند. این رقم راپورت دادن را اخبار قصیره یا کوتاه یا مقطع یا هر چیز دیگری گویند.

   یکم: الکسیون شوراهای بلدیه به همت رعایای مملکت اقامه گردید و گروندگان به اصول، فاتح میدان شده دهان رفرمیست ها بعد از یک هفته هنوز مفتوح است. خبر رسید بیچاره ها دچار توهم « خود فاتح بینی » شده مکرراً در جراید به همدیگر شادباش می گویند.

   دویم: فی الحال بلاد اصفاهان مشحون از اجتماعات و هم اندیشی های انبوه در باب این بلده و سایر موضوعات بوده، نظمیه از برای حفاظت قنصول ها و علمای اجنبی شرکت کننده در این سیمپوزیوم ها قشون کم آورده کاروانسرای شاه عباس دویم کانه سازمان امم متحده شده بسکه مهمانان از اقصی نقاط عالم آنجا اسکان یافته اند.

   سیم: معاون رییس تشکیلات سیاحت و تفرج و هنرهای دستی و بناهای میراثی و غیر ذلک فرمودند: یک مشت از هنرهای اصفاهانی سابق که مع الاسف از تطاول روزگار در امان نبوده دچار نسیان شده اند در یک طرح فوری فوری فوری( سه فوریتی ) لازم است احیا گردند. این هنرها از قرار ذیل اند: نساجی سنتی ، معرق، سوخت چرم، صنعت جلد سنتی، صحافی، صنعت قفل، سفال، گلابتون، بافت زری، بافت عباء، کوفتن طلا و کوفتن فیروزه. حبذا به این دستان هنرمند اصفاهانی که کرور کرور صنایع مستظرفه از آن تراوش می نموده و ما خبر نداشتیم.  

   چهارم: بازار نقش جهان اصفاهان از پشت مطبخ گرفته تا راسته چارسوق مقصود و از آن جا گرفته تا چاه حاج میرزا و از آن جا گرفته تا سردر قیصریه و از آن جا گرفته تا بازار مسگرها اشباع شده است از میناهای جعلی و بی کیفیت که در ممالک هندوستان و چین و ماچین صنعت شده به ثمن بخس در این جا به فروش رسیده رعایای ساده دل مثل نقل و نبات می خرند و می برند و ملتفت نیستند که ارباب این هنر در اصفاهان در آستانه علافی و بیکاری هستند بسکه محصول دست شان فروش نمی رود. دعا می نماییم خداوند استعمار انجلیز را مجدداً بر آن ممالک مستولی گرداند.

   پنجم: راپورت دادند در بلده نایین یک فقره آسیاب آبی کهنه کشف شده لیکن عجب آن است که این آسیاب،هشتاد ذراع، تحت الارض منکشف گردیده، معلوم نشد آسیابان به چه رقم آن زیر اقدام به آسیای گندم ها می نموده. یحتمل اگر تحقیق بنماید منکشف می گردد که در ازمنه سابقه در آن جا بلدیه اصفاهان اقدام به حفر زمین بابت احداث مترو نموده لیکن به یک چارباغی برخورد نموده و با مخالفت میراث الدوله های آن زمان مواجه گردیده لذا بی خیال مترو شده و آسیاب احداث نموده.

   ششم: میرزا لطفعلی پورمحمدی شاعر 130 ساله تابع بلده نجف آباد به انضمام عیال و 267 اولاد سلسله مراتبی خود یک فقره کیک معظم در مطبخ مربوطه طبخ نموده هشتادمین سالگرد نکاح خود را به پایکوبی و دست افشانی پرداخت. مبارک است ان شاء الله. نبیره پنجاه ساله شاعر فوق در مصاحبت با راپورتچی جریده هدف از این اقدام را تعمیق پیوند نکاح میان این زوج عتیقه و رفع کدورت های احتمالی برای تداوم! حیات مشترک اعلان نمود. ادام الله حیاتهم.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ۳٠ آذر ۱۳۸٥
تگ ها :

در باب دیپلم تجربی و دیپلم افتخار آقاسید

    یکم: همان رقم که غیب گویی کرده بودیم آسید روح الله حجازی طاقانکی اصفاهانی از رفقا و از جمله رژیسورهای جوان مملکت محروسه که به گمانم از ده دوازده سالگی فیلم پروداکشن می کرده از بابت فیلم فیدیویی « ماه جبین » در فستیوال مینسک واقع در بلاروس، دیپلم افتخار ممتازترین رژیسور را دریافت نمود. به قول آقا مهدی جهاندار ملک آبادی: تو که اي تبارک الله تو که اي که بارک الله ...(موزون بخوانید بدون مفسده)

یک نفر از رعایا کامنت گذاشته بود که این آسید روح الله، دیپلمه تجربی است و لذا درس دین نخوانده است! عرض می کنم مگر درس دین خوانده ها قادر به دیپلم گرفتن نیستند یا دیپلمه ها نمی توانند رسایل و مکاسب بخوانند و همزمان فیلم هم پروداکشن کنند و دیپلم افتخار هم اخذ بنمایند؟ سابقاً توفیق همشاگردی با یک طبیب حاذقی را داشتیم که با هم فقه و اصول می خواندیم؛ از قرار مسموع فی الحال ایشان، هم جهت مداوای مرضای جسمانی به مریض خانه می رود هم بالای منبر جهت درمان مرضای روحانی. ها؟ اسم ببرم؟ دوکتور بویری.

    دویم: هفته افلام افریقیه جنوبی از بلاد طهران به بلده اصفاهان واصل و به همت زاون خان ارمنی در این بلد اقامه و چند فقره توپ بابت آن در شد؛ مبارک باشد. افلام « یوم امس » (همان یستردی سابق)،«هبه» (بخشش سابق)، « مفاوضه بعد الظهر یوم تعطیل» («مکالمه ای در بعدازظهر یکشنبه» سابق)، «بیت امی» (همان خانه مادری سابق) افلامی هستند که در این اسبوعیه تماشا داده می شوند. چه خوب بود از میان یک خروار فیلم که درباره نیلسون ماندلا قهرمان ملی افریقیه جنوبی و صرف عمر او به پای رفع تبعیض قومی( همان آپارتاید سابق) و پیروزی او پروداکشن شده هم فیلمی تماشا می دادند.

    سیم: یک دست هایی عقب این حادثه گران کردن نان شب مردم بوده که -علی مانُقِل- آن دست ها از آستین اشخاص مجهول الهویه و با مقصود پلتیکی و الکسیونی و انتخاباتی برون شده خداوند هدایت شان کند. خبر رسید دکه عده ای از دکاکین نانوا با سرب، مهروموم شده است. خداوند به عدلیه و نظمیه و تعزیرات خیر دهد.

    چهارم: گرچه ما در این جریده فخیمه، حرف پلتیکی نمی زنیم لیکن دور از چشم رییس الکاتبین، دو کلمه می ستاییم کار عده ای از دوستان و شباب نامزد اصفاهانی را که در یک ائتلاف فوری جهت الکسیون شوراهای بلدیه گردهم آمده بودند لیکن جهت اتحاد و منع از تشتت آرای رعیت پا بر نفس اماره خویش نهاده از اجتماع انصراف دادند. آجرهم الله یک در دنیا صد در آخرت.

    پنجم: در بلده نایین یک فقره حمام صنعت کرده اند که خزینه اش با تشعشع انوار خورشید گرم شده، رعایا کرور کرور به حمام مذکور اندر می شوند؛ لیکن آنچه موجب عجب است این که وکالت های خبری راپورت دادند دمای خزینه این حمام تا یکصد و بیست درجه سیلیسیوس گرم  می شود. خداوند به داد اعضا و جوارح رعایای اندرون این خزینه برسد.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳۸٥
تگ ها :

دموغراطي ميل بفرماييد

يكم: از قرار مسموع، عده اي از رفرميست هاي مملكت عزم جزم نموده اند سفره رعايا را با يك طعام غريبي مسمي به دموغراطي (دموكراسي سابق) تزيين نموده، شكم رعيتي كه دستشان به دهنشان نمي رسد را با اين خوراك نامانوس اشباع نمايند، ليكن از قرار معلوم، اين رقم دموغراطي تاكنون به هاضمه رعاياي مملكت نساخته، نفخ عجيبي عارض نموده عرق نعناع با خلوص بالا لازم است تا زايل گردد.
در احدي از اجتماعات اين فرقه كه بابت پروپا گاندا اقامه شده بود احدي از رفرميست هاي نورس كه چند صباحي است پشت لب سبز نموده، وعده اتيان دموغراطي بر سر سفره رعيت داده، معلوم نشد اكابر كجا بودند كه ايشان نطق مي فرمود.
ايضا راپورت رسيد عده اي از پيرپاتال هاي ملي بدون هماهنگي با شباب مذكور و در حالي كه از فرط معمري، اسنان مصنوعي خود را نصب نموده، عينك و سمعك و اودكلن استعمال كرده بودند از رعايا طلب نمودند كه در الكسيون پيش روي شوراهاي بلديه مشاركت ننموده تحريم نمايند. احل الله تحريمهم.
از جانب ديگر خبر آمد فهرستي كه به عنوان فهرست مُجمَع عليه رفرميست ها انتشار يافت سروصداي زيادي به راه انداخته معلوم شد چنان هم كه تبليغ نموده بودند «ائتلافي» نبوده، زير «باران» تحرير يافته، لذا خيس شده و فاقد اعتبار است.
دويم: همان رقم كه غيب گويي كرده بوديم در پي اخراج رامسفيلد آتش افروز از دولت اتازوني، بولتون سيبيل كه به طرزي غيرمشروع و با سوءاستفاده از تعطيل پارلمنت به اندرون سازمان امم متحده خزيده بود هم از قطار مهار گسيخته ها به خارج پرتاب گرديد تا عنقريب، زنجيره انزواي بوش صغير كامل گردد. سابقا كه مشاراليه مبتلا به جنون ادواري بود چه آتش ها كه نيفروخت، في الحال كه قرار است به جنون دايم دچار گردد لازم است قبل از هر رقم جنايت ديگري به دارالمجانين واشينغتن دي سي انتقال يابد.
سيم: «هوغو شاوز» قهرمان ملي مملكت ونيزوئلا براي مره سيم پوز كانديداهاي آمريكا مالي شده را زده، صدراعظم شد. ادام الله ملكه.
به رغم مؤامرات و دسايس ملون دولت اتازوني براي اسقاط شاوز از طريق كودتا و اعتصاب و غيرذلك، وي با فاصله طويلي از رقبا مقدم گرديد. في الحال كه در ممالك اكوادور و بوليوي هم وقايع متشابهي حادث شده و شاخ غول استعمار به طرز مهيبي منكسر گرديده، لازم مي نمايد مستعمران، دندان طمع به آن بلاد را هم قلع نموده به دوران تقاعد و آلزايمري كه در پي آن مي آيد بينديشند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳۸٥
تگ ها :

اندر ششلول کشی احدی از رعايا

    يکم: دولت فخيمه، امکانی را فراهم ساخته تا رعايای موظف در ادارات، قادر شوند دست عيال و اولاد را گرفته، به سياحت و زيارت بيشتری رفته، پول آن را در آتيه به پردازند قسطاً. خدا خيرشان دهد. اين پروگرام فعلاً در بلاد طوس جاری بوده عنقريب به اصفاهان رسيده،کاروانسراهای اين بلده نيز موظف خواهند بود مِن غير المطالبه سياحان را اسکان داده لابد پولش را از دولت بستانند. فرج الله عنهم الهموم.

    دويم: يوم امس، احدی از رعايای اصفاهان به انضمام طفل صغير خود به بلاد طهران رفته، در احدی از مکتب خانه ها ششلول کشيده، اطفال زبان بسته را همراه معلمان شان در غرفه ای محبوس و عده ای فشنگ در نموده، نظميه جملگی بدانجا ريخته اند و بالمآل مشاراليه اشک ريزان، خود را باخته و تسليم مأموران نموده است. الحمد لله. شخص مذکور در استنطاق گفته است عسر و حرج بسيار باعث ارتکاب اين عمل شده، دست خودش نبوده برای رهايي از مشاکل و اين که حرف اش را بشنوند چنين کرده. وی ايضاح نکرد از چه رو طفل صغيره خود را همراه آورده.

    سيم: در احدی از فستيوالات مشاعره در بلاد طوس که در مدح و منقبت امام غريب ع اقامه شده بود چهار شاعر فاخر اصفاهانی حائز رتبه های اعلا شدند: ميز ممجواد آسمانی، عباس آقا شاهزيدی معروف - که سابقاً وصف شان را از مهدی خان جهاندار ملک آبادی که در زمره ياران غار و احبای سابق و لاحق ما هستند استماع نموده بوديم- و زينبين خاتونات مهرانی و جغادری. اعلی الله شعرهم.
    ضمناً يک عالم به شعری برای ما ايضاح کند که چه رقم، بين اين فرموده معصوم : « ان من الشعر لحکمة » و فرموده حق تعالی : « والشعراء يتبعهم الغاوون » اجتماع حاصل کنيم که تالی فاسد نداشته باشد؟ از ميرزا مهدی خان جهان که استفتا نموديم جواب سربالا تحويل فرمودند. خداوند سر به راهشان کند.

   چهارم: چارپايي که در احدی از محالّ تحقيقیِ مخصوص ذرات بنيادی در اصفاهان حاصل آمد و مسمی به « رويانا » و افتخارش نصيب اين بلاد فخيمه گرديد بحمدالله استخوان گرفته، شيطان شده، اين سو و آن سو جست زده، جفتک انداخته، بعيد است بميرد. اين وقعه را که خيلی پيش از اين بايست به اصحاب آن تهنيت می گفتيم گذاشتيم چارپای زبان بسته مذکور قدری گوشت بگيرد آن گاه تبريک بگوييم؛ از آن رو که جنين سابق بر او، اندکی بعد از ميلاد، تلف شده بود.
   اين وقعه، انقلاب حجيمی در مداوای مرضای عليل و ناقص العضو ايجاد کرده، مناسب است مؤمنين و مؤمنات بابت آن سجده شکر مفصلی به جای آورند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ٧ آذر ۱۳۸٥
تگ ها :

مغبون شدن محض خاطر يک فيلم هندی (فرهنگی)

    در ايام ماضی که لختی به بلاد جميله اصفاهان رجعت نموديم توفيق يار بود در تماشای فيلم سينماتوغرافی « ميم عين مادر». اين « ميم » در اصل همان « می »ست که نت سيم از نت های موسيقايي مربوط به لهو و لعب به شمار می رود؛ ليکن کن فيکون و قلب به « ميم » شده است. الغرض، فيلم مذکور يک فيلم ايرانی ورسيون هندی بوده، ميرزا رسول ملاقلی خان رژيسور آهنگ نموده بود خندقی اشک از رعايا بستاند؛ ليکن ما خود را متصلب نموده نگذاشتيم در حضور اهل و عيال اشک بيايد؛ اما يک جسم صلبی عين کلوخ گلويمان را می فشرد انگار که احتقان نموده باشيم بسکه هرکس از آکتورهای فيلم به نحوی نگون بخت بوده يک دوجين مشکلات داشت حل ناشدنی.

     قصه فيلم، روايت يک ضعيفه بوده که سابقاً توفيق قتال در حرب تحميلی را داشته، از اين بابت مسموم به غازات کيمياوی صدام لعين شده، طفلی که در بطن داشته از قرار نسخه اطبا ناقص الخلقه بيرون خواهد شد. شوی او که يک آدم پلتيکی بوده داخل در سياست است قصد اسقاط طفل را نموده، دربدر دنبال دخمه هايي است که اين کار شنيع را مرتکب می شوند. اجمالاً تصميم می گيرد واسطه اماله کردن، بچه را بيندازد. اماله نموده اما اثر نکرده، طفل، زنده به دنيا می آيد و به ماشين اوکسيجن اندر می شود. والد بچه از فرط غيظ، ضعيفه را مطلقه نموده پی کار پلتيک خود روانه خارجه می شود. طفل می ماند و مادرش و آغاز قسم هندويي فيلم.

    اين آميزرسول رژيسور هيچ رقم وحدت رويه ای در آثارش نداشته هر زمانی هوس صنعت يک ژانر می نمايد. فيلم مذکور که به عقيده اين ميرزا در رسته « نوآر» يعنی سياه قرار مي گيرد هيچ روزنه اميدی نداشته برای رعايايي که زمينه فسردگی دارند سم قاتل است؛ از آن رو که به قاعده چند روز يوماً و ليلاً اشک ريخته حزين تر خواهند شد. خدا به خير کند.

    الغرض چند فقره شیء ناموزون در اين فيلم هست که اليوم قصد کريتيک يا نقد آن را نموده ايم: اولاً اين گلشيفته خاتون که چندصباحی است داخل در آکتوری شده، يحتمل ده هيجده سال بيشتر عمر نکرده چه گونه ممکن است در حرب تحميلی حضور داشته و کيمياوی شده باشد؟ ثانياً آن پدر ژپتوی ارمنی نجار به چه کار فيلم می آيد و در قصه چه منزلتی دارد که جمشيدخان آريای بی نوا را واداشته ايد از بابت اين نقش به ارمنی نطق کند؟ اين کاراکتر، از سويي در محاربه تحميلی اسير شده و از جانب ديگر مکرراً خودکشی استعمال می کند و از يک طرفِ ديگر، طفل زبان بسته معلول خود را به امان روح القدس رها کرده و از آن طرف، آدم مسکين و مفلوکی است که اگر چنان چه اجانب فيلم را تماشا بنمايند خيال خواهند نمود که اقليت مذهبی در ايران جميعاً چنين زندگی می نمايند. البته زمانی که فيلم « نوآر » صنعت می کنيم برای تيرگی هر چه بيشتر به اين رقم آدم ها هم محتاجيم.

    سکانس واپسين فيلم در ميان اشک و ضجه رعايای داخل صالون بالاخص مخدرات، گذشته، هرکس ندانسته داخل در صالون شود گمان مجلس ختم مادر می برد که البته اين سکانس هم مربوط دارد به مرحومه شدن گلشيفته خاتونِ مادر تحت شيمی درمانی و در نهايتِ عاطفی شدن اتمسفر فيلم با نواختن ويولون واسطه پسر معلول و مادرمرده در حالی که به همراه قاطبه آکتورها اشک می ريزد.

    اين نخستين بار بود که مغبون شده و بابت فيلم هندی پول داديم.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ٥ آذر ۱۳۸٥
تگ ها :