سهم‌الارث ورثه مرحوم دويم خرداد

    يكم- اين رفرميست‌ها از آنجا كه طالب رفرم و تغييرند درونشان هم مرتباً تغيير يافته، يك روز يك نفر را به عرش مي‌برند يوم آتي به فرش مي‌كوبند: «مذبذبين بين ذلك لا الي هؤلاء و لا الي هؤلاء.» الغرض در منطق اينان يك نفر امروز شیخ‌الاصلاح است فردا زبانم لال شیخ ال... هيچ اعتباري ندارد؛ خدا به خير كند.
ايضاً خبر مي‌رسد مخدرات رفرميست، ثلث سهم فهرست‌هاي انتخاباتي را خواستار شده و توصيه نموده‌اند مبادا از اين مقدار كمتر بشود. اين البته طلب گزافي است چون اگر دويم خرداد موروثي هم باشد سهم مخدرات احياناً يك‌هشتم و حداكثر ربع مال است نه ثلث آن. تازه با اين همه ورثه و اين ماترك بي‌ارزش معلوم نيست چيزي به آنان برسد.
    دويم- برخي مي‌گويند اليوم بر مملكت اسلام اوضاع خاص، اخص، بالخصوص، مخصص و ساير مشتقات آن حاكم است. خب ثم ماذا؟ فرضاً اگر چنين است چه بايد كرد؟ آيا بايد دكاكين و كسبه دكان خود را مقفول نموده به پستوي منازل خزيده بنشينند تا بلا نازل شود؟ خب اصفاهان و نطنز و ساير مراكز ذره اي به ياري خدا در حال پروگرس است و آبشارها عليحده نصب مي شود و عنقريب برق ذره‌اي به بازار مي آيد، رعايا هم صبح‌به‌صبح با توكل بر خدا از منازل خارج شده درب دكان خود را آب و جاروب نموده كسب رزق حلال مي‌نمايند؛ اگر هم عدو فكر سوء به مخيله‌اش راه داد قبل از آن كه فكر به عمل مبدل شود ذهن وي را متلاشي خواهند كرد بعون الله.
به قول مرحوم سهراب‌ميرزا: تا شقايق موجود است زندگي لازم مي نمايد. (با قدري تصرف)
    سيم- درب خزانه كلون شد و يك فقره قفل اعلاء سه‌قبضه بر آن نشست تا دست هيچ رئيس صرافي بدان نرسد چه برسد به اين كه قطاع طريق بدان رخنه كنند. خداوند طهماسب‌ميرزا رئيس صرافي كل را قوت دهد كه يك چنين قفلي را ابتياع نموده بر خزانه الصاق نمود. لازم است طهماسب‌ميرزا نشاني دكاني كه اين قفل را از آنجا ابتياع نموده، همچنين اگر وردي بر آن خوانده است تا هرگز مفتوح نشود را به خلف خود تعليم دهد تا بيت‌مال‌المسلمين بي‌جهت مصروف نگردد.
    چهارم- سِرمحمدخان مصري مشتهر به البرادعي منبعد مداخله نكند. اين كلمات را رؤساي «واحد زائد برخمسه» (1+5) از خود صادر نموده‌اند.‌ علي‌الظاهر سِر محمدخان كه اين روزها در حال تبديل به آميز محمدخان برادع الدولة است با مقاومت عليه مواضع عدواني سته مذكوره غيظ آنان را برانگيخته عنقريب است وي را ساقط بنمايند. اليوم طلاب كالج علم و صنعت بر روي لوحي نوشته بودند:1+1+1+1+1+1=1+5 خداوند قوت‌شان دهد.
پنجم-در مملكت پاكستان كه علي الاصول بايد همه شان پاك باشند رؤسايي حاكم مي‌شوند كه از قضا پاك توطئه‌گرند و دفعةً مي بيني يك نظامي مجهول‌الهويه حكومت نظامي اعلام كرده، شوارع را بسته، حاكم را كه او هم با دسيسه و كودتا حاكم شده است محبوس مي‌نمايد و خود حاكم مي‌شود و اين سلسله به يك نظم مثال زدني تكرار مي‌شود. في‌الحال عنقريب است كودتاچي سابق و حاكم فعلي اسقاط شده يك مخدره ايراني‌تبار جاي او را بگيرد؛ ليكن اين بار قرار است اين پروسس به شيوه الكسيوني انجام بگيرد كه اليوم به آن «دموغراطي» گويند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٢ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :

در احوالات « باران » كه ببارد يا نبارد

    يكم- تبادل دل و قلوه ميان بوش صغير و ساركوزي اصغر به لطيفه‌اي جاري در رسانه‌هاي مختلفه بدل گرديد. وكالت‌هاي خبري نوشتند ساركوزي كه علي‌الظاهر در حالت طبيعي به‌سر نمي‌برد و چيزهاي مشكوك استعمال كرده بود به سان عشاق از بوش گفت و بوش نيز كم بود وي را بالاي سر برده حلواحلوا بنمايد. مطلعين مي‌گويند ساركوزي كه فعلاً تنها صدراعظم عزب و مجرد عالم است حق دارد در چنين عوالمي سير بنمايد ليكن بوش غلط زيادي نموده.
    دويم- اين روزها از حكومت انگليز- استعمارآلزايمر گرفته- چيزي جز شر صادر نمي شود؛ از ملكه گرفته كه بعد يك دهه ياد سياست افتاده و عليه قوه ذره‌اي ايران موضع گرفته تا جنود بحري آن مملكت كه دوباره به قصد جامه نو و پسته و گز اصفاهان تفحص در خليج فارسي را از سر گرفته و تا علني‌شدن يك فقره جاسوسي‌شان عليه مملكت ايران همه از حركات غيرمفيد آن حكومت حكايت مي‌نمايد.
    سيم- جنود ايالات متحده به جهت آتش افروزي در اقصي مكان عالم - از سومالي و سودان گرفته تا بين‌النهرين و از آنجا تا چين و تايوان و تبت و دالايي‌لاما - بسكه آدم كم آورده دست در قانون برده مجوز ورود چاقوكشان، ششلول بندها، اوباش سرگذر، دزدان اطفال و ساير اشرار را به ارتش صادر نمود. سابقاً رجاله هاي هموسكسوئل هم توانسته بودند در ارتش خدمت بنمايند. اين است ارتش نمونه عالمي! كه همه رقم جنس در آن موجود است و به گفته احدي از اتباع‌شان قصد نموده است الي‌الابد در بين‌النهرين بماند البته آب و هوا و شهوت بمب جاده‌اي اگر بگذارد.
    چهارم- از داخله خبر مي‌رسد مخدرات رفرميست از سفرهاي بلدي محمود ميرزا اسوه‌گيري نموده قصد نموده‌اند به دور افتاده و بجهة الكسيون آتي رأي جمع بنمايند. حالا اين كه چرا حاليه به اين فكر افتاده‌اند، هنوز بر اين ميرزا معلوم نيست گرچه بر اهل فن و بخيه آشكار است. فقط بايد مراقب باشند يكهو كلمات ثقيل و بودار به زبان خود جاري نسازند كه يحتمل رعيت، از همان جا سوار بر چارپاشان كرده بطهران مرجوع مي‌نمايند.
از داخله همچنين غير از اين كه خبر مي‌رسد بعض رفرميست‌ها بابت نداشتن رسانه شكوه كرده‌اند و ميان برخي‌شان اختلاف افتاده كه از مركز كانديدا شوند يا از فلان قريه سفلي تا رأي بياورند و «باران» بالاخره ببارد يا نبارد، غير از همه اينها خبر مي‌رسد يك دانه سكه زر نرخ چند رأس شتر را پيدا نموده است و هر بينوايي كه ارث پدري نداشته و دست كج هم نباشد و بخواهد عيال و اولاد خود را زير يك سقف جمع بنمايد لازم است بي خيال اين امر شود زيرا محال است كه غير از وادي غيرذي‌ذرع بيابان كه سكونت در آن مؤونه اي ندارد جايي فراچنگش بيايد؛ خدا به خير كند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :

در جاسوسي رايس‌خاتون

    يكم- مملكت فخيمه ايران در معاهده حفاظت از «بقردريايي»! شركت ننمود از آن‌جهت كه در اين معاهده، نام خليج فارسي را به كين و عداوت خليج عربي ذكر كرده‌اند. شايسته است دولت فخيمه ايران متقابلاً معاهده‌اي را به تعهد بگذارد كه به موجب آن شيوخ پهناور خليج فارسي از نطق زيادي منع شوند؛ از آن رو كه اخيراً شيخ احدي از اين ممالك كه محيط آن از قريه علي‌آباد خودمان هم كمتر است افاضات زيادي از خود صادر نموده، مسئله ذره‌اي ايران را مخاطره‌انگيز خوانده، يادش نبوده كه مزرعه‌اي كه غصباً در آن نطق مي‌كند از آن ايران است.
    دويم- مملكت فرعون (ملك مصر) قوه ذره‌اي داشته باشد منعي ندارد؛ امارات متحده عربيه كه تازه به فكر اين صنعت افتاده، داشته باشد عيبي ندارد؛ هندوها كلاهك ذره‌اي را به آسمان قائماً نشانه رفته باشند خوب است اما مملكت ايران براي توليد كهربا (برق سابق) ذره اتم را بشكافد براي عالم خطرناك است؟ به قول حسين ميرزا رئيس جريده ما - حفظه الله -: اي ننگ بر اين دنياي وارونه! (ننگش از ماست)
    سيم- يك راپورتي به صورت «قيل» وارد اخبار شد كه رايس‌خاتون جاسوس صهيونيست‌ها از آب درآمده است. اميد است خبر فوق به صورت «قال» درآيد و رايس مذكوره پس از علني شدن جاسوسي‌اش و طبعاً تحمل حبس، معقول شده، شوهر اختيار نمايد. همين تر و خشك كردن بچه، نفس اماره را قدري منكوب مي‌نمايد و براي سربه‌راه شدن، مجرب است.
    چهارم- ابوالحرب‌هاي ممالك متحده پول جنگ‌افروزي هايشان را كرور كرور از درب خلفي خزانه به يغما مي‌برند و رعيت آنجا كه هيچ، وكلاي مجلس هم ملتفت نيستند چه حجمي از زر و سيم از خزانه خارج و به صورت بمب بر سر رعيت عراق نازل مي‌شود. زماني كه اغلبيت رعيت آمريكا نمي‌دانند رئيس الدولة بوش است يا چني، خيلي سهل است كه ندانند چه‌قدر پول براي جنگ‌افروزي در اقصي نقاط عالم از كيسه‌شان مي‌رود.
شاهد ديگر آن كه در مملكت آمريكا يك جوانك مزلفي مسمي به «امي‌نم» كه به يك نحوه غريبي مشي مي‌نمايد و البسه غيرمعقول به تن مي‌كند و خودش را تكان تكان مي‌دهد از رايس‌خاتون شهره‌تر است. راپورت ديگر اين كه احدي از حاكمان ولايات آن جا سرعقل آمده گفته است: «اگر به بوش رو بدهيم ما را چارپا فرض نموده سوارمان مي‌شود»؛ حقيقتي كه دير بازگفته شد. اميد است كفار و زنادقه و ملحدين بيشتري سرعقل بيايند.
    پنجم- بنگاه بي‌بي‌سي در ايران به دنبال راپورتچي و پادو و آبدارچي و غيره مي‌گردد. از صاحبان قلم باب طبع اين بنگاه، اصحاب عقده‌هاي فروخورده و آمال طويل، عشق شهرت و پول، اصحاب مذاكره با جان كري و دوره‌ديدگان دوبي و ساير بلاد دعوت مي‌شود دعوت بي‌بي‌سي را لبيك گويند.
    ششم- نزديك بود عيال كلينتون در يك مباحثه تلفزيوني مورد هجمه مباحثه‌كنندگان قرار گيرد كه عمله صحنه اعم از فوتوغرافيست و نورپرداز و صدابردار و بوم‌من و كرين‌من و غيره مانع شدند. از قرار معلوم، عده‌اي كف‌گرگي و شماري گيس‌كشي در انتظار مشاراليها بوده ليكن به‌خير گذشته است. ظاهراً شيوه تازه مناظره و بحث در ايالات متحده از اين قرار است كه قدري خون ريخته شده، چند جفت چشم در‌آمده، يك دوجين استخوان بشكند؛ قابل عنايت منتظران نشسته در صف «گرين كارت».
    هفتم- از داخله خبر مي‌رسد بعض رفرميست‌ها بسكه پيش خلايق روسفيدند قصد نموده‌اند بدعتِ آوردن اخوي و آبجي و خاله و خان‌باجي به صحنه انتخابات را تكرار نمايند. در اين راستا عيال بعضي از ايشان از اين بابت تشويش و ترديد داشته، هنوز جواب قاطعي نداده و برخي ديگر گفته‌اند:
« اِوا خُب نمي دونم چي بگم چي‌كار كنم بلد نيستم كه»!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :

در باب رئوس فهرست‌هاي انتخاباتي

    يكم- دولت ممالك متحده از حيث تعداد ديپلومات در مملكت بين‌النهرين در مضيقه بوده، هر چه وعده و وعيد به رجال پلتيكي مي‌دهد احدي حاضر نيست در اين مملكت جنگزده و تشغيل‌شده حضور يابد. في‌الحال خبر مي‌رسد در قنصول‌گري اتازوني در عراق، تعدادي طباخ و عمله تنظيف باقي مانده‌اند به انضمام دربان.
    دويم- احدي از رفرميست‌ها، خصايص هم‌قطاران خود را بدين‌ترتيب احصاء نموده است: «انحصار، افراط، عدم النظم و عدم الصدق».
اين ميرزا از درگاه الهي مسألت مي‌نمايد اگر اين صفات جليله‌ي اربعه، از جمله‌ي محاسن آن عزيزان هست خدايتعالي نياورد روزي را كه قرار شود صفات رذيله‌ي قوم مذكور احصاء شود.
    سيم- در اين ايام، در جرايد مختلفه، كراراً از رجالي نام برده مي‌شود كه يحتمل سرليست رفرميست‌ها در انتخابات آتيه مجلس شورا قرار خواهند گرفت؛ ليكن واضح است كه آن سرليستان معزز، هرگز پاي در اين ميدان خطير نخواهند گذاشت به اين دليل واضحه و متقنه‌ كه: «يك بار امتحان كافيه».
در اين راستا و در راستاهاي ديگر پيش‌بيني مي‌شود در ايام آتيه اشخاص محترم و غير‌محترم ذيل در رأس فهارس فرقه‌جات ذيل قرار گيرند:
۱- سرليست رجال سياسي سابق، وبلاغ‌نويس حاضر مقيم اروپا؛ جناب مستطاب آسيدعطاء‌الله مهاجرالدولة شارب لبن ويژه.
۲- سرليست مظلومان، زحمت‌كشان و ستم‌ديدگان مقيم مركز: آقا ابراهيم صغيرالدولة‌ي تندمزاج.
۳- سرفهرست رفرميست‌هاي اپوزيسيون سابقاً چريك فعلاً دور دنيا : اكبرميرزا ساطع‌كننده نور بر بيوت مخوفه‌ي منكدره.
۴- سرفهرست شيوخ معارض سياست و عاشق مريدپروري: آسيدهيبت‌الله منسوب به كاظمين- خفّف الله حبسه -.
۵- سرفهرست معمّرين آفتاب لب بوم ملي - معنوي صاحب عينك و سمعك و اودكلن: مرحوم زنده‌ياد خلدآشيان، جنت‌مكان ... - رحمة الله عليه و غفرالله له و انجيه الله من النار-.
۶- ...

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۸ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :

در اياب و ذهاب آميزعلي‌آقاي لاريجاني

   اليوم قصد نموده‌ايم حول آمدن و رفتن ميرزا علي‌آقاي لاريجاني مشتهر به فيلسوف هسته‌اي چنان كريتيك بنماييم كه احدي از مشايخ ما در روزنامه‌نگاري چنين نقدي را مرتكب نگرديده باشد بعون الله.

فصل:

در آمدن ميرزا به امور ذره‌اي

   در اين كه ميرزا علي‌آقا در كسوت سكرتر امنيت مملكت درآمد و به تبع آن مباحثات ذره‌اي با رؤساي يوروپ آغازيد اين نكته محرز است كه وي از خضوع، خشوع، خفض جناح و منكوب نمودن نفس اماره بهره مكفي برده، عليرغم رقابت الكسيوني با محمودميرزاي صدراعظم، بلافاصله پس از هزيمت، رياست امنيت را قبول نمود و هذا لايخفي كه رقيبان الكسيوني، علي‌الرسم سايه يكديگر را با فشنگ مضروب مي‌نمايند. اين رييس امنيه شدن چنان رؤساي ممالك يوروپ را در حيرت فروبرد كه از قول آنها نقل شده است كه گفته‌اند: « كأنه اين ميرزا علي آقا با آن محمودميرزا از دو بلاد مختلف يكي از شرق عالم و ديگري از غرب آن است»؛ غافل از آن كه هر دو واجد يك خاستگاه، يك مملكت، يك غايت و يك مقصود مي‌باشند؛ كثرالله امثالهما.

    تداوم مباحثات ذره‌اي نيز - در حالي كه مملكت ايران مراكز ذره‌اي را سريعاً پروگرس مي‌داد-  يك نحوه فطانت، زيركي و تسلط بر امور پلتيكي لازم داشت كه بحمدالله در وجود ميرزا علي آقا موجود بود به نحو استغناء.  بايسته بود همان رقم كه سابقاً طرف غربي، مباحثات را اطاله داده و فعاليت ذره‌اي‌مان را معلق گذارده بود متقابلاً رؤساي كفر و الحاد نيز قدري كش مي‌آمدند كه بحمدالله چنين مطلوبي حاصل گرديد.

      اما در بحبوحات دادوستد دل و قلوه ميان آميزعلي آقا و خافير صولاناي چشم‌آبي و در آستانه اياب و ذهاب فاميلي ميان ايندو و در شرايطي كه قرار بود صولانا يك شب جمعه‌اي با عيال و اطفال ميهمان منزل علي‌آقا باشد زمزمه‌هاي يك استعفاء، صولانا و عيال متعلقه را در جاي خود فريز و متصلب نمود.

فصل:

در ذهاب ميرزا

    رفتن فيلسوف ذره‌اي باعث شد روزنامه‌جات رفرميست كه مدتي بود در خماري تكرار فروشده بودند به نشاط  افتاده، عليه محمودميرزا عناوين هماهنگ بر غرّه صفحات اول خود بنشانند. خُب، « تلك الايام نداولها بين الناس»؛ اين ايام بين مردم دست‌به‌دست مي شود و بايد هم بشود؛ ليكن امان از قحط سوژه در روزنامه‌جات و ايضاً در ميهماني‌هاي عوام‌الناس؛ همين ديروز احدي از عوام اقوام ما كه سيكل اكابر را مردود شده است ضمن ريش‌جنباندن‌هاي مكرر مي‌گفت: كار كار پوتين است؛ گفتم نه، يحتمل گيوه هم دخيل بوده است! آخر اين پوتين كه هيچ نسبتي با امت اسلام ندارد جز آن‌كه ورزش جودو استعمال مي‌نمايد و هيچ گلي به سر اين امت نزده است جز آن كه نيروگاه ذره‌اي را معطل كرده چه نفوذي مي‌تواند بر مملكت محروسه ايران داشته باشد و چه شرطي قادر است تعيين نمايد كه از پرتو آن ميرزاعلي‌آقا ساقط شود؟ اين مختصر ربطي هم كه هست بابت بغض معاويه است نه حب علي.

    عجالتاً روشن است كه استعفاي آميرزاعلي‌آقا نه مربوط دارد به پوتين و نه هيچ رقم نعلين ديگري؛ بالاخره محمودميرزا ذهن هندسه‌اي دارد و علي‌آقا در اصالة الماهية و اصالة الوجود سير مي‌كند و از براهين واضحه است كه يحتمل در سلوك طريق ذره‌اي هركدام يك منهجي را برود؛ گرچه لايخفي كه طريقه مشي در بحث ذره‌اي از مباحث عمده مملكت‌داري است كه از عهده اين رييس و آن مرئوس خارج است؛ خداوند صاحبش را محفوظ بدارد.

     ما همچنان ميل مي‌نماييم كه اين تحليل بي‌نظيرمان را ادامه داده، فربه نماييم؛ ليكن خوف آن هست كه حسين‌ميرزا رييس جريده همين‌طور از آخر به‌نحو چشم‌بسته محذوف كند؛ لذا به همين‌جا اكتفا مي‌نماييم.                                                                            

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ٥ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :

فيلم مقطع

به‌جهت خالی نبودن عریضه این فیلم کوتاه ده دقیقه‌ای را تماشا بنمایید؛ وفقكم الله.   
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :