اندر نطق‌های مشوب «اوباما» و رییس فرقه «احتشامیه»

    یکم- در تعالیم طبّی از زمان شیخ‎الرییس به این طرف، وصیت مؤکد شده است که آدمهای بلغمی و سودایی و صفراوی و دموی از استعمال اغذیه‎ای که تغییر احوال مزاجیه می‎دهد پرهیز نموده، هر شب یک قاشق خاکشیر در آب ریخته استعمال نمایند و بطن را مطلقاً اشباع نکنند که اثرات مضرّه بر روح و جسد آدمی دارد.
این که اوبامای امریکی در شب صدور آن نطق سراسر مهوّع چه چیزی استعمال کرده بود راپورتچی ما در اتازونی باید کسب اطلاع کند لیکن رییس فرقه «احتشامیه» خودمان، زمانی که به بلاد شریفه اصفاهان سفر نموده یحتمل یا خیلی گرسنه بوده و حالت سودایی غلبیت کرده یا قبل از نطق، در راه حسین‎آباد به کاروانسرای شاه‎عباس رفته و دلی از عزا درآورده، از استعمال علیحده لحم طیر و منّ و سلوی حالت صفراوی‎شان عود کرده و نتیجه آن شده که در حسین آباد، آن نطق سراسر مسهل را ایراد نمایند. عجبا که نطق آن یکی از سرمستی فتح ایراد شد و این یکی به یقین از سرخوردگی هزیمت. یک مکانی در حسین آباد اصفاهان سالهاست کانون بعض فتنه‎ها شده، هر وقت آقایان مزاجشان اختلاط می‎کند به آنجا رفته نطق می‎نمایند.

 


        دوم- این از عجایب نه‏گانه عالم است که یک فرقه صغیره صهیونی چنان بر مقدرات ینگه عالم مسلطند که هر کابوی بی‏بته‏ای که خسته از گاوچرانی و تیراندازی، هوس رئاست بر ممالک اتازونی می‏کند لاجرم باید سر بر آستان اینان بساید و چاکری خود را در محضرشان بأی نحو کان به اثبات برساند وگرنه از رئاست بلدیه هم خبری نیست. این سرسپردگی اوبامای از راه رسیده نه فقط از عجایب نه‏گانه عالم است (بوش، عجیبه هشتم آن بود) بلکه به یقین در کتاب ریکوردهای غیدنز نیز ضبط خواهد شد که در عالم پلتیک - که جملگی بر صدور حرف سنجیده اهتمام دارند - ظرف یک نیم روز حرف یک آدم پلتیکی عوض شده است. معلوم نیست آیا زمانی که گاو می‏چرانده‎اند هم احیاناً معکوس بر چارپا جلوس می‎کرده‎اند یا خیر.
        سیم- سارکوزی رییس جمهور افرنسیه به لبنان رفته تا خاکسترهای هنوز داغ حرب داخلی را زیرورو کند. به نظر می‏رسد اگر بیروت مدتی درهای خود را کلون و طیاره‏خانه‏ها را مقفول نماید سریع‏تر به طمأنینه و امنیت برسد؛ چراکه همین رفت و شُدهاست که هوای ابری آنجا را مسموم هم می‎کند. در ضمن مأموران امنیه لبنان باید به اشدّ مراتب، از سارکوزی هوسران محافظت نمایند تا هم اتباع خود را از طمع ایشان مصون نگه دارند هم عیال سوم و تازه عقد کرده وی را از بیوه‎گی؛ چراکه تاریخ نشان داده است هرجا جناب سارکوزی قدم می‏نهد در اولین مکان، حالی به حالی شده، یک دوجین دعوای ناموسی به راه انداخته، از همان جا همسرش را طلاق داده به فرانسه عودت می‎دهد و با یک بیوه بالقوه دیگر به فرانسه رجعت می‏نماید.
   چهارم- اطفال محصّل در فالسطین اشغالی طالب آن شده‏اند تا عکس فوتوغرافی اولمرت را از بالای مکتب‏خانه‏ها برچینند تا درس معلم بهتر حالیشان شود؛ چرا که عکس موجود مشارالیه بر فراز مکتب‏خانه‏ها ذهن‏شان را از آتمسفر درس و مباحثه دور کرده، به طبیعت و شگفتی‏های آن سوق می‏دهد و لذا عمدتاً به فلک سپرده می‏شوند بیچاره‏ها. وزیر تعلیم و تربیة آنجا هم امریه داده تا عکس موجود مشارالیه را هنگام تدریس علوم طبیعی بر فراز کنند و در غیر آن به زیر بکشند.
   پنجم- اتباع مملکت مصر مردانگی کرده، اسراییل را از نقشه‏های جوغرافی محذوف نموده‏اند. بعید نیست فردا صبح، جراید و رادیوتلفزیون‎های مغرض عالم، جملگی ادعا کنند که کار، کار احمدی‏نجاد بوده و خودشان با دوچشم خودشان دیده‏اند که احمدی‏نجاد به قاهره و وزارت نقشه‏برداری مصر رفته با فتوشاپ نقشه‏های موجود در قامپیوترهایشان را دستکاری کرده.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۸ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها :

درآمدن یوسف مصری به تلفزیون

بجهة جریده « طهران امروز » قلمی شد:
یکم- بعون الله الملک الحق المبین، فیلم سینماتوغرافی حضرت یوسف مصری بالاخره بعد هفت هشت سنة که پروداکشن او به تطویل انجامید قرار است ان‎شاءالله در برج تیر به تلفزیون تشریف‎فرما شود؛ صلوات ختم نمایید. الیوم راپورت رسید میرزا فرج الله خان سلاحشور با شعف زایدالوصفی ختم ادیت این فیلم که بقاعده مسلسل(/سریال) از تلفزیون منتشر خواهد شد را اعلان نموده، گفت: «خودمون هم خسته شدیم دیگه.»

 

 


 این‎جانب از مایحتوی این مسلسل مطلع نشده و هنوز این سؤال در ذهن علیلش خلجان می‎کند که با این خط‎کشی‎های تلفزیون، ماجرای «غلّقت الابواب و قالت هیت لک» (دیلماج: درها را کلون کرد و گفت: - زبانم لال - آماده‎ام) که از قول زلیخای جگرخون در قرآن آمده است را چه‎گونه می‎خواهند در معرض نمایش قرار دهند؟ اینها را جمع کنید با فرار یوسف خوش‎جمال از این فتنه و تعقیب و اخذ پیراهن وی واسطه زلیخا - که محتمل است دست آن خانم نامحترم نیز با بدن یوسف نبی ملاقات کرده باشد - و آن‎گاه دریده شدن پیراهن مذکور که قطعه‎ای از بدن رویین آن جنتلمن نیز لامحاله آشکار شده است. مجموع اینها را فرج‎الله‎خان چه‏رقم مصور کرده‎اند که قابل انتشار از جام‎جم باشد نمی‎دانم. به نظر می‎رسد دوران حبس آقا را خوب پروداکشن کرده باشند و همچونین قصه خواب سلطان مصر را که هفت گاو نی‎قلیان، هفت گاو فربه را بلع می‎نمایند؛ لیکن از احسن‏القصص گفتن و ماجرای عشق آتشین زلیخا را نگفتن، آن‎قدر جانکاه است که قطع داون‎لود یک پروغرام از انترنت در هنگامه‎ی 98 درصد.
دویم- این فیلم سینماتوغرافی گادفادر ورسیون سیم (پدرخوانده 3) را آنچه کردیم در انترنت رؤیت کنیم نشد؛ عنقریب است دچار دپرسیون شده گوشه انزوا گزینیم بسکه خواهان بازی و صوت برگزیده این آقای ال‎پاچینو بوده، سابقاً نیز بازی مرحوم مارلون براندو دیوانه‎مان کرده بود به طوری که وقتی به عمارت جریده همشهری واقع در شارع جوردان طهران رفته بودیم یک عکسی از ایشان بر روی دیوار، ما را از خود بی‎خود نموده کف بر دهانمان آمده به طور مصروعین بر زمین شدیم؛ رفقا آب‎قند آورده سرحال شدیم لیکن گفتیم تا یک عکس فوتوغرافی ممتاز با آقا ( تصویر آقا ) اخذ ننماییم از این عمارت بیرون نمی‎شویم؛ رفقا دست به کار شده هی عکس انداختند که آن عکس‎ها موجود بوده؛ هر صبح و شام با دیدن آنها، قوت قلب می‎گیریم. القصه اگر کسی لوح آن را دارد بفرستد به نشانی ما دعایش می‎کنیم.
سیم- " اولیور استون " رژیسور امریکی در حال پروداکشن اولین فیلم سینماتوغرافی کمدی خود مسمی به Wست. راپورت می‏رسد از او سؤال کرده‎اند از شما بعید است رژیسوری فیلم کمدی؟ جواب گفته باشد: خیر، من درباره رؤسای ممالک، فیلم صنعت می‎کنم؛ لیکن هر رقم فیلمی که درباره پرزیدنت بوش ساخته شود لامحاله طنز خواهد شد. وی اضافه نمود: این رییس جمهور ما یک آدم سفیه و ابلهست که مصور کردن زندگانیش جان می دهد برای ادخال سرور در مردم عالم. این که رییس یک مملکت واسطه اتباع همان مملکت چونین وصف شود از عمق فاجعه خبر می‎دهد. این میرزا امیدوارست این فیلم را در ایران هم نمایش بدهند که اگر چنانچه قیمت تذکره‏اش هزار دینار هم باشد به‎یقین، حصیر زیر پای خود را فروخته در معیت عیال و اولاد به تماشای این فیلم خواهد رفت.
چهارم- معرض (/نمایشگاه) دولی کتاب هم به همت وزارت فخیمه ارشاد عوام‎الناس تنفیذ و خاتمه یافت؛ خدا قوت‎شان دهد. در معرض امسال، سوزنبانانی به قاعده عیون نمایشگاه در آنجا سیر کرده، هرآنچه کتب ضاله بود را مجتمع می‎کردند تا خدای نخواسته غذای روح ابنای مملکت مسموم نباشد؛ خداوند خیرشان داده عدسی‎هایشان را ضخیم‎تر گرداند. آنچه ممکن است به ذهن مشتریان کتب این معرض که درهم و دینار زایدالوصفی هم بالای ابتیاع کتب داده، با چند شتر به منزل رسانده‎اند برسد این است که حالا با این یک دوخروار کتاب چه معامله‎ای بکنیم که خدا را خوش بیاید؛ یعنی چه کنیم که جملگی کتب، خوانده شده، پولمان هدر نشود. پیشنهاد این میرزا آنست که کتب مشارالیه را به ضیافت‏های شبانه برده خمس(پنج‎یک) وقتی که در آنجا هرز می‎رود را صرف مطالعه جمعی کتب نمایند ببینند شبی چند خروار کتاب خوانده می‎شود. (کلیه حقوق مادیه و معنویه این طرح محفوظ و متعلق به این میرزاست. طرح، بجهة ارسال به فستیوال مرحوم خوارزمی آماده است؛ هر رقم استنساخ، تعقیب عدلیه را در پی خواهد داشت.)

 

 

 

 

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۳ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها :