الفاتحة بلا صلوات

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٠٢ ‎ق.ظ روز ٢٥ بهمن ۱۳۸۸

در وصف همکاران

    این همکار بغلی ما در یونیورسیته زنجان به قول خودش " گندم پزشکی" خوانده لیکن الان مشغول امور مالیست. یک نفر خادم هم داریم که نیم ساعت به نیم ساعت چای کلکته اعلای دیشلمه قندپهلو با آب تصفیه می‎آورد لیکن معلوم است که یک سینه حرف ناگفته دارد؛ رفقا می‎گویند وی طبیب اسنان بوده که سابقاً بدان دندانپزشکی می‌گفته‎اند اما سر اجاره محل با مالک درگیری پیدا نموده بغتةً سیخ دندان را به چشمان مالک فروبرده، شکم گنده را کور نموده، توان دفع دیه نداشته او را حبس کرده‎اند. بعد از تحمل حبس به ناچار خادم اداره ما شده است؛ پناه بر خدا. هرکس از همکاران که علتی در دهان او عارض می‎شود - خواه دندان، کرم خورده باشد یا دهان جوش زده باشد که سابقاً بدان آفت (به جزم فاء) می‎گفته‎اند- به وی مراجعت کرده طبابت و علاجت از او می‎طلبد. مشارالیه نیز بدون یک شاهی توقع مرضا را معالجت می‎کند. در آبدارخانه وی یک صندوق ابزار دندان شکستن و دندان گذاشتن و خمیر چاله پر کن دارد که عندالاقتضا در طبابت خود استعمال می‎کند. هر آن که چایی می‎آورد یاد این رساله می‎افتم که در "خردنامه" کاغذ اخبار مسمی ب"همشهری" طبع شده است. این کاغذ اخبار همشهری یک فقره روزنامه تمام ملون است که به کُر وصل است و از خزانه بلدیه طهران استرزاق می‎نماید و کسری ندارد بحمدالله. یک عمارتی در شارع جوردن طهران دارد که اگر بخواهی طابق آخر آن را ببینی سرگیجه عارض شده باید آب قند استعمال کنید تا حالتان برگشت نماید؛ طوّل الله عمره و لوّن الله طبعه. یک فقره همکار دیگر ما که دیپلم مردودیست 9 سال است در امتحان یونیورسیته مشارکت می‌کند اما حائز نمره لازم برای تحصیلات عالیه نمی‎شود؛ می‎گویند تا به حال یک کرور تومان خرج کرده لیکن مغزش کشش ندارد؛ پناه بر همان خدا.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢۱ بهمن ۱۳۸۸

در آداب تبادل اورانیوم

    یکم- در راپورت قبلی، " یوشچنکو "، صدراعظم جرجستان عنوان گرفته بود و حال آنکه وی صدراعظم غربگرا، مخملین و به زیرآمده‎ی اوکراین است که در دور اول الکسیون، مغلوب کاندیدای متمایل به روس‎ها شده است؛ لذا بدین وسیله بدون پوزش، تصحیح می‎گردد؛ چرا که این ماشین فکص ما با ما عداوت داشته، عبارات ما را کانورت نموده تحویل کیهان می‎دهد، بعید نیست جاسوس امارات عربی غیر متحده باشد.


    دویم- قربان معرفت آن کرم خاکی و آن لاک‎پشت مظلوم و آن موش زبان بسته معلق در فضا بروم که نه تنها اعلانیه‎های 8 مَن 9 شاهی صادر نکردند بلکه با پروجکت فضایی ایران همراه شدند و با موشک ایرانی به فضا رفتند تا در تکمیل سلسله اقتدار ایران اسلامی سهیم باشند و جشن ملت را مبدل به عزای برخاسته از سینه‎های مالامال از حقد و کینه و شهوت مقام نسازند. گفته‎اند یارو پیر شده و شهوت مقام از او بعید است، می‎گویم پیری داریم تا پیری؛ این یکی پیری و معرکه‎گیریست که فرمود" و منکم من یُرَدُّ الی ارذل العُمُر لکی لا یعلم بعد علم شیئاً؛" و ایضاً پیری بلعم باعوراییست که  "علمٌ من الکتاب" را پاس نداشت و بدانجا رسید که " اخلد الی الارض واتبع هویه"؛ ولی آن یکی پیری خضر است که موسی از همرهی او بی‎تاب شد :" قال الم اقل لک انک لن تستطیع معی صبراً؟" من دارم طنز می‎نویسم؟! از خدایتعالی عذر می خواهم که ناگزیرم بلعم باعوراهای زمانه را با آیات قدسی‎اش معرفی کنم. تازه بلعم باعورا علم کتاب داشت اما این یکی جامع‎المقدمات را تکماده‎ای قبول و بعلت عدم کشش مغز، ناچار به ترک تحصیل شده است. این اعلانیه اخیر را هم یحتمل دوباره اعلانیه‎نویس‎های تازه آزاد شده تحریر کرده‎اند چرا که کلماتی نظیر " سائس، لازم الرفع و داغ و درفش" از یک ترک تحصیل کرده بعیدالصدور است. ضمناً این جمله که در آن خود را " بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم" دانسته‎اند شایسته آن است که ملت، شب عید به عنوان لطیفه به یکدیگر اص ام اص نمایند.


    سیم- خبر رسید 4+1 ذوقمرگ شده است از این که محمودمیرزا گفته است با تبادل سوخت مشکلی ندارد لیکن از آنجا که اخذ ربا از کفار، زندیقان و ملحدان جایز است لازم می‏نماید محمودمیرزا هر نیم کیلوغرام اورانیوم 5/0 درصد مخلوط با گچ و سیمان را با 10 لوله اورانیوم 20 درصد آکبند فرد اعلا در خاک ایران معاوضه نماید؛ آورندگان سوخت نیز تا تست اورانیومهایشان لازم است در منطقه خوش آب و هوای "بشاگرد" تحت الحفظ روی یک پا بایستند. تمّت شرائط هذاالمیرزا فی مسألة تبادل الاورانیوم؛ حالا خود دانید. 

    چهارم- فرقه مهدی هاشمی معدوم جهة شرکت در مناظرات تلفزیونی اعلان استعداد نمود. مبارک است ان شاء الله. مناسب بلکه لازم می‎نماید فرقه مذکوره اولاً در تدارک اربعین یکی از دو مرجع واقعی عالم اسلامی سبز باشند چرا که فرقه سبز لجنی شاخه نجف‎آباد ضمن آتش‎زدن زباله‎دان جنب منزل عمه اینجانب و قلع درب خانه همسایه بغلی‎اش شعار میداده‏اند: روحانی واقعی اون دو تا و هاشمی(معدوم). ثانیاً در اولین مناظره، نحوه قتل مرحوم آیت الله شمس آبادی و برادران حشمت و کیفیت بردن سلاح به مکه مکرمه در زمان زعامت شیخنا کروبی و خرابکاری‎های نهضتهای آزادی بخش و سایر جنایت‎ها را به‎صورت لایو و زنده خدمت ملت شرح دهند و آنگاه در مناظره دوم اگر از دست مردم جان سالم به در بردند توضیح بدهند که چگونه خون به دل مراد ملت کردند که آرزوی مرگ نمود.
   

    پنجم- فراجناحی بودن تا کجا مجاز است؟ تا کی می‎توان از فراز به اکثریت خروشان  و اقلیت خرابکار نگریست و به سنگینی سر تکان داد؟ " کن فی الفتنة کابن اللبون"؟ به شما نمی‎آید که ابن اللبون به معنای منفی‎اش باشید. علی‎القاعده کسی که فراجناح است فرا لبون هم باید باشد. روز مباد را چه می‎کنید؟ انتخاب ملت و خبرگان ملت را چه رقم پیش‎بینی می‎فرمایید؟ آتیه آقازادگان و صبیه اکشنه را چگونه میبینید؟ بالاخره کدام طرف حق است؟ حق مطلق که نداریم؛ حق بالنسبة هم نداریم؟

    ششم- به مناسبت ذکر حضرت خضر علیه السلام در این راپورت، پیشنهادی به ذهن این میرزا رسید بجهة شیخ الدین و الدولة جناب مشایی اعظم که هر چه ما ایشان را مدح می‏کنیم در دولت مقرب‏تر می‎شود لذا این مدح را تا تقرب کامل ادامه می‏دهیم بلکه شر کار کنده شود و آن پیشنهاد این است که حضرت خضر، کیس مناسبی برای نقد عملکرد اجرایی و میزان موفقیت انبیای عظام بوده و در داستان سوراخ کردن کشتی و تخریب آن دیوار و قتل آن جوان کذایی که حضرت موسی ع هم دست به دهان مانده بود به شدت از منظر ایشان قابل نقد است به ویژه آنکه موسی را هم نتوانست جذب کند و وسط راه به او فرمود: " هذا فراق بینی و بینک." این میرزا جهت ارائه اطلاعات لازم برای نقد 124 هزار پیغمبر الهی استعداد فوق عادتی دارد. نصف آنچه به هاء.طا دادید به من بدهید راضی‎ام. امضا کنم؟

    هفتم- آقای اوباما! یک نفر ایرانی را در جرجستان با حقه اسیر کردید و به ولایاتتان بردید، یک نفر دیگر را حین طواف بیت‎العتیق دزدیدید و بردید. عسکری را در ترکیه به بهانه بیع زیتون ایضاً ربودید؛ کذا ایرانیان ساکن ولایات متحده را به جرم معامله با ایران محاکمه می‎کنید و همزمان آزادی رعیت متجاوزتان به حدود ایران را خواسته‎اید؟ الساعة سفارش می‎کنیم آنان را با کت و شلوار نو و گز اصفاهان و پسته خندان کرمان و ماچ آبدار تحویل قنصول سوییس بدهند!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳۸۸

انقلاب بورژوازی از داخل تاکسی

     یکم- ممالک چین خاری شده است در چشم گروه چهار بعلاوه یک و حاضر نیست منافعش را با این فرقه شیطانی گره بزند. پوتین هم رفیق خودمان است مادامی که شرب خمر زیادی نکند؛ لذا این گفته وزیر خارجه بریطانیا که:" ما معتقدیم تحریم‎های مالی، به‎طور نمونه، بدون اینکه مردم ایران را تحت تأثیر قرار دهد، نقش مهمی در افزایش فشار بر نقاط مناسب رژیم ایفا دارد(؟!)" یحتمل بعد از استعمال اکستازی یا شیشه مرغوب ایراد شده است؛ چرا که اولاً درونشان در اصل تحریم اختلاف هست؛ ثانیاً کدام تحریمی است که بر رعیت فشار نیاورد و ثالثاً واژگانی چون " نقاط مناسب رژیم " معلوم نیست کدام نقاط است و آدم را یاد دست گذاشتن آقای کروبی بر روی نقاط حساس می‎اندازد.
    دویم- خبر می‎رسد نظامیان امریکی یکروز قبل از زلزال هاییتی، مانور نظامی برای مناطق حادثه‏خیز داشته‎اند. اگر راوی این خبر مثل نوری‎زاده دروغگو نباشد باید به حال نظام لیبرال دموکرات امپریالیستی ولایات متحده خون گریست که اولاً از وقوع زلزال خبر داشته‎ و خبر نداده و ثانیاً کیسه دزدی و اشغال برای یک مملکت فلاکت‎زده دوخته است؛ ببینید سبعیت تا کجا؟
    سیم- بنای دیوار فولادی بر حدود غزه که نتیجه حتمی‎اش مرگ کودکان و زنان آن بلاد است نه‎تنها صدای شیرین به‎اصطلاح عبادی که اکنون مشغول تهیه بیانیه علیه کشورش بوده و همزمان با اعدام محاربان منتشر می‎نماید را درنیاورد بلکه کمیسیون حقوق بشر امم متحده هم فقط ذره‎بین ضخیم بر نقاط کور مملکت ایران انداخته تا ببیند کجا کدام اسلحه برکشیده‎ای محاکمه می‎شود تا آن را آگراندیسمان نماید. لذاست که می‎گویم معمر قذافی کار صوابی کرد که منشور امم متحده را به جانب رییس آن پرتاب نمود تا بی‎اعتباری آن را فریاد کرده باشد. من نمیدانم رییس مجلس شورا بر اساس کدام مصلحت در مملکت فراعنه با فرعون زمانه مذاکره نمود و دست به همان دستی داد که قبلاً به دستان تزیپی لیونی، ایهود باراک، اولمرت، آریل شارون و سایر قصابان خاورمیانه آلوده شده بود.
    چهارم- شایسته بلکه لازم است ممالک عثمانی(ترکیه سابق) که علیرغم سیستم لاییک، سیاستمداران مسلمان باغیرت دارد روابط خود با رژیم صهیونی را از بیخ قطع نموده قبل از آن وزیر خارجه‎شان را به ترکیا دعوت نموده یک صندلی پایه کوتاه برای وی تعبیه کرده و خودشان بر فراز بنشینند و به او جبراً زبان ترکی بیاموزند تا جایی که بگوید: غلط الدیم؛ من هارا سیاست هارا". ( با تشکور از سید یاسر جَبرَئیلی){توضیح ضروری:اختلاف نظر میان دو کشور زمانی بالا گرفت که دنی آیالون، معاون وزیر امور خارجه اسرائیل، از اوگوز چلیک کل، سفیر ترکیه در تل آویو خواست به دفترش برود و درباره پخش یک سریال تلویزیونی در ترکیه، توضیح دهد. او ترتیبی داده بود که سفیر مذکور در جایی بنشیند که پایین تر از او قرار بگیرد و همچنین پرچم ترکیه را از روی میز برداشته بود.}
    پنجم- اگر آن 25 میلیون تومان کذایی را به من می‎دادند حاضر بودم جوانان عزب مملکت را دو برابر هاء.طا تحریک کنم؛ عکس از هر نقطه آقایان طوری بگیرم که از پاریس برایشان دعوت‎نامه مانکن‎شدن بیاید؛ روزی دوبار با تلفن، حکیم سخندان نکته‎گوی منتقد حضرت نوح و  عیسی را به‎وجد بیاورم  و حتی اگر خواستند حضوراً به اوج هیجان برسانم؛ اما حیف که من عکاسی کشف نشده‎ام و بازیگری نمی‎دانم.
    ششم- از یونیورسیته خراسان خبر رسید در آنجا رشته دانشگاهی تاکسیرانی به راه انداخته‎اند. این میرزا با رمل و اسطرلاب کشف کرده است که سران فتنه عنقریب نه کرسی درسی در دانشگاه برایشان می‎ماند نه تریبون وعظی و نه حتی شغلی. لذا مشفقانه توصیه می‎نمایم بعد از محاکمه اگر در قید حیات بودند شایسته است به تحصیل در این رشته مناسب شأنشان به‎پردازند و پس از اخذ مدرک تخصصی و وام، یکدستگاه سمند گریزپا ابتیاع نموده، داخل آن با رعیت سبز، فِیس تو فِیس یا فیس تو آینه مباحثه کرده و آنها را به نافرمانی مدنی دعوت کنند؛ خدا را چه دیدی یکهو انقلاب بورژوازی شد.
    هفتم- بالاخره پیش‎بینی این میرزا محقق‎الوقوع درآمد و یوشچنکوی مخملین در اوکراین به زیر کشیده شد. آمریکا کوش؟ یادم تو را فراموش. این یک اصل اساسی در تمام انقلابات مخملین است که وقتی مهره مخملین ترشید و تاریخ مصرف تمام کرد سرمایه‎گذار، پروژه و مهره و حکومت را وسط راه به حال خود رها کرده و رو به آسمان از خود سوت بلبلی صادر می‎کند. قابل توجه تاکسیرانان آینده.
    هشتم- نظر به طرح خوشه‎بندی‎ها پیشنهاد می‎شود آقایان حجج اسلام(؟!^#$) خاتمی و کروبی و حجت غیرالاسلام موسوی را در خوشه پانزدهم قرار دهند. این پیشنهاد با عنایت به شغل آینده و توبه‎نامه‎های سابق و لاحق ایشان است وگرنه حد اعلایش استحقاق روزانه یک وعده سوپ جوی محبس رجایی‎شهر را دارند؛ هتل اوین که جای خود دارد.
    نهم - خارج از شوخی فاجعه هاییتی ظاهراً هولناکترین از نوع خود است و اگر نمی‎توانیم مساعدت کنیم اقلاً برای مبتلایان به این بلیه الهی دعا کنیم. رقم سیبای اعلان شده هلال احمر بدین منظور 0199999999003 است. بقاعده اطعام یکروز هم واریز کنید در بیابان به فریادتان می‎رسد.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ٩ بهمن ۱۳۸۸