اندر استحاله نمايشات (نقل از هفته نامه اصفهان زیبا)

    اولاً : از زمان آغاز حکومت محمود خان صدر اعظم، مؤمنين رجای واثق يافتند که من بعد فضای بلاد با نمايش دادن افلام بی ريشه که دائماً يک جوانک مزلف، عرق ريزان در پی دوشيزه ای، خود را هلاک می نمايد و ايضاً افلامی که به طور پلتيک فضا را مشوش جلوه می دهند آلوده نخواهد شد ليکن از قرار مسموع فيلم خانه وزارت هدايت عوام هنوز از لوث وجود اين رقم افلام سينماتوغرافی که ما ترک حکومت قبلی به شمار است پاک و مطهر نگرديده، لازم است فراش باشی را مأمور کنيم جاروبی به فيلم خانه مذکور بکشد و ته مانده فيلم ها را رد بنمايد.

    دويماً: ميرزا محمود خان نقاش باشی مشتهر به فرش چيان که لنگه ايشان در سراسر عالم يافت نمی شود و از نوک قلم نقاشی شان لؤلؤ منثور تراوش می کند و بابت جسمان شريف و قلب ظريفشان در مملکت اتازونی به سر می برند ايام معدوداتی قدم به زادگاه خود نهاده بلد فخيمه صفاهان را منور فرمودند. ليکن از فرط ازدحام و مراجعاتی که به ايشان شد رجعت را بر قرار ترجيح داده تشريف بردند. به مخيله حقير می رسد اگر جناب ايشان در همين بلد جميله و در عمارتی خوش آب و هوا  رحل اقامت بيفکنند نه قلب مبارک را علتی عارض می شود و نه رعيت را از محضر ايشان محروميتی حاصل.

    سيماً: جناب زاون خان ارمنی که به طور زايد الوصفی به کريتيک افلام و نقد اعمال رژيسورها و آکتورها مشغول است فرصت نمی نمايند اين صفحه جريده ما را به خامه قلم خود بيارايند انگار که قريب بيست سنه آتيه برايشان فراغتی حاصل می شود. آن چه به محضرشان تلغراف زديم گفتند در بلاد طهران مشغول رژيسوری افلام مستند هستند. خداوند قوت شان دهد.

    رابعاً: راپورت می رسد اوضاع نمايشات صحنه ای در بلاد صفاهان به غايت منحط و دچار ضعف و مرض گرديده نه تماشاخانه ای هست نه نمايشی نه آدمی که يک فقره درام يا يک تراژدی تحرير کند و برای رعيت نمايش بدهد. فقط يک حوزه ای هست در شارع آمادجاه که يک نمايشات نيم بند می دهد. خداوند خيرشان دهد.  از ميرزا حسن آقای اکليل الدوله که يکه تاز نمايش هجو بوده هم راپورتی نمی رسد. از قرار معلوم با تلفزيون عقد اخوت بسته دائماً نمايشات ديجيطالی می دهد. اصولاً رعيت اصفهان علاقه شريف شان به اين قرتی بازی ها تعلق نمی گيرد. 21/4/85

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :