در اياب و ذهاب آميزعلي‌آقاي لاريجاني

   اليوم قصد نموده‌ايم حول آمدن و رفتن ميرزا علي‌آقاي لاريجاني مشتهر به فيلسوف هسته‌اي چنان كريتيك بنماييم كه احدي از مشايخ ما در روزنامه‌نگاري چنين نقدي را مرتكب نگرديده باشد بعون الله.

فصل:

در آمدن ميرزا به امور ذره‌اي

   در اين كه ميرزا علي‌آقا در كسوت سكرتر امنيت مملكت درآمد و به تبع آن مباحثات ذره‌اي با رؤساي يوروپ آغازيد اين نكته محرز است كه وي از خضوع، خشوع، خفض جناح و منكوب نمودن نفس اماره بهره مكفي برده، عليرغم رقابت الكسيوني با محمودميرزاي صدراعظم، بلافاصله پس از هزيمت، رياست امنيت را قبول نمود و هذا لايخفي كه رقيبان الكسيوني، علي‌الرسم سايه يكديگر را با فشنگ مضروب مي‌نمايند. اين رييس امنيه شدن چنان رؤساي ممالك يوروپ را در حيرت فروبرد كه از قول آنها نقل شده است كه گفته‌اند: « كأنه اين ميرزا علي آقا با آن محمودميرزا از دو بلاد مختلف يكي از شرق عالم و ديگري از غرب آن است»؛ غافل از آن كه هر دو واجد يك خاستگاه، يك مملكت، يك غايت و يك مقصود مي‌باشند؛ كثرالله امثالهما.

    تداوم مباحثات ذره‌اي نيز - در حالي كه مملكت ايران مراكز ذره‌اي را سريعاً پروگرس مي‌داد-  يك نحوه فطانت، زيركي و تسلط بر امور پلتيكي لازم داشت كه بحمدالله در وجود ميرزا علي آقا موجود بود به نحو استغناء.  بايسته بود همان رقم كه سابقاً طرف غربي، مباحثات را اطاله داده و فعاليت ذره‌اي‌مان را معلق گذارده بود متقابلاً رؤساي كفر و الحاد نيز قدري كش مي‌آمدند كه بحمدالله چنين مطلوبي حاصل گرديد.

      اما در بحبوحات دادوستد دل و قلوه ميان آميزعلي آقا و خافير صولاناي چشم‌آبي و در آستانه اياب و ذهاب فاميلي ميان ايندو و در شرايطي كه قرار بود صولانا يك شب جمعه‌اي با عيال و اطفال ميهمان منزل علي‌آقا باشد زمزمه‌هاي يك استعفاء، صولانا و عيال متعلقه را در جاي خود فريز و متصلب نمود.

فصل:

در ذهاب ميرزا

    رفتن فيلسوف ذره‌اي باعث شد روزنامه‌جات رفرميست كه مدتي بود در خماري تكرار فروشده بودند به نشاط  افتاده، عليه محمودميرزا عناوين هماهنگ بر غرّه صفحات اول خود بنشانند. خُب، « تلك الايام نداولها بين الناس»؛ اين ايام بين مردم دست‌به‌دست مي شود و بايد هم بشود؛ ليكن امان از قحط سوژه در روزنامه‌جات و ايضاً در ميهماني‌هاي عوام‌الناس؛ همين ديروز احدي از عوام اقوام ما كه سيكل اكابر را مردود شده است ضمن ريش‌جنباندن‌هاي مكرر مي‌گفت: كار كار پوتين است؛ گفتم نه، يحتمل گيوه هم دخيل بوده است! آخر اين پوتين كه هيچ نسبتي با امت اسلام ندارد جز آن‌كه ورزش جودو استعمال مي‌نمايد و هيچ گلي به سر اين امت نزده است جز آن كه نيروگاه ذره‌اي را معطل كرده چه نفوذي مي‌تواند بر مملكت محروسه ايران داشته باشد و چه شرطي قادر است تعيين نمايد كه از پرتو آن ميرزاعلي‌آقا ساقط شود؟ اين مختصر ربطي هم كه هست بابت بغض معاويه است نه حب علي.

    عجالتاً روشن است كه استعفاي آميرزاعلي‌آقا نه مربوط دارد به پوتين و نه هيچ رقم نعلين ديگري؛ بالاخره محمودميرزا ذهن هندسه‌اي دارد و علي‌آقا در اصالة الماهية و اصالة الوجود سير مي‌كند و از براهين واضحه است كه يحتمل در سلوك طريق ذره‌اي هركدام يك منهجي را برود؛ گرچه لايخفي كه طريقه مشي در بحث ذره‌اي از مباحث عمده مملكت‌داري است كه از عهده اين رييس و آن مرئوس خارج است؛ خداوند صاحبش را محفوظ بدارد.

     ما همچنان ميل مي‌نماييم كه اين تحليل بي‌نظيرمان را ادامه داده، فربه نماييم؛ ليكن خوف آن هست كه حسين‌ميرزا رييس جريده همين‌طور از آخر به‌نحو چشم‌بسته محذوف كند؛ لذا به همين‌جا اكتفا مي‌نماييم.                                                                            

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ٥ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :