در جاسوسي رايس‌خاتون

    يكم- مملكت فخيمه ايران در معاهده حفاظت از «بقردريايي»! شركت ننمود از آن‌جهت كه در اين معاهده، نام خليج فارسي را به كين و عداوت خليج عربي ذكر كرده‌اند. شايسته است دولت فخيمه ايران متقابلاً معاهده‌اي را به تعهد بگذارد كه به موجب آن شيوخ پهناور خليج فارسي از نطق زيادي منع شوند؛ از آن رو كه اخيراً شيخ احدي از اين ممالك كه محيط آن از قريه علي‌آباد خودمان هم كمتر است افاضات زيادي از خود صادر نموده، مسئله ذره‌اي ايران را مخاطره‌انگيز خوانده، يادش نبوده كه مزرعه‌اي كه غصباً در آن نطق مي‌كند از آن ايران است.
    دويم- مملكت فرعون (ملك مصر) قوه ذره‌اي داشته باشد منعي ندارد؛ امارات متحده عربيه كه تازه به فكر اين صنعت افتاده، داشته باشد عيبي ندارد؛ هندوها كلاهك ذره‌اي را به آسمان قائماً نشانه رفته باشند خوب است اما مملكت ايران براي توليد كهربا (برق سابق) ذره اتم را بشكافد براي عالم خطرناك است؟ به قول حسين ميرزا رئيس جريده ما - حفظه الله -: اي ننگ بر اين دنياي وارونه! (ننگش از ماست)
    سيم- يك راپورتي به صورت «قيل» وارد اخبار شد كه رايس‌خاتون جاسوس صهيونيست‌ها از آب درآمده است. اميد است خبر فوق به صورت «قال» درآيد و رايس مذكوره پس از علني شدن جاسوسي‌اش و طبعاً تحمل حبس، معقول شده، شوهر اختيار نمايد. همين تر و خشك كردن بچه، نفس اماره را قدري منكوب مي‌نمايد و براي سربه‌راه شدن، مجرب است.
    چهارم- ابوالحرب‌هاي ممالك متحده پول جنگ‌افروزي هايشان را كرور كرور از درب خلفي خزانه به يغما مي‌برند و رعيت آنجا كه هيچ، وكلاي مجلس هم ملتفت نيستند چه حجمي از زر و سيم از خزانه خارج و به صورت بمب بر سر رعيت عراق نازل مي‌شود. زماني كه اغلبيت رعيت آمريكا نمي‌دانند رئيس الدولة بوش است يا چني، خيلي سهل است كه ندانند چه‌قدر پول براي جنگ‌افروزي در اقصي نقاط عالم از كيسه‌شان مي‌رود.
شاهد ديگر آن كه در مملكت آمريكا يك جوانك مزلفي مسمي به «امي‌نم» كه به يك نحوه غريبي مشي مي‌نمايد و البسه غيرمعقول به تن مي‌كند و خودش را تكان تكان مي‌دهد از رايس‌خاتون شهره‌تر است. راپورت ديگر اين كه احدي از حاكمان ولايات آن جا سرعقل آمده گفته است: «اگر به بوش رو بدهيم ما را چارپا فرض نموده سوارمان مي‌شود»؛ حقيقتي كه دير بازگفته شد. اميد است كفار و زنادقه و ملحدين بيشتري سرعقل بيايند.
    پنجم- بنگاه بي‌بي‌سي در ايران به دنبال راپورتچي و پادو و آبدارچي و غيره مي‌گردد. از صاحبان قلم باب طبع اين بنگاه، اصحاب عقده‌هاي فروخورده و آمال طويل، عشق شهرت و پول، اصحاب مذاكره با جان كري و دوره‌ديدگان دوبي و ساير بلاد دعوت مي‌شود دعوت بي‌بي‌سي را لبيك گويند.
    ششم- نزديك بود عيال كلينتون در يك مباحثه تلفزيوني مورد هجمه مباحثه‌كنندگان قرار گيرد كه عمله صحنه اعم از فوتوغرافيست و نورپرداز و صدابردار و بوم‌من و كرين‌من و غيره مانع شدند. از قرار معلوم، عده‌اي كف‌گرگي و شماري گيس‌كشي در انتظار مشاراليها بوده ليكن به‌خير گذشته است. ظاهراً شيوه تازه مناظره و بحث در ايالات متحده از اين قرار است كه قدري خون ريخته شده، چند جفت چشم در‌آمده، يك دوجين استخوان بشكند؛ قابل عنايت منتظران نشسته در صف «گرين كارت».
    هفتم- از داخله خبر مي‌رسد بعض رفرميست‌ها بسكه پيش خلايق روسفيدند قصد نموده‌اند بدعتِ آوردن اخوي و آبجي و خاله و خان‌باجي به صحنه انتخابات را تكرار نمايند. در اين راستا عيال بعضي از ايشان از اين بابت تشويش و ترديد داشته، هنوز جواب قاطعي نداده و برخي ديگر گفته‌اند:
« اِوا خُب نمي دونم چي بگم چي‌كار كنم بلد نيستم كه»!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :