در احوالات « باران » كه ببارد يا نبارد

    يكم- تبادل دل و قلوه ميان بوش صغير و ساركوزي اصغر به لطيفه‌اي جاري در رسانه‌هاي مختلفه بدل گرديد. وكالت‌هاي خبري نوشتند ساركوزي كه علي‌الظاهر در حالت طبيعي به‌سر نمي‌برد و چيزهاي مشكوك استعمال كرده بود به سان عشاق از بوش گفت و بوش نيز كم بود وي را بالاي سر برده حلواحلوا بنمايد. مطلعين مي‌گويند ساركوزي كه فعلاً تنها صدراعظم عزب و مجرد عالم است حق دارد در چنين عوالمي سير بنمايد ليكن بوش غلط زيادي نموده.
    دويم- اين روزها از حكومت انگليز- استعمارآلزايمر گرفته- چيزي جز شر صادر نمي شود؛ از ملكه گرفته كه بعد يك دهه ياد سياست افتاده و عليه قوه ذره‌اي ايران موضع گرفته تا جنود بحري آن مملكت كه دوباره به قصد جامه نو و پسته و گز اصفاهان تفحص در خليج فارسي را از سر گرفته و تا علني‌شدن يك فقره جاسوسي‌شان عليه مملكت ايران همه از حركات غيرمفيد آن حكومت حكايت مي‌نمايد.
    سيم- جنود ايالات متحده به جهت آتش افروزي در اقصي مكان عالم - از سومالي و سودان گرفته تا بين‌النهرين و از آنجا تا چين و تايوان و تبت و دالايي‌لاما - بسكه آدم كم آورده دست در قانون برده مجوز ورود چاقوكشان، ششلول بندها، اوباش سرگذر، دزدان اطفال و ساير اشرار را به ارتش صادر نمود. سابقاً رجاله هاي هموسكسوئل هم توانسته بودند در ارتش خدمت بنمايند. اين است ارتش نمونه عالمي! كه همه رقم جنس در آن موجود است و به گفته احدي از اتباع‌شان قصد نموده است الي‌الابد در بين‌النهرين بماند البته آب و هوا و شهوت بمب جاده‌اي اگر بگذارد.
    چهارم- از داخله خبر مي‌رسد مخدرات رفرميست از سفرهاي بلدي محمود ميرزا اسوه‌گيري نموده قصد نموده‌اند به دور افتاده و بجهة الكسيون آتي رأي جمع بنمايند. حالا اين كه چرا حاليه به اين فكر افتاده‌اند، هنوز بر اين ميرزا معلوم نيست گرچه بر اهل فن و بخيه آشكار است. فقط بايد مراقب باشند يكهو كلمات ثقيل و بودار به زبان خود جاري نسازند كه يحتمل رعيت، از همان جا سوار بر چارپاشان كرده بطهران مرجوع مي‌نمايند.
از داخله همچنين غير از اين كه خبر مي‌رسد بعض رفرميست‌ها بابت نداشتن رسانه شكوه كرده‌اند و ميان برخي‌شان اختلاف افتاده كه از مركز كانديدا شوند يا از فلان قريه سفلي تا رأي بياورند و «باران» بالاخره ببارد يا نبارد، غير از همه اينها خبر مي‌رسد يك دانه سكه زر نرخ چند رأس شتر را پيدا نموده است و هر بينوايي كه ارث پدري نداشته و دست كج هم نباشد و بخواهد عيال و اولاد خود را زير يك سقف جمع بنمايد لازم است بي خيال اين امر شود زيرا محال است كه غير از وادي غيرذي‌ذرع بيابان كه سكونت در آن مؤونه اي ندارد جايي فراچنگش بيايد؛ خدا به خير كند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱٩ آبان ۱۳۸٦
تگ ها :