شاوز آخر هر هفته در طهران

    يكم- هوغو شاوز ونيزوئلايي كه به‌تازگي هر هفته تعطيلات خود را در طهران مي‌گذراند هول در دل راپورتچي‌ها انداخت و قصد داشت بومب ذره‌اي در ميان آنان رها سازد ليكن به‌خير گذشت و مكشوف گرديد كه مزاح مي‌نمايد؛ خلّدا... ملكه. في‌الحال مناسبات و معاهدات اين چند ماهه دو بلاد معادل دويست سنه ماضيه بوده يحتمل از تاريخ كشف قاره امريكي هم فراتر رفته بعيد نيست به جهت اجراي معاهدات، بخشي از اتباع آنجا مدتي ساكن ايران شوند و عده‌اي از مهندسين ما هم به شرط ياري آب و هوا به امريكاي لاطين بروند. خود شاوز كه فرمود: ايران بيت خودمان است.
    دويم- يك شاهزاده سعودي يك فقره قمر مصنوعي به جوّ زمين ارسال كرده و اين چنين پروپاگاندا نموده: «مشاهده تلفزيون ما صلوة فجر را از شما خواهد ستاند»؛ يعني چنان مهيج است كه تا نصف‌الليل به تماشا نشسته نماز صبحتان قضا خواهد شد. از اين‌كه مذهب سلفي با آن تصلّب و خشكي‌اش به يك همچه جايي برسد معلوم مي‌شود كه از بيخ معتبر نبوده.
    سيم- دولت ممالك متحده با يك دست پس مي‌زند با يكي پيش مي‌كشد؛ از طرفي تهديد مي‌نمايد از آن‌طرف به‌طور خفيه پيام ارسال مي‌نمايد كه مذاكره بنماييد درمانده‌ايم. عنقريب است مذاكرات ايران و امريكا مجدداً درحالي آغازيدن بگيرد كه طرفين در دو طرف ميز مايلند چشم يكديگر را از حدقه خارج بنمايند.
    چهارم- كوشنر وزير خارجه افراطي افرنسيه از عشق خود به صهاينه و عقد اخوت خود با امريكائيون خبر داد. معلوم نيست حالا كه عشق او اين چنين علانيةً قابل ذكر است، سرّاً چه رقم دلدادگي و جنون و رابطه‌اي با صهيونيست‌ها و امريكائيان داشته و دارد. لازم است منوچهرميرزا منبعد ضمن رد ملاقات با وي و فرستاده‌اش بابت همان يك فقره ملاقاتي كه با وي داشته به مدت چهل روز، روزي سيصد مرتبه استغفار نمايد به صيغه كامله بلكه رفع حجاب شود.
    پنجم- احدي از رفرميستها گفته: «از رقابت مورمورم مي شود»؛ يعني نفس رقابت برايم خوشايند است؛ پناه بر خدا؛ مگر اين رقابت بر سر كرسي دنيوي چه ارجي مي‌تواند داشته باشد كه آقا را مورمور كرده است؟ معلوم است آمال رفيعه اخروي در ذهن و عمل آقايان نسياًمنسياً واقع شده است؛ خدا به‌خير كند.
    ششم-شيرين‌خاتون وكيلة‌الدولة كه بسته به جهت باد گاهي خود را مي‌پوشاند و گاهي مكشوف ظاهر مي‌شود و معلوم است كه ته‌مانده پول نوبل را هم خرج كرده كه مجبور است وكالت مجرمان را تقبل كند در نطقي جديد خواستار تعليق ذره اي شده، پيرپاتال‌هاي ملي مذهبي هم از قضا چنين طلبي نموده‌اند. خداوند سرنوشت آدم را به مرحوم نوبل و قنصول‌گري بلاد خارجه گره نفرمايد.
    هفتم-اليوم استعمال قليان در امكنه عمومي بأي نحو كان قدغن شد ليكن در اندروني منازل-اگر مخدرات تجويز كنند- منعی ندارد؛ خدا خيرشان دهد. در دوران اصلاحات، نظميه مي‌خواست قدغن كند ليكن ميراث‌الدولة‌هاي سابق و ليبرال‌دموكرات هاي فعلي به بهانه به‌مخاطره افتادن قهوه‌خانه‌هاي ميراثي و فرار توريست‌ها نگذاشتند اين كار صورت عمل بگيرد.
    هشتم-اين ايام شمار كساني كه توهم منجي‌گري يا ارتباط با منجي پيدا نموده‌اند رو به تزايد گذارده، غير از اين‌كه لازم است متوهمان مدتي محبوس شوند و تحت دوادرماني و نفس‌درماني قرار گيرند بايسته است پديده مذكوره پاتولوژي اساسي شده تا معلوم شود اين صدمه از كجا نشأت مي‌گيرد. يمكن كه در روند صدمه‌شناسي به‌جايي برسيم كه در بعض جاها نحوه تعليم تعليمات خودمان عليل بوده است؛ الله اعلم بالصواب.
    نهم-ولد محمودميرزاي صدراعظم مثل ساير اولاد ذكور مملكت سرش را تراشيده كوله‌اش را برداشته راهي خدمت وظيفه در يك محلي كه از دم و دستگاه ابوي به دور باشد گرديد. حبّذا بر اين مساوات. لازم است ساير رجال مملكت نيز الگو گرفته، آنهايي هم كه پول داده سربازي اولادشان را خريداري نموده‌اند پول را پس گرفته اولاد خود را به خدمتي بفرستند كه آدم ساز است.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :