ام الخبائث

۱- يکي‏ از فعالان مشهور سياسي در پاسخ به اين که چرا کانديدا نشديد گفته است چون من يک تير دارم و آن را در انتخابات رياست‏جمهوري شليک خواهم کرد.

آگاهان مي‏گويند شما هرچه تير داشتيد که شليک کرديد؛ آخرينش هم وعده پنجاه هزار تومان نقد و خشکه به هر ايراني بود که خيلي نگرفت و هرچه رأي از اين بابت جمع شده بود طي يک خواب نيمروزي از بين رفت و خودتان گفتيد که من در شمارش آرا جلو بودم ناگهان خواب چشمانم را فراگرفت و هنگامي که بيدار شدم ديدم همه چيز کن فيکون شده و از آراي من خبري در دسترس نبود! و سپس از کليه پست‏هايتان کناره گرفتيد. لطفاً داخل تيردان خود را يک‏بار ديگر چک بفرماييد.
2- ساعت شني تکه‏تکه شد و آخرين قسمت‏اش هم ديشب، خونين و مالين پخش شد و شن‏هايش ريخت و پرونده‏اش بسته شد. آگاهان به معترضان مي‏گويند: خب به جاي جنجال‏هاي مختلف بايد آسيب‏شناسي مي‏کرديد و ريشه‏ها را مي‏يافتيد. مگر اين چيزها در اجتماع نيست که صداي اعتراضتان بلند شده؟ آخرين گزارش‏ها حاکيست بچه خانوم دکتر صحيح و سالم به دنيا آمده و تحويل خانوم دکتر شده و همه چيز به خوبي و خوشي ختم شده است.
3- رسانه ها خبردادند: افزايش خالکوبي در ميان دختران ايراني.
در اين رابطه منابع مطلع پيش‏بيني مي‏کنند سريالي در اين مورد ساخته شود و بعد با اعتراض معترضان مواجه گردد و شير بي يال و دم و اشکمي پخش شود و هم پول بيت‏المال هدر رود هم نفهميم آخرش چي شد. حالا اين خالکوبي خداوکيلي چي داره که دختران ايراني همچين مي‏کنند با خودشون؟! خب يه ماژيک دست بگيرن خودشون نقاشي کنن يا کاغذ آدامس خرسي بچسبونن اگه پاک هم شد دوباره؛ تازه طرح جديد هم مي‏تونن بکشن ولي خالکوبي ديگه مادام‏العمريه و اگه از اون اژدهاها! و شير و پلنگا و چشم و ابروها خسته شدن ديگه کاريش نمي‏تونن بکنن و دپرس ميشن.
 

4- سي تن از نمايندگان شريف و پرمشغله مجلس در ميان اون همه اشتغال مربوط به طرح‏هاي عمراني و آباداني و اقتصادي و آبرساني و جاده‏کشي و گازرساني به روستاها و غيره يه‏هو دلشون براي قهوه‏خانه‏هاي عزيزتر از جانِ مشتي سوخته و در نامه‏اي بلندبالا به رييس‏جمهور خواستار توقف برخورد با قهوه‏خانه‏ها شده‏اند و نوشته‏اند: قهوه‏خانه‌ها همواره پذيراي اصناف، معتمدين و هيأت‌هاي محلي جهت استراحت، تفريح، رتق و فتق امور و انجام كارهاي خير مانند تهيه‌ جهيزيه و كمك به نيازمندان و هم‌چنين محلي براي جشن‌هاي مذهبي و ملي و جلسات ادبي و شعرخواني و در بعضي موارد به عنوان مركز اعتراضات مردمي عليه حكومت‌هاي خودكامه در گذشته بوده‌اند. آگاهان گفتند: اِ...؟ اين همه کاربري داشته قهوه‏خونه‏ها و ما نمي‏دونستيم؟! هان..! عجب! خب يعني حالا هم همين کاربري‏ها رو داره؟ يعني جوونايي که ساعت‏ها اونجا گعده مي‏گيرن و دود به ريه‏هاشون مي‏کنن و با انواع دخانيات آشنا مي‏شن و گاهي دست گرل‏فرندهاشون رو هم مي‏گيرن و به اتفاق قليوني مي‏زنن که همه‏اش اسانسه، همه اصناف و معتمدان و کاسبان محله‏اند که جهت استراحت و رتق و فتق امور و تهيه جهيزيه و جشن مذهبي و شعرخوني به اونجا اومده‏ان؟ هان! خوب شد گفتيد وگرنه ما حالاحالاها توي ضلالت غوطه‏ور بوديم. تازه چه اشتباهي کرده اون که از يکي از علما با شعر استفتا کرده:
نيك دانى آنچه دارد بهر انسان‏ها ضرر
طبق فتواى فقيهان مصرفش باشد حرام
مصرف «سيگار» دارد بس ضررها را ز پى
گر ندارد آن زيانى، پس ضرر باشد كدام؟
اين سموم بس كشنده روز و شب بيع و شرا
مى شود اينجا و آنجا با كمال اهتمام
فرض آنكه عايداتش باشد از انجم فزون
مى نيارزد آن‏چه دارد مرگ و بيمارى مدام!
مى نيارزد تا كه انسان جان خود سازد فدا
عقل سالم كى پسندد اين غُل و زنجير و دام؟
اين چنين چيزى كه دارد پاى تا سر شور و شر
از چه حاضر گشته دولت بهر توزيعش مدام؟
ساليانه صدهزاران مرده‏اند از اين طريق
اين ستم، گر نيست نقمت، پس چه بايد داد نام
چيست فتواى شما در محو اين «امّ الفساد»؟
يا چه دستورى نمايد منع آن را تا قيام؟
و لابد از منظر اين سي تن نماينده مجلس چه جواب نامناسبي داده آن فقيه روشن بين که:
آن كه دل بندد به اين «امّ الخبائث» در جهان
از حقيقت دور باشد، در طريقت هست خام!
گر بخواهى همچو «مِىْ» نامش بنه «امّ الفساد»
اين به شكل «دود» باشد وان يكى «زهرى» به جام
گر بزرگى از بزرگان جايزش بشمرده است
بر بنى آدم خطا ممكن بُوَد از خاصّ و عام!
آنچه گفتم يك اشارت بود در اين مسأله
عاقلان را يك اشارت هست كافى، والسّلام!
  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ٩ بهمن ۱۳۸٦
تگ ها :