اندر سقط رييس جنود صهاينه(نقل از کیهان)

    اولاً؛ رييس جنود صهاينه از فرط غيظ بابت هزيمت سنگين لشکريانش در منطقه حرب در جنوب بلاد شام و اجبارشان به عقب کشيدن، سقط شده کف بر دهان اش آمده به طور مصروعين بر زمين شده عنقريب سرازير گور می شود. ان شاء الله.

   شباب حزب الله که از قصد تعدی صهاينه با خبر بوده پيش دستانه اقدام به دفاع نموده نفس عدو را بريده هر رقم تقدير و انتظام را از آنان ستانده لشکريان عدو صهيونی فرصت محک نيافته اند که آيا از جو آسمان هجمه کنند بهتر است يا از زمين؛ لهذا آشی طبخ شد که رؤيت نموديم و نموديد و پارلمنت شان به جان دولت افتاده که چه ابلهی گفت ارضاً داخل بلاد شام شويد که الآن با صدها قتيل و مجروح بار و بنه جمع کرده رجعت نماييد؟ لهذاعنقريب است که امت اسلام از بابت اين فتح عظيم پای کوفته و دست افشانده ، روی اسود بعض سلاطين بی کفايت و مفتيان کبير البطن خود را نظاره، صد لعن نثار آنان کرده صد سلام صله شباب غيور حزب الله کنند. احدی از اين سلاطين، صدر اعظم بلاد مصر بوده که به طور پنجاه سنه است سلطنت را با چنگ و دندان محافظت نموده، در عقد اخوت با صهاينه پيشقراول است و اين مرة هم از در استظهار از صهاينه درآمده، وجود قنصول صهاينه در مصر را مفيد فائده دانسته. اين تخم و ترکه فرعون خوب است نعش اجداد خود را پيش چشم دارد و متنبه نمی شود.

    دويماً؛ راپورت رسيد دولت فخيمه، به احدی از احزاب، من بعد جواز نشر جريده يوميه نمی دهد از آن رو که در سنوات اخيره آن چه جريده هاشان مرتکب فعل قبيح شده از در بيرون می شدند صبح علی الطلوع خروس خوان جريده ای ديگر از پنجره به درون     می خزيد و روز نو روزی هم از نو و بدين نحو وزارت فخيمه انطباعات دور زده می شد. حالا از اينها هم که غمض عين بنماييم يک نظری به نحوه طبع مطالب در بعض از اين جرايد در فتنه اخير شامات که جرايد بلاد کفر هم از در حمايت از اسلام درآمدند معلوم می نمايد که درون اين ژوغناليست های به اصطلاح وطنی نسبت به اسلام و مسلمين چه می گذرد.

    سيماً؛ از بين النهرين چاپار خبر آورده که فرقه ضاله و روسياه مجاهد که به طور سی سنه دست اش تا مرفقين به خون طيف عظيمی از ملت ايران آغشته است به مدد الهی در شرف اخراج ذلت بار و مسکنت گونه از آن بلاد است که فرمود:« ضربت عليهم الذلة اين ما ثقفوا...»؛ هر جا که باشند چنين اند. به نظر می رسد قعر دوزخ تنها جايي است که اينان از آن جا اخراج نخواهند شد. 8/5/85

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :