اندر شمول لحاف اصلاح طلبی

یکم- زعمای چین گفته اند مساله تبت، از مسائل داخلیه چین است و به خارجه مربوط ندارد. لیکن جناب دالایی لاما- زعیم اپوزیسیون- که ندای استقلال بلاخشونت سر می دهد اما رعایای او شهر را به آشوب کشیده اند عازم ایالات متحده شده تا ثابت شود مسائل تبت چندان که می گویند داخلیه نیست. راپورت می رسد موعد تر و خشک کردن دالایی لاما فرا رسیده و ایشان به منظور قضای حاجت و تر و خشک شدن عازم اتازونی شده است.
دوم- عکس فتوغرافی قطعات طیاره ایف- چهارده آمریکی که خودشان هم نمی دانند کی و از کجا سرقت شده است را بر تارک انترنت انداخته قطعات مذکوره را به حراج گذارده اند. پنتاغون فعلا از این بابت گرگیجه گرفته خواسته است آن سایت ها را بلوکه بنماید دیده نمی شود. ببین آن لانه شیطان که خودشان ساختند به چه زحمتی شان انداخته.
سیم- قرار است یک فیلم سینما توغرافی در مملکت حجاز پروداکشن شود مقابل فیلم ضاله «فتنه» که در ممالک یوروپ به قصد فتنه پروداکشن شده است، بارک ا... فیهم. یک سؤالی اینجا قریب به اذهان می شود که کجا و به کدام ژانر و واسطه چه کسی فتنه خود آقایان شیوخ برجسته و وزین آنجا بطریقه سینما توغرافی مبدل به فیلم شود؟ یک مرحبا از آن کسی باد که این سؤال را اجابت نماید.
چهارم- هنوز ماه اردیبهشت طلوع نکرده دوباره از اطراف بوی مطبخ های فصلی به مشام می رسد که فقط در فصول انتخابات ظاهر می شوند لیکن بعد از آن یکهو محو شده کان لم یکن طبخا و مطبخا و طباخاً در اسفند ماضیه یک جایی که دود طبخ در فراز بود و رعایا مجتمع بودند را نشان کردیم تا فردا شب اش دست عیال و اولاد را گرفته بدانجا رفته سوری چرانده دلی از عزا درآوریم، لیکن فردا شب که مراجعت نمودیم نه از تاک نشانی بود نه از دود نه از تاک نشان. سؤال نمودیم چه شده است؟ گفتند: الکسیون انجام و نتیجه را هم اجمالا قرائت کرده اند شما کجا بودید تا حالا؟ آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. و این حقیر فی البداهه معروض داشتم «زرشک»... بخت خود را گفتم.
پنجم- رفرمیست های وطنی نام خود را عنقریب تعویض می نمایند، طهرا... اسمهم. راپورت دادند قرار است عنوان خیمه گاه رفرمیست ها از نام این و آن خالی شده یک نامی بر خود بنهند که عام و شامل باشد و جملگی آنتلکتوئل ها، مخالفین، غیرمذهبیون، غیرملیون، آشوب خواهان و تغییر پرستان را هم فرا گیرد، مبارک است انشاءالله. سابقا لحاف ائتلاف، یاران یکنفر را زیر خود جمع می کرد لیکن فی الحال که در الکسیون های متعدده وامانده اند، لحاف شان را به قاعده لحاف کرسی خواهند دوخت. تدبیر منزل اما ایجاب می کند آتش کرسی را به نحوی بگذارند تا خدای ناکرده زبانم لال پاها و سایر اعضای آنان را بریان نکند.
ششم- رئیس بلدیه طهران گفته باشد: به شماره، دویست هزار خانه در بلاد طهران مجوف است و به جای آدم، هوا در آن تردد می نماید، ای وای بر حال ما. این میرزا - مثال کرور کرور رعیت دیگر- از بابت فقدان منزل دارد به ولایت خود رجعت می نماید آنگاه دویست هزار بیت در طهران خالی از آدم است.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٦ فروردین ۱۳۸٧