در باب مقاومت مدني(نقل از کيهان)

اولاً؛ جيوش سماوي صهاينه كه قصد داشتند با طياره و يكي از آلات جديده سماوي مسمي به هلي كوپتر كه در لسان عجم، بالگرد معروف است به ارض لبنان نزول كرده به يك مريض خانه هجمه نموده افساد كنند ملتفت نشدند به چه رقم و از كدام دروازه شباب حزب الله از در درآمده بر آنها تاخته و پنجه بر گريبان آن قوم انداخته و آنان را مجبور به فرار ساختند. حبذا بر اين غيرت!
از جانبي راپورت رسيد اجتماع روساي بلاد مسلمين در استظهار از دفاع ابناء لبنان با حضور اقل از نصف اقامه شد تا بي غيرتي بعض سران اسلامي به رتبه اي برسد كه بتوان به صدام تكريتي گفت، بيت:
زدي چو لاف كه بي غيرتي و نمره يكي
امير اردن و مصر و حجاز گفت زكي!
همه اين وقايع را در كنار ميثاق سران ملك مصر و حجاز با كونداليزا خاتون بنهيد ببينيد چه نتيجه اي حاصل مي آيد. صد رحمت حواله «هوغو شاوز» صدر اعظم بلاد ونيزوييلا كه معلوم نيست در چه دين و آييني سلوك مي نمايد اما آن قدر پهلوان هست كه قنصول خود را از پالسطين اشغال شده فرا بخواند. طرفه آن كه در مملكت محروسه خودمان احدي از جريده نويسان زحمت كشيده بابت رعيت لبنان نسخه شفابخشي پيچيده، آنان را به استعمال مقاومت مدني ترغيب و از مقاومت حربي تحذير نموده. به نظر چاكر، لازم مي نمايد مخ شريف مشاراليه كه از شدت تيزي و فطانت بي مانند است به جهت اجتناب از فاسد شدن، در يك پياله الكل صنعتي غوطه ور شود. حال اگر سائلي بپرسد چرا؟ پاسخ آن است كه حيف است اين مخ به جهت اين امور تحليل برود. كسرالله امثاله.
دويماً: از سمرقند و بخارا چاپار خبر آورد نسيم دموغراسي و آزادي اتازوني مشام رعيت افغان، خاصه مخدرات آن جا را نوازش داده آنان را به مكتب هاي تعليم مطربي و آواز كشانده مبلغ نه هزار دولار امريكي بابت پانزده نفر ضعيفه از كيسه داده اند تا به احسن وجه، طرب انگيزند و رعيت پابرهنه را مدهوش ساخته شكم گرسنه آنان را از ذكر طعام بازدارند. بيت:
ساقي و مطرب و مي جمله مهياست ولي
عيش بي يار مهيا نشود يار كجاست؟
سيماً؛ از ايالت آريزونا واقع در ينگه عالم راپورت رسيد سلاطين آن جا براي آنكه رعيت بي تفاوت را بأي نحو كان به پاي صناديق رأي بكشانند مقرر فرموده اند مبلغ هزار هزار دولار امريكي به تير قرعه به احدي از مشاركين در انتخابات صله داده مشعوف اش سازند. از قرار معلوم در بلاد اتازوني اگر بي نهايت خود را هلاك كرده پروپاگاندا راه بيندازند حد اعلايش، خمس رعيت از منازل خروج كرده براي رأي دادن، مي روند كه النهايه ، متمول ترين افراد كه از قضا راهزن ترين آنان نيز هستند منتخب رعيت مي شوند؛ لهذا سلاطين خوش ذوق آن جا به چنين صرافتي افتاده اند.
رابعاً؛ خبر رسيد اعضاي فرقه اي پلتيكي كه در سنوات اخيره رعيت مملكت، آنان را جواب كرده اند در يك عمارت مجلل در شمال بلاد كبيره طهران مجتمع شده شبي را تا ساعت سه از ليله گذشته در يك ضيافت مختصرا غيرخودماني با حضور بعض قنصول هاي اجنبي يك خندق اشك ريخته دو صد جامه دريدند كه از چه سبب، در ميان رعيت محلي از اعراب ندارند و چه كنند كه مره اخري سريرهاي قدرت را فتح نمايند. از قرار معلوم از شدت اشك فرقه مذكوره، عمارت مجلل را آب برده و اعضاي فرقه را خواب.
 

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱٩ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :