آغاز جنگ ولرم

    یکم- یا رب آن شاهرخ ماهوش زهره‎جبین ( که در جناح راست رییس الوزرای مملکت، موقع پرتاب قمر مصنوعی ورد می‎خواند و در سفر عثمانی به طرفةالعینی از ایشان منفصل نمی‎شد ) درّ یکتای که و گوهر یکدانه کیست؟ جواب بالجمله معلوم است؛ ایشان قرةالعین، یار غار، همنشین گرمابه و گلستان، ملازم رکاب، مرید و مراد رییس‎الوزراست که به‎رغم صدور شماری مغالطه و گزاف از سنه 84 به این‎طرف و اعتراض رعیت و علما و لشکریان و کشوریان هنوز قدر می‎بیند و بر صدر می‎نشیند. پناه بر خدا.

    دویم- مدتی‎ست از سفاهت بوش ثانی خبری نرسیده. لابد پیش خود می‎گوید حالا که مشّائیون (فلاسفه داخل ایران) مشغول خدمتند لازم نیست زیاده نطق کنم. گرچه بعید نیست آخر عمری، عقب کار خیر بوده برای کاندولیزاخاتون به دنبال شوهر مناسب و اصیل بگردد لیکن خبرها حاکیست هیچ مرد مناسب و اصیلی تن به چنین انتحاری نداده، سقوط عمدی از برج‎های منهتن را بر تزویج و مناکحه با ضعیفه مذکوره ترجیح می‎دهند. ایضاً راپورت خفیه رسید بوش ثانی این اواخر دوباره به خمر و میسر اقبال کرده، رعیت اتازونی وی را با چشمان سرخ و گونه‎های سرخ‎تر دیده‎اند که عربده می‎کشیده و در شوارع تغزاس رانندگی می‎کرده بسکه الکل خونش ارتفاع داشته.

    سیم- فی‎الحال که قدرت‎های عمده عالم بر سر جرجستان و آبخازیا و سپر عقب و جلوی موشکی لهستان به همدیگر مشغولند و عنقریب است جنگ سرد به جنگ ولرم و آنگاه سوزان مبدل شود مناسب و بلکه لازم می‎نماید دولت فخیمه ایران بعد از عزل فلاسفه‎ی نورچشمی، یک‎دوجین نیروگاه ذره‎ای در بلاد مختلفه مملکت به‎طور خفیه و به طرفةالعین احداث کرده - چشم شیطان کور - طاقت ذره‎ای را پروگرس داده، برق مکفی استحصال نماید تا سنه آتیه دیگر برق‎ها نرفته و پروجکت‎های سینماتوغرافی این میرزا - که به واسطه عدم برق نزدیک بود به خاک سیاه بنشیند - رونق بگیرد ان شاء الله. خبر رسید الیوم اتازونی به بهانه ایران و فی‎الواقع بجهة روس‏ها با لهستان معاهده موشکی امضا نموده، خون مدودف و پوتین در حال جوشش بوده لذاست که می‏گویم جنگ ولرم در راه است. ایضاً امریکا به روسیه التجا و زاری نموده که اسلحه‎هامان را پس بدهید، لیکن روسیه بی‎اعتنا در حال تقسیم غنایم است. شرعاً هم غنایم مال روس‎هاست و امریکا ژاژ می خاید.

    چهارم- پرویزخان مشرف حاکم پاکستان تحت مضیقه اپوزیسیون استعفا داد. راپورت می‎رسد اسامه میرزای بن‎لادن در خیمه‎ و خرگاه خود واقع در سلسله جبال پاکستان سه روز تعزیه اعلان کرده قصد دارد جابجا شود.

    پنجم- حکومت اردن هاشمی هم قصد دارد طاقت هسته‎ای استعمال نموده، با چینی‎ها عقد معاهده کرده‎اند که آنها بیایند برایشان نیروگاه ذره‎ای عمارت کنند. حبّذا بر این فکر. بعد از مصر و امارات نسبتاً متحده، این سومین سلطنت اعرابست که قصد نموده بعد از خرما و پشم شتر، برق را هم تولید و صادر کند؛ حالا داخل در ان‎بی‎تی هم نشدند مافی مشکلةٌ. بمب ذره‎ای هم استحصال نمودند نو پرابلم؛ مهم استعمال است که نمی‏کنند.

    ششم- مدرک و ما ادریک ما المدرک؟ این کاغذپاره چیست که این‎همه در مجلس شورا دعوا به‎راه انداختند که فلان وزیر ذومدرک است یا ذی‎مدرک؟ بالفرض که ندارد؛ اصل، عِرق خدمت است که بحمدالله به وفور در بافت ایشان یافت می‎شود. حالا گیرم که کاغذپاره‎ای هم صادر شد و ادعای جعل هم کردند. اصل خدمت است بحمدالله. گیرم که حتی ایشان تصدیق متوسطه داشته باشد؛ حالا که چی؟ اینها قطعاً ملاک نیست.

    هفتم- از رفرمیست‎های بومی که مدتی بود خدمت انورشان نرسیده بودیم خبرهای متنوع و متکثری می‎رسد؛ فی‎الواقع اشخاص مدعی، متنوع و متکثر شده‎اند و بحران کاریزماتیک در میانشان بالا گرفته. این خودشیفتگان که توهم خودمحبوب‎بینی گرفته‎اند مدتی‎ست کیهان هشیارشان کرده که یحتمل صلاحیت‎شان مردود شود و لذا دنبال کسی می‎گردند که علاوه بر صلاحیت، قدرت هماوردی محمودمیرزا را هم داشته باشد. عده‎ای هم با منحرفین و پشیمانان هم‎کاسه شده‎اند تا خشت‎های بعدی عمارت‎شان نیز زاویه‎دار و معوج بالا برود؛ خدا به‎خیر کند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۳٠ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها :