نصر من الله و فتح قریب

یکم- بحمدالله و المنة شور و التهاب انتخابات، چنان صاعد شده که مشارق ارض مملکت و مغاربها را در خود فرو برده است. علی‌الظاهر چنین حرارتی مسبوق به سابقه نبوده یحتمل قریب 40 میلیون رعیت در الکسیون شراکت نموده، کار را به نفع اسلام ختم خواهند نمود. شباب ایرانی یوماً و لیلاً به دست افشانی برای مراد خود مشغولند اما آنچه از بقیه متمایز است اقبال علیحده رعیت بلاد به محمودمیرزاست که کل میتینگ‌های طرف مقابل را در محاق فروبرده است. شماتت دشمنان محمودمیرزا در این میان به وی مساعدت شایانی کرده، چنانکه فی‌المثل نامه اخیر، میلیونها رأی برای وی رقم خواهد زد ان شاء الله.

دویم- به آن آدمی که برنامه مناظرات تلفزیونی را پیشنهاد داد به گمان من لازم است دو سه درجه ترفیع داده، یک بار شتر خواروبار صله داده شود بسکه این پروگرام موفق بود و در ایجاد حرارت انتخاباتی مؤثر واقع گردید. از "مالیدن مناظران شانه‌های یکدیگر را " که بگذریم حقاً معلوم شد چه کس نای حرف زدن دارد و چه کس ندارد تا چه برسد به اداره مملکت. معلوم شد چه کس نفسش در حرف زدن به شماره می‌افتد و چه کس حریف جملگیست.‌ چه کس به خزعبلات چنگ می‌زند و چه کس متین و منطقی نطق می‌کند. چه کس اعتماد بر مشاوران عالی و دانی و خانی خود می‌کند و حرف می‌زند و چه کس خودش صاحبنظر است. چه کس کمر همت برای خدمت مردم پابرهنه بسته و چه کس از همین حالا سهم عشیره‌ی اقربین خود را از حکومت موهوم آتی معلوم نموده است.

سیم- این فیلم دویم تبلیغی حزب سبزها! را هم علاوه بر تلفزیون خودمان در تلفزیون اسکیزوفرنی‌زده رنگارنگ رؤیت نموده مشعوف شدیم از آن جهة که انگار لوح فشرده فیلم محمود میرزا را در نرم‌افزار مسمی به Nero8 تغییر فرمت داده، قدری رنگ سبز داخل کرده، رایت نموده تحویل تلفزیون داده بودند. خوب شد که محمود میرزا این گفتمان رعیت‌نوازی را باب کرد تا حتی رفرمیست‌ها هم در تبلیغات خودشان از خر شیطان نازل شده قدری به خلق پابرهنه خدا التفات نموده، از آب آلوده و فاضلاب آلوده‌تر هم سخن گفته، از توسعه سیاسی دست بشویند. مایه اسف آنکه خبر می‌رسد مجیدخان مجدالدولة (رژیسور فیلم قبلی) معاذالله حقه سینمایی زده و یک مخدره‌ای را استخدام نموده تا در حضور میرحسین اشک بریزد و فغان کند که بچه‌ام چنین است و چنان است؛ چه بگویم که کار مجیدخان بدین‌جا رسیده، مناسب است مشارالیه نادم شود و عنقریب دور سیاست و پلتیک را مخطوط نماید. برای مصورنمودن مصائب مردم احتیاج به کرایه آکتور نیست، در شوارع که بدون خدم و حشم راه بروید دستتان می‌آید.

چهارم-  این که نشد حرف که اگر من رییس جمهور گردیدم کاری میکنم که کرور کرور دولار گم نشود؛ کاری میکنم که هفته‌ای یکمرتبه نوروژ و سوییس از من دعوت کرده به من احترام کنند؛ کاری میکنم که سیب زمینی مفت توزیع نشود؛ کاری میکنم که چنین نشود چنان نشود؛ چه کار خواهید کرد که بشود؟ در سمت ایجاب چه گلی به سر ملت خواهید زد؟ سلب که عدم است؛ چه ایجاد خواهید کرد؟ در هر کدام از میتینگ‌های اینها که به طور سکرت شرکت نمودیم از همین حرف‌ها بود؛ مرحبا به این خلاقیت و پروگرام‌های مبدعانه که بابت آن کاندیداتور شده اید حبّذا.

پنجم- یک دو سه دهه‌ای کلاً دفاع کردیم در برابر هجمه عدو لیکن 4 سال است دست بزن نشانشان داده‌ایم پاپس کشیده‌اند خیرندیده‌ها. خب این هم تجربه‌ تاپی بود و اگر نبود محمودمیرزا و آن دست بزنش تا کی می‌خوردیم و دم بر نمی‌آوردیم و در سعدآباد شام زوری می‌دادیم و پای تعلیق امضا می‌زدیم و منفعلانه پولومب می‌کردیم اماکن ذره‌ای‌مان را؟ انقلاب دست بزن هم می‌خواهد بر منکرش الفاتحة مع الصلوات.

ششم- از قرار معلوم باراک حسین میرزا اوباما اخبار ایران را ساعت به ساعت استماع نموده هرچه از استقبال رعیت ایرانی از انتخابات می‌شنود دست را به تو برده یک پله از مواضع استکباری خویش نازل می‌شود. دیروز التماس برای مذاکره، امروز دعوت از رجال قنصولی برای شرکة در مجلس سالگرد استقلال اتازونی؛ فردا تلیفون به محمود میرزا که شما را به مسیح قسم، رحم کنید بر ما.

هفتم- عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد؛ تلفزیون فارسی بی‌بی‌سی که قرار بود توپخانه خود را علیه مملکت فخیمه ایران تسلیح کند این روزها به مدد خوش‌تیپی سیاوش میرزای اردلان و سایر جذابیت‌ها ناخواسته مبدل شده است به کانال هشتم تلفزیون ایران. خدمتی که اینان به انتخابات ایران می‌نمایند مجموع ما پرودوسرهای تلفزیون ایران نمی‌نماییم؛ دست‌شان درد نکند.

هشتم- این میرزا پیشاپیش بر دست پرخیر رعیت فهیم ایران که عنقریب فتحی مکرر برای اسلام رقم خواهند زد بوسه آبدار می‌نشانم و بدین منظور از این ساعة در دهلیز منزل نشسته‌ام. شب و روز هم ندارد. کلاً استندبای می‌مانم.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢٠ خرداد ۱۳۸۸