در باب ضبط قدح های ماهواره ( ادب و هنر )

اولاً؛ آسيد مرتضی سقاء الدولة رييس بلديه از افتتاح عنقريب عمارت مشروطيت در بلده شريفه خودمان،خبر داده فرمودند: منزل و اندرونی عالم فخيم و اعجوبه تحرير کتب دين يعنی آميز محمد باقر مجلسی - رضی الله عنه - را هم تعمير نموده احيا خواهند نمود. خداوند خيرشان داده صله ای از بابت ايشان از جانب مرحوم مجلسی از غيب در رسد ان شاء الله.

دويماً؛ سنه عاصميت ( / پايتختی) اصفاهان برای عالم اسلامی رو به آخر گذارده بعيد است ديگر تا چند سده آتی چنين عنوانی روی بلاد فخيمه مان بيايد. هر چه در جرايد غور کرديم راپورت خاصی که حاکی از بزرگداشت در خور اين سنه باشد رؤيت نشد الا مراسمی که تحت عنوان « آيينه چونين گفت » اقامه شد و الحق آميز وحيد آقا التجاء الدولة از بابت عوام الناس، سنگ تمام گذاشت و نمايشات محير العقولی داد. جيب اش پرپول باد. اسفا که صورة فوتوغرافی اين جوان خوش فکر را در جريده خودمان برش دادند و اجازه نيافتيم شکل شان را نمايش بدهيم. وقتی اعتراض نموديم فرمودند به صلاح نيست. عرض کرديم مگر چند تا از اين نمره جوانان ممتاز داريم که چنين می کنيد؟ پاسخی نيامد.

سيماً؛ صالون های نمايش افلام سينماتوغرافی در بلد فخيمه به تعداد انگشتان يک دست هم نمی رسد. وااسفا بر فرهنگ و هنر اصفاهان. علاوه بر اين اساساً حتی فاقد يک فقره صالون مخصوص نمايشات صحنه ای هستيم و اين نمايانگر فقر اين آستان از حيث امکنه عرضه هنر است. فقط تا دل شريف تان بخواهد موزه آثار عتيقه داريم. متولی اصلی اين امر، اداره هدايت و ارشاد عوام است که تا اين زمان ندانستيم چه چاره ای انديشيده اند.   

رابعاً؛ مأموران نظميه، اخيراً به جان عماراتی افتاده اند که بر بام آنها يک يا چند فقره قدح مخصوص دريافت امواج قمر صناعی - که عوام بدو ماهواره گويند - ديده اند و از اين رهگذر هزار هزار قدح به دست آمده که نمی دانند آنها را با که معامله کنند و به چه کار بزنند. از قرار مسموع می خواهند بدهند به اداره راديو تلفزيون. من نفهميدم اينها به چه کار اداره راديو تلفزيون که به وفور از اين قدح ها آن هم هر کدام به شعاع هفتاد ذراع دارد می آيد؟ الله اعلم. به نظر حقير می رسد بايد فکری اساسی در مواجهه با اين حادثه خطير نمود.

خامساً؛ اين برنامه مسلسل و ديجيطالی « نرجس »، آن قدر مشتری جمع نموده که خاطره مرحومه « اوشين » چشم بادامی در اذهان مان تداعی شد که در زمان خود و در دوره قحطی افلام حيرت انگيز، به نوبه خود، رعايا را پای جعبه سحر، ميخ کوب می نمود. خداوند به محرر و پرودوسر و دايرکتور برنامه خير دهد که در اين وانفسای نمايشات بی بته و لودگی نود شبه، يک فقره ملودرام واقعی که در بلاد و در ميان رعايا ما به ازاء دارد و پرسوناژهايي نظير « شوکت » ملعون هنوز به وفور در گوشه و اطراف بلاد نفس می کشند نمايش دادند تا مردمان حظ ببرند و از کانال های ضال و مضل قمر مصنوعی به تلفزيون رسمی مملکت فخيمه منتقل شوند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها :