اخلاق نمرده‌ ست هنوز

     استاد و همکار یگانه‎ام در کیهان، امروز سرمقاله‎ای نگاشته است که خواندن آن مثل سایر نوشته‌هایش ناخواسته قلب و لسان آدمی را به ستایش خداوند وامی‎دارد؛ ستایش از این که در جبهه اصولگرایان، از گرد و غبار جهاد اصغر قلم‎هایی افراشته شده‎اند برای جهاد اکبر سیاست که هنوز به قوت و استحکام می‎تپند و نور می‎افشانند. "سعدالله زارعی" از آنهایی است که به اخلاق در حوزه فردی و سیاسی آبرو بخشیده است و فقط آنان که وی را از نزدیک می‎شناسند این گفته مرا تصدیق می‎کنند. اخلاق می‎گویم و میانه میدان‎اش را مراد می‎کنم؛ وگرنه مَرد در کنج خانه هم بااخلاق است؛ " رقصی چنین میانه میدانم آرزوست."

    در مدتی که قلم ایشان در کیهان دچار فترت شد مقام معظم رهبری از ایشان و قلمشان جویا شدند و نتیجه آن شد که دوباره این قلم بر صفحات کیهان نور افشاند و شکر خدا هنوز ساطع مانده است. در این اوضاع فتنه که اتمسفر رسانه‎ها - و حتی تا اندازه‎ای کیهان - از بی‌اخلاقی کدر است محضر ایشان، کلاس درس عالم ربانی است؛ مجلسی که بدون شک، مصداق " او لعلک فَقَدتَنی مِن مَجالس العلماء فَخَذَلتَنی "ست. امید است حاج تقی دژاکام همانگونه که پلی‎کپی پست محذوف قبلی بنده را به اطلاع برخی در کیهان رساندند این یکی را هم پلی‎کپی کنند و برای تمییز سره از ناسره در کیهان بگردانند. گرچه هنوز هم تردیدی در محتوای آن پست محذوف ندارم ولی چون عزیزی استدلال کرد که در این وانفسای ترور کیهان، آن پست هم ممکن است در عداد همانها قرار گیرد آن را حذف کردم و یکدندگی را برنتافتم. در مورد سردار سعدالله زارعی گفتنی زیاد هست ولی گوینده قابلی نیست. من این پست را کلاً نوشتم تا مثل فردای شهادت آوینی، انگشت حسرت نگزیم و تازه خیابان به نامش نکنیم.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٥:۳۸ ‎ق.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳۸۸