در آداب تبادل اورانیوم

    یکم- در راپورت قبلی، " یوشچنکو "، صدراعظم جرجستان عنوان گرفته بود و حال آنکه وی صدراعظم غربگرا، مخملین و به زیرآمده‎ی اوکراین است که در دور اول الکسیون، مغلوب کاندیدای متمایل به روس‎ها شده است؛ لذا بدین وسیله بدون پوزش، تصحیح می‎گردد؛ چرا که این ماشین فکص ما با ما عداوت داشته، عبارات ما را کانورت نموده تحویل کیهان می‎دهد، بعید نیست جاسوس امارات عربی غیر متحده باشد.


    دویم- قربان معرفت آن کرم خاکی و آن لاک‎پشت مظلوم و آن موش زبان بسته معلق در فضا بروم که نه تنها اعلانیه‎های 8 مَن 9 شاهی صادر نکردند بلکه با پروجکت فضایی ایران همراه شدند و با موشک ایرانی به فضا رفتند تا در تکمیل سلسله اقتدار ایران اسلامی سهیم باشند و جشن ملت را مبدل به عزای برخاسته از سینه‎های مالامال از حقد و کینه و شهوت مقام نسازند. گفته‎اند یارو پیر شده و شهوت مقام از او بعید است، می‎گویم پیری داریم تا پیری؛ این یکی پیری و معرکه‎گیریست که فرمود" و منکم من یُرَدُّ الی ارذل العُمُر لکی لا یعلم بعد علم شیئاً؛" و ایضاً پیری بلعم باعوراییست که  "علمٌ من الکتاب" را پاس نداشت و بدانجا رسید که " اخلد الی الارض واتبع هویه"؛ ولی آن یکی پیری خضر است که موسی از همرهی او بی‎تاب شد :" قال الم اقل لک انک لن تستطیع معی صبراً؟" من دارم طنز می‎نویسم؟! از خدایتعالی عذر می خواهم که ناگزیرم بلعم باعوراهای زمانه را با آیات قدسی‎اش معرفی کنم. تازه بلعم باعورا علم کتاب داشت اما این یکی جامع‎المقدمات را تکماده‎ای قبول و بعلت عدم کشش مغز، ناچار به ترک تحصیل شده است. این اعلانیه اخیر را هم یحتمل دوباره اعلانیه‎نویس‎های تازه آزاد شده تحریر کرده‎اند چرا که کلماتی نظیر " سائس، لازم الرفع و داغ و درفش" از یک ترک تحصیل کرده بعیدالصدور است. ضمناً این جمله که در آن خود را " بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم" دانسته‎اند شایسته آن است که ملت، شب عید به عنوان لطیفه به یکدیگر اص ام اص نمایند.


    سیم- خبر رسید 4+1 ذوقمرگ شده است از این که محمودمیرزا گفته است با تبادل سوخت مشکلی ندارد لیکن از آنجا که اخذ ربا از کفار، زندیقان و ملحدان جایز است لازم می‏نماید محمودمیرزا هر نیم کیلوغرام اورانیوم 5/0 درصد مخلوط با گچ و سیمان را با 10 لوله اورانیوم 20 درصد آکبند فرد اعلا در خاک ایران معاوضه نماید؛ آورندگان سوخت نیز تا تست اورانیومهایشان لازم است در منطقه خوش آب و هوای "بشاگرد" تحت الحفظ روی یک پا بایستند. تمّت شرائط هذاالمیرزا فی مسألة تبادل الاورانیوم؛ حالا خود دانید. 

    چهارم- فرقه مهدی هاشمی معدوم جهة شرکت در مناظرات تلفزیونی اعلان استعداد نمود. مبارک است ان شاء الله. مناسب بلکه لازم می‎نماید فرقه مذکوره اولاً در تدارک اربعین یکی از دو مرجع واقعی عالم اسلامی سبز باشند چرا که فرقه سبز لجنی شاخه نجف‎آباد ضمن آتش‎زدن زباله‎دان جنب منزل عمه اینجانب و قلع درب خانه همسایه بغلی‎اش شعار میداده‏اند: روحانی واقعی اون دو تا و هاشمی(معدوم). ثانیاً در اولین مناظره، نحوه قتل مرحوم آیت الله شمس آبادی و برادران حشمت و کیفیت بردن سلاح به مکه مکرمه در زمان زعامت شیخنا کروبی و خرابکاری‎های نهضتهای آزادی بخش و سایر جنایت‎ها را به‎صورت لایو و زنده خدمت ملت شرح دهند و آنگاه در مناظره دوم اگر از دست مردم جان سالم به در بردند توضیح بدهند که چگونه خون به دل مراد ملت کردند که آرزوی مرگ نمود.
   

    پنجم- فراجناحی بودن تا کجا مجاز است؟ تا کی می‎توان از فراز به اکثریت خروشان  و اقلیت خرابکار نگریست و به سنگینی سر تکان داد؟ " کن فی الفتنة کابن اللبون"؟ به شما نمی‎آید که ابن اللبون به معنای منفی‎اش باشید. علی‎القاعده کسی که فراجناح است فرا لبون هم باید باشد. روز مباد را چه می‎کنید؟ انتخاب ملت و خبرگان ملت را چه رقم پیش‎بینی می‎فرمایید؟ آتیه آقازادگان و صبیه اکشنه را چگونه میبینید؟ بالاخره کدام طرف حق است؟ حق مطلق که نداریم؛ حق بالنسبة هم نداریم؟

    ششم- به مناسبت ذکر حضرت خضر علیه السلام در این راپورت، پیشنهادی به ذهن این میرزا رسید بجهة شیخ الدین و الدولة جناب مشایی اعظم که هر چه ما ایشان را مدح می‏کنیم در دولت مقرب‏تر می‎شود لذا این مدح را تا تقرب کامل ادامه می‏دهیم بلکه شر کار کنده شود و آن پیشنهاد این است که حضرت خضر، کیس مناسبی برای نقد عملکرد اجرایی و میزان موفقیت انبیای عظام بوده و در داستان سوراخ کردن کشتی و تخریب آن دیوار و قتل آن جوان کذایی که حضرت موسی ع هم دست به دهان مانده بود به شدت از منظر ایشان قابل نقد است به ویژه آنکه موسی را هم نتوانست جذب کند و وسط راه به او فرمود: " هذا فراق بینی و بینک." این میرزا جهت ارائه اطلاعات لازم برای نقد 124 هزار پیغمبر الهی استعداد فوق عادتی دارد. نصف آنچه به هاء.طا دادید به من بدهید راضی‎ام. امضا کنم؟

    هفتم- آقای اوباما! یک نفر ایرانی را در جرجستان با حقه اسیر کردید و به ولایاتتان بردید، یک نفر دیگر را حین طواف بیت‎العتیق دزدیدید و بردید. عسکری را در ترکیه به بهانه بیع زیتون ایضاً ربودید؛ کذا ایرانیان ساکن ولایات متحده را به جرم معامله با ایران محاکمه می‎کنید و همزمان آزادی رعیت متجاوزتان به حدود ایران را خواسته‎اید؟ الساعة سفارش می‎کنیم آنان را با کت و شلوار نو و گز اصفاهان و پسته خندان کرمان و ماچ آبدار تحویل قنصول سوییس بدهند!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱٧ بهمن ۱۳۸۸