در وصف همکاران

    این همکار بغلی ما در یونیورسیته زنجان به قول خودش " گندم پزشکی" خوانده لیکن الان مشغول امور مالیست. یک نفر خادم هم داریم که نیم ساعت به نیم ساعت چای کلکته اعلای دیشلمه قندپهلو با آب تصفیه می‎آورد لیکن معلوم است که یک سینه حرف ناگفته دارد؛ رفقا می‎گویند وی طبیب اسنان بوده که سابقاً بدان دندانپزشکی می‌گفته‎اند اما سر اجاره محل با مالک درگیری پیدا نموده بغتةً سیخ دندان را به چشمان مالک فروبرده، شکم گنده را کور نموده، توان دفع دیه نداشته او را حبس کرده‎اند. بعد از تحمل حبس به ناچار خادم اداره ما شده است؛ پناه بر خدا. هرکس از همکاران که علتی در دهان او عارض می‎شود - خواه دندان، کرم خورده باشد یا دهان جوش زده باشد که سابقاً بدان آفت (به جزم فاء) می‎گفته‎اند- به وی مراجعت کرده طبابت و علاجت از او می‎طلبد. مشارالیه نیز بدون یک شاهی توقع مرضا را معالجت می‎کند. در آبدارخانه وی یک صندوق ابزار دندان شکستن و دندان گذاشتن و خمیر چاله پر کن دارد که عندالاقتضا در طبابت خود استعمال می‎کند. هر آن که چایی می‎آورد یاد این رساله می‎افتم که در "خردنامه" کاغذ اخبار مسمی ب"همشهری" طبع شده است. این کاغذ اخبار همشهری یک فقره روزنامه تمام ملون است که به کُر وصل است و از خزانه بلدیه طهران استرزاق می‎نماید و کسری ندارد بحمدالله. یک عمارتی در شارع جوردن طهران دارد که اگر بخواهی طابق آخر آن را ببینی سرگیجه عارض شده باید آب قند استعمال کنید تا حالتان برگشت نماید؛ طوّل الله عمره و لوّن الله طبعه. یک فقره همکار دیگر ما که دیپلم مردودیست 9 سال است در امتحان یونیورسیته مشارکت می‌کند اما حائز نمره لازم برای تحصیلات عالیه نمی‎شود؛ می‎گویند تا به حال یک کرور تومان خرج کرده لیکن مغزش کشش ندارد؛ پناه بر همان خدا.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز ٢۱ بهمن ۱۳۸۸