در آداب نصب کراوات و صافی نمودن وجه

      یکم- نطق جنرال سابق جنود امریکی- مک کریستال- که منجر به انعزال سربع وی از قیادت متجاوزان در افغانستان شد نه از  سر مستی ایراد شد نه ناطق، در مقام مزاح بود  بلکه بی‎پروا از حقیقتی پرده بر می داشت: بی کفایتی، نادانی و بیخردی اعاظم ولایات سابقاً متحده. کریستال، یک جنرال چند ستاره بود که فرماندهی محاربه اشغال عراق  را در دوسیه خود داشت و بالاخره در شناخت کیفیت تجاوز و ادامه اشغال ممالک بی دفاع، ید طولاء بلکه بیضاء داشت و خصایص منطقه شرق الاوسط و منش و روش رعیت  طاغی افغان مسمی ب"طالبان" را فهم کرده بود. لیکن زمانی که در واشینغتن به دیدار صدراعظم تازه کار و ناشی ولایات متحده رفت دریافت که معلومات وی درباره فغانستان  از معلوماتی که درباره خانواده و عیال محترم سگ کاخ سفید و تعداد زوجات و کیفیت توالد و زمان تزویج آنها دارد بسی کمتر است. لذاست که میگویم سیاستهای استراتجیک  ولایات متحده را "فاوریو" منشی و کاتب مخصوص رییس جمهور تعیین می نماید. موید این مطلب آن است که وقتی شیفت کاری منشیان عوض می شود سیاست امریکا یکهو  تغییر میکند. مگر بوش صغیر، نطق معروف "محور شرارت" را  زیر دود چراغ نفتی و با تحقیق متتبعانه نوشته و ایراد کرده بود؟ یا - چنان که نقل کرده اند- یک روز عصر که از  اسب دوانی در مزرعه تغزاس برمی گشته منشی نطق نویس، کاغذی به وی داده تا در جا ایراد کند و بوش فقط وقت این را داشته که کلمات را هجی کند تا تپق نزند؟ اوباما تا  بفهمد لابی صهیونیستی چه بلایی بر سر کشورش آورده، لازم است 50 واحد درس سبعیت پلتیکی را در محضر شاگردان کیسینجر بگذراند یا برای شناخت بهتر اسلام  امریکی در یونیورسیته دوک امریکا پای درس مستر حجت الپارسال کدیور - زید عزه الهرمنوتیکی- بنشیند.


      دویم- افتضاح ترشح نفط از اعماق خلیج مکزیکی به سطح و ناتوانی ولایات متحده‎ی آنچنانی در مهار آن، اگر توهم ابرقدرتی را از مخیله سران امریکی نزداید اما در حافظه  تاریخ خواهد ماند که امریکیون همزمان با قشون کشی به دور زمین و مهارت ویژه در نسل کشی هوایی، از مهار یک چاه نفط عاجزند. این چوبی است که امریکا بابت انهدام  سکوهای نفطی ممالک محروسه ایران می خورد. 

 
     سیم- 15 سال از نسل کشی در سربرنیتسای بوسنی می گذرد و هنوز در جنگل های آنجا گورهای دسته جمعی کشف می شود. در یک قلم 700 پیکر پسران و مردان  مسلمان آن دیار دیروز از زیر تراب بیرون کشیده شد تا وجود توحش غربی زیر پوست لطیف دموغراطی بیش از پپش خود بنمایاند. موقع جنگ، ولایات متحده آنقدر دست دست  کرد تا آنچه صربها میخواستند محقق شود و حال آنکه تظاهر به مخالفت با جنگ می کرد.


      چهارم- من حالا دیگر از تکرار بلغورهای سران فتنه حالت تهوع می یابم اما اگر ننویسم شب خوابم نمی برد. یارو نوشته است یا برایش نوشته اند: تحریم ها سود کلانی عاید  سپاه می کند. خداوندا پیری باعزت به همگان عطا فرما وگرنه سکته ای ده تا به ذلت پیری دچار نشویم.


      پنجم- نصر حامد ابوزید مصری رهبر معنوی ضایع اندیشان ایرانی(دگراندیشان سابق) در تبعید درگذشت. خداوند از عذاب او کاسته، در یک جای کم حرارت دوزخ جای دهد.  ریشه بشری خواندن قرآن از همین ابازید بود که واسطه شیفتگان ایرانی اش نشخوار گردید و با پیاز و فلفل پوپری به خورد طلاب داده شد و نتیجه اش شد علی افشاری و  احمد باطبی، آبدارچیان صدای آمریکا که در زمان کمبود نیرو با حفظ سمت به دربانی آنجا هم منصوب می شوند.


      ششم- بعض مطربان سابق با لابی برخی مشائیون به مملکت باز گشته اند خدا به خیر کند. روزنامه کیهان مقررات برپایی مجلس طرب توسط ایشان را اعلان می دارد: 1-  لازم است شعر و میوزیک شان قبل از اجرا به رویت و استماع این میرزا برسد. میوزیک ها کاملاً سنتی و فقط در مایه دشتی، شور و بیات اصفهان مجاز است ولی بیات ترک و  استفاده از هر رقم ساز بادی و کوبه ای و سیمی ممنوع.2- مطربان پس از تحویل توبه نامه و روزی سیصد مرتبه استغفار به صیغه کامله مجوز اجرا دریافت خواهند کرد.3-  هرگونه حرکت اضافی قدغن بوده از نقطه ای مشخص تکان نخورند.4- مشائیون یک حواله ضمانت یک کرور تومانی بسپارند تا در صورت تخطی از موارد فوق الاشاره به نفع  خزانه پاس گردد.


     هفتم-این شبکه های قمر مصنوعی مسمی ب" ماهواره" که واسطه متدینین احداث می شود صرف نظر از این که غیرقانونیست در اغلب موارد صفرا می افزاید. شاهدش  هم این که صهیونیست ها بعض منابر آقایان را درسته و بدون هیچ کم و کاستی در تلفزیون های خود تماشا می دهند. آجرکم الله و تقبّل الله. برای صهاینه چه چیزی نافع تر از  این که هجمه مسلمانان علیه اخوان دینی خود را منعکس نمایند و بذر تفرقه بیفشانند؟ آنهمه از نقاط افتراق گفته شده که عالم اسلامی امروز چندپاره است. این همه  مشترکات داریم نمی بینید؟ توحید که رتبه اول است را به قعر فهرست تنزل داده ایم و چیزهای دیگر را که ریشه در کینه های کهنه دارد به جای آن برنشانده ایم. همین می  شود که سلفی ها آنقدر فشار می آورند که عالم فرهیخته ای چون آیت الله تسخیری که عمر خود را صرف وحدة اسلامی نموده مجبور به استعفا از مجمع علمای اسلام می  شود. چرا که سلفیون به غلط، ایشان را نماینده تفکری می دانند که از منابر ماهواره ای بعض آقایان منتشر می شود.


      هشتم- کراوات و صافی نمودن وجه، درست است که نشان از نامسلمانی نیست لیکن اشاره به مجاز بودن یا نبودن آن در شأن یک دولتمرد نیست و در زمره مباحث فقهی  میگنجد. اصولاً چه کسی کراوات و تیغ را مانع تدریس در دانشگاه عنوان کرده و این مسأله اصلاً چقدر اهمیت دارد که شما در یک نطق رسمی که اتفاقاً در آن از عمقی نشدن  دین در دانشگاه بث شکوی کرده اید به آن تعریض نموده اید؟

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳۸٩