در وصف میله های سوختی که سوزش دارد

1- کوره جنوبیه برای تتبع از تحریمها قصد دارد سلسله مذاکراتی را با ایران و امریکا بیاغازد. کوره جنوبیه معلوم نکرد این مذاکرات برای چیست و همزمان جمع ضدین چه گونه ممکن است؟عجالتاً مناسب می نماید دستور مذاکرات بر محور بستن یکی از 300% یا 400% تعرفه بر روی کالاهای کروی وارده به بازار ایران باشد که الحق بازار مکاره ای است و غمض عین از این بازار به مثابه فراخ شدن چشمان کروی هاست. تعرفه 500 درصدی چشمان کروی ها را یحتمل کور خواهد کرد و فشار وارده از سوی امریکا بر کره را به همان محل صادر شده برخواهد گرداند.
2- مذاکره صمیمانه 2 تن از سیاستمدارانی که تصور می رفت بینشان عداوت هست رعد و برق را از سر منوشه امیر اسراییلی پراند و  منجر به تغییر سرور سایت پایین ترین "بالاترین" شد. سرور قبلی اعلام کرد این مقدار برق را نمی تواند تحمل کند.تازه این که چیزی نیست فاصله میان احدی از همین دولتمردان با یکی دیگرشان، که آن تصور خام در مورد آنان نیز وجود دارد یک سید حسن است که او هم اگر از جا برخیزد همه جا گلستان خواهد شد. حالا برو تو کار کف. حالا یک دو سه... ( ملاحظه نمایید از حد مجاز اماکن تجاوز نکند.)
3- احدی از بیراهه رفته ها که به قول سیدنا الاستاذ مرحوم آسیدتقی فیاض دستجردی - اعلی الله مقامه- 100 فرسخ اشتباه رفته است یکی دیگر از سران اضلال را که 200 فرسخ راه انقلاب را زاویه دار به بیراهه رفته است به خانه خود دعوت نموده پای چت نشانده همین مانده بود که پیرمرد چت هم بکند و خود را "I am Mina 16 teh "جا بزند. معاذالله. عجالتاً دعوت کننده که مثال خوارج یک نصف سیب زمینی بر پیشانی اش رشد کرده و انگشترهای عقیق اش کفاف خرج جهازیه 4 جوان دم بخت را می دهد ولی از ناحیه پدر عاق شده و تکلیفش معلوم است، خود دوسیه ای دارد این هوا که نمی دانم چرا راست راست کف طهران مشغول وبگردی است. در احوالات وی گفته اند: بیت:
سبحه بر کف قلوه بر سر!  دل پر از شوق گناه؛ معصیت را خنده می آید ز ظاهرهایمان!
اجمالاً آن شیخ دعوت شده که از همه جا بی خبر بوده قدری در روم ها جست و جو کرده و پس از رؤیت روم خلافکاران موسوم به " Green_bad_boys" نظری بدیع از خود صادر کرده که در یکسال گذشته بی نظیر بوده است.به مضلین مذکور توصیه اکید می شود از ورود به هرگونه انترنت - اعم از فیلتردار و فیلترشکن- خویشتن داری نموده به بحث جامع المقدمات با حاشیه مدرس افغانی بپردازند که سالهاست رهایش کرده اند و سوادشان را حشره‎ی بید مورد هجمه قرار داده است.
4- الیوم بوشهر و نیروگاه ذره ای آن تیتر اول رسانه جات صهیونی است. الیوم از فرصتی که از دست رفت می نویسند و سرمقاله ها پر شده اند از آه و افسوس و دریغ و درد. انگار آن میله های سوختی که در نیروگاه بوشهر نصب شد جایی از آنان را هم به سوختن واداشته است. صدای آخ کلینتون امروز از تالارهای کاخ سفید به گوش می رسد. امروز اوباما تعطیلات آخر هفته اش را بدون حضور سگ و عیال می گذراند. امروز محمود عباس پشت میز جعلی مذاکره با اسراییل، از سوخت گذاری در بوشهر مطلع می شود و جلسه را برای لحظاتی به مقصد گلاب به رویتان ترک می کند.امروز شارون مقبور با ملائکه غلاظ و شداد در قعر جهنم از یک سو و با شیطان از سوی دیگر بر سر راه اندازی نیروگاه بوشهر درگیری دارد. امروز کیبورد سران فتنه قفل و سیستمشان هنگ می کند و نمی دانند بیانیه را با کدام جمله بیاغازند و این بار به چشمان چه کسی چنگ بیندازند.
5- سپر موشکی امریکا در لهستان و سایر اماکن اروپا از حیز انتفاع خارج شد. از قرار معلوم موشک قیام یک قابل ردگیری توسط هیچ پرنده ای نیست چه برسد به لک لک کاخ سفید. سلحشوران دفاعی مملکت آنچنان موشکی تعبیه و ساخته اند که روسیه را از فردا به التماس می اندازد که بیایید اس 300 هایتان را ببرید 800 میلیون دولارمان سوخت. وزیر دفاع آنگاه که چنین التماسی واقع می شود مناسب است با خانواده به مشهد الرضا علیه السلام برود و آنقدر آنجا بماند تا روس ها التماس‎دانشان پاره شود! ( اصطلاحات از من نیست با خیابان پاستور تماس بگیرید.)
 6- حامد کرزی شرکت های امنیتی- خرابکاری امریکا در افغانستان را 2 هفته دیگر از این کشور بیرون خواهد انداخت تا دیگر شاهد ساخت و پاخت با طالبان، زورگیری، کمک به بمبگذاری، ساختن توالت صحرایی برای بن لادن، استفاده از آلات لهو و لعب و بدآموزی جوانان افغان و بالاخره سامان دادن ترور در این کشور نباشند. دولتمردان عراق هم مراقب باشند بعد از خروج اشغالگران، شرکت های امنیتی - خرابکاری ولایات متحده را استخدام کنند لیکن برای مشاغل ذیل: دوختن کفش مناسب برای ارسال به سمت رییسان جمهور ایالات متحده و تحویل آن به الزیدی، حفاظت از قبر رییس جمهور اسبق الصدام المأخوذ بنار جهنم، مقابله با موشهای خیابانی و کشتار جمعی آنها بوسیله نارنجک، شناسایی تروریست های انتحاری و خنثی سازی بمبهای امریکایی آنان و فهماندن این موضوع به تروریستها که شتر دیدی که دیدی!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۳۱ امرداد ۱۳۸٩