امان از دل " متکی"

    یکم- مختارنامه با همه محسناتش نباید با عقاید هموطنان اقلیتی اهل سنتمان دربیفتد. اگر عبدالله زبیر در انگاره آنان قابل احترام است نباید مرزهای عقیدتیشان پایمال شود. من مشتری صبح و شام مختارنامه ام اما خوب بود در نگارش مختارنامه ملاحظات اخوان و هم کیشان دینی می شد. این که مفتیانشان دیدن این مسلسل را تحریم کرده اند حقشان است و نباید مورد استهزاء تارنماهای اخباری اصولگرایان قرار گیرد. شما کشکتان را بسابید و مشاء الدولة را نقد کنید که خطرش از افتاء مفتیان به غایت بیشتر است.
    دویم- عراق که زمان زیادی نیست از یوغ صدام گردن رهانیده و فضای رسانه ای اش به حریت رسیده، شبکه های مذهبی ای دارد که از ما که 30 سال است رسانه دینی هوا می کنیم شکیل تر، با محتواتر و حرفه ای تر تماشا می دهد. یکیش "الفرقان" است که بر طریقت تشیع مشی می کند و در محرم الحرام حالی به این میرزا داد که هزار مداح سست شعر و سست لحن خودمان که گریه می کنند اما قطره ای اشک از آنان صادر نمی شود ندادند. چرا تلفزیون ما در 60 روز محرم و صفر هیچ تازه ای ندارد رو کند؟
    سیم- حدیث مکرر مترو اصفاهان حدیث مشاء الدولة است که هر چه میگویی انگار یاسین خوانده ای. اینهمه اختلاف رأی بر سر چارباغ و الله وردیخان که مترو از 30 متری تحت الارض عبور کند کرک ابنیه تاریخی خواهد ریخت یا از 60 متری، تا به حال چه سودی عاید رعیت دوچرخه سوار اصفاهان کرده است؟ بالاخره وقتی بلدیه به واسطه مطلعین خارجی می گوید ضرری ندارد شکمی نمی گوید. کارشناسی کرده است. تمام کنید این نزاع را و پروجکتی که وعده کرده بودید به سال 85 خورشیدی راه بیندازید به یک جایی برسانید. بهاء تاکسی که قیمت خون پدرانشان است و اتوبوس واحدرانی نصف روز آدم را هدر می دهد.
    چهارم- ویکی لیکس بد رقم حق و باطل را به هم دوخته و ائمه کفر را شورانده. بعید نیست فردا به سراغ این میرزا بیاید و مدعی ارتباط من با mi6 و موساد بشود. لذا پیش پیش هررقم ارتباط با مراکز خبیث فوق الاشاره تکذیب و اذعان می دارد ارتباط سری ما فقط با سرویس خارجی روزنامه مخوف کیهان بوده است.
    پنجم- دل آدم برای وزیر خارجیه‎ی سابق موسوم به میرزا منوچهر متکی کباب می شود وقتی می گوید در سنگال و حین مذاکره با رؤسای آنجا و از زبان آنان می شنود که عزل شده است. پناه بر خدا. یکی نگفت رؤسای سنگال در آن هنگام خوب بود چه ریسپانسی نشان بدهند؟ برخیزند بروند بیرون سیگارت استعمال کنند یا به مذاکرات ادامه بدهند. تکلیف لحظه چه می شود. ناهار آقای متکی را چه کسی می دهد؟ رستوران های سنگال یا آشپزخانه کاخ ریاست جمهوری سنگال به صورت یک بار مصرف و بدون قاشق؟ پول بلیط برگشت مشارالیه را چه کسی داد؟ یعنی دنیا اینهمه بی وفاست؟ کرسی و میز اینقدر بی اعتبار است؟ پناه بر خدا.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٩