اندر فضيلت پارچه قلمکار (فرهنگی)

اولاً؛ با رؤيت قمر شهر رمضان، انواع و اقسام پروگرامات ديجيطالی مسلسل، از تلفزيون مملکت فخيمه منتشر می شود؛ ليکن با اين فرق که اين سنه، از قرار معلوم از يک ساعة بعدالعشاء، نمايشات آغاز می کنند؛ از آن رو که مؤمنين قادر باشند بر صلاة الجماعة حاضر شوند. خداوند به آميز عزت ضرغام الملة که يک نفر بچه مسلمان است خير دهد. از ميان مسلسليات امسال، هاتف از غيب خبر می دهد نمايشی که مال ميرزا محمدحسين لطفی است چيز ديگری است. ما که نديده ايم والعهدة علی الراوی.

ثانياً؛ هفته سياحت پيش روست و رييس اداره سياحت و تفرج بلد اصفاهان اعلان نمود در اين ايام از اجانبی که برای سياحت به بلد فخيمه وارد می شوند با يک شاخه گل معطر استقبال خواهد شد. عطر الله مرقده. ايضاً فرمودند تورهای مجانی سياحت، به وفور داير خواهد بود؛ ليکن هر چه چشم انداختيم نشانی از تورهای مذکوره نيافتيم جز توری که می گفتند مال عالم ديگری است مسمی به آخرت.

ثالثاً؛ گرچه دخلی به صفحه ما ندارد ولی تيم رشيده صفاهان که به طور محير العقولی ورزش کرة القدم يا همان فوتبال استعمال می فرمايد به عنوان اولی در مملکت ايران رسيده فی الحال رعيت اصفاهان پای کوفته و دست افشانده، بعضاً جداره های شيشه ای را منهدم نموده، واگن های حمل مسافران شهری مسمی به ماشين های واحد را به دو نيم کرده، تخليه هيجان می نمايند. خفف الله هيجانهم. من نمی دانم نصرت و پيروزی، چه دخلی به انهدام اموال عمومی دارد که بعض شباب، با ماليات پدرانشان چنين می کنند.

رابعاً؛ درميان هنرهای مستظرفه دستی که از بلاد خودمان برخاسته، صادر می شود پارچه قلمکار در ساير بلاد، توليدکننده ی رقيب نداشته، در ميان سياحان داخله و خارجه مشتری فراوان داشته، مثل نان شب می خرند و می برند. محرر اين ستون، که نمی دانست اين متاع نزد اجنبيان چه ارج و مقداری دارد در سنوات ماضيه، يک فقره پارچه قلمکار کوچک به قاعده کف دست بلکه بزرگ تر، برای يک رفيق اجنبی واقع در بلاد امن سوييس ارسال نمود؛ بسکه رفيق مذکور تشکر نمود حالمان متغيرشده، آب قند لازم گرديد. می گفت پارچه مذکوره را قاب نموده بر جدار آويزان نموده تا ليلاً و نهاراً از رؤيت آن محظوظ شود. عجبا از هنر اين بلد که آن سوی بحار چه می کند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ٢ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :