اندر بهينه کردن قهوه خانه معلق عقيق (فرهنگی )

    اولاً؛ کلمات بی حساب صادره از مرشد رشدنايافته نصارای کاتوليک، مسما به بنديکت شونزدهم، بر خواهرخواندگی بلاد اصفاهان و واتيکان واقع در بلاد ايطالی هم اثر گذاشته، بعيد است رؤسای بلديه تن به چنين عملی بسپارند. اساساً حيف است دارالمؤمنين ما -که بيشتر مذکر می نمايد تا مؤنث -همشيره بلاد کفری شود که اعاظم آن در پی تفرقه ميان اديان الهی هستند. علی الرسم بايد يک نحوه مقاربتی ميان رهبران موجود اديان الهی با انبيای عظام وجود داشته باشد؛ ليکن مع الاسف در وجود پاپ فعلی، که حاضر نشد توبه کند و از جمعيت مسلم عالم، عذر تقصير بخواهد هيچ رقم نزديکی به سلوک جناب عيسی رؤيت نمی شود؛ زيرا نقل است که حضرت ايشان سوار بر يک چارپا مهر می ورزيد و محبت می فشاند اما مشاراليه، سوار بر يک مرکب اعلا، همراه خدم و حشم مطلا، بذر کينه می نشاند. خداوند به حق حضرت عباس هدايت اش کند.


دويماً؛ راپورت رسيد قهوه خانه عقيق که وسط بحر زنده رود روی آب، معلق و جزء عجايب هشتگانه!عالم محسوب است و سابقاً محل اجتماع جوانک های مزلف دودی شده بود بحمدالله با همت بی نظير آميز علی آقا قاسمزاده ی معلم، تبديل به مکان لهو و لعب اطفال شده است. فی الحال، هيچ چيز واجب تر از عمل به نفع اطفال مملکت نيست؛ خداوند خيرشان دهد.در دوران جاهليت، زمانی که هوس تنباکوی دونمه صادراتی می نموديم با نذر و نياز - بلکه دودی نشويم - وارد کافه مذکور می شديم؛ ليکن عندالخروج، علاوه بر آن که دين و ايمان مان در معرض تهديد قرار گرفته بود جيبمان هم فی الواقع تهی گشته، تا منزل ابوی، قدم می زديم.


سيماً؛ حال که فستيوال فيلم اطفال را به وادی عدم کوچ دادند و بلاد هگمتانه هم سنه جارية، روی اين فستيوال را نخواهد ديد از قرار معلوم، عنقريب، فستيوال تيارت اطفال و تازه شباب (همان يانگ ادولت يا همان نوجوانان يا هر چيز ديگری) در بلاد اصفاهان اقامه خواهد شد تا برای اطفال اصفاهانی عقده نشود. بيچاره ها عادت کرده بودند به فستيوال فيلم ها. يک فقره اندرز پيش دستانه هم به رؤسای اقامه کننده اين فستيوال می دهيم و آن اين که لطف نموده تيارت شوارع را زياد کنند تا رعايايي که مثل بنده پول بليط ندارند همان جا کنار گذرها به تماشای تيارت، به پردازند.


رابعاً؛ هوشنگ خان کرمانی قصه نويس را به بلاد شاهين شهر آورده، دوصد عکس فوتوگرافی يادگاری با وی انداخته، دست آخر به شهروندی افتخاری آن جا نايل اش کرده اند. نعم البلد. به نظر می رسد با اين شاه کارهايي که اين آدم از خودش صادر نموده و يک دوجين از آن افسانه ها فيلم شده و ازجمله، فيلم مسلسل و ماندگار « مجيد باغ بيگی اصفهانی تخص » از آنها درآمده، شايسته تر بود جناب ايشان به شهروندی بلاد فخيمه ای چون اصفاهان درمی آمدند؛ ليکن مع الاسف به مخيله رعايای اصفاهان، چنين مهمی خطور ننمود و شاهين شهريان محترم که اغلب از بلاد جنوب، با حرب تحميلی بدين جا کوچانده شده اند گوی سبقت از ما ربودند. احدی از ضرب المثل های شاهين شهری می فرمايد: وولک! گوی که نبود کره مريخ بود.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱٥ مهر ۱۳۸٥
تگ ها :