بازرس سابق آژانس: "عملکرد آژانس در مورد ایران بی طرفانه نیست"

بی بی سی: این روزها تقریبا همه گزارش ها درباره برنامه هسته ای ایران، بر روی مذاکرات وین برای توافق بر نحوه بازرسی از تاسیسات هسته ای ایران و به ویژه سایت نظامی پارچین استوار است.

به همین منظور با یک کارشناس ارشد مسائل هسته ای مصاحبه ای انجام داده ام.

رابرت کلی، پژوهشگر ارشد پروژه تسلیحات هسته ای در مرکز مطالعات بین المللی صلح استکهلم و بازرس ارشد سابق آژانس در عراق اکنون ساکن اتریش است. او سابقه ای تقریبا ده ساله از بازرسی های مختلف برای آژانس بین المللی انرژی هسته ای سازمان ملل متحد داشته و در پروژه برنامه هسته ای دو کشور از نزدیک درگیر بوده: آفریقای جنوبی که گفته می شود موفق به تولید سلاح هسته ای هم شد و عراق دوران صدام حسین.

نظرات رابرت کلی با گزارش های اخیر آژانس درباره برنامه هسته ای ایران همسویی ندارد. وی معقتد است که این گزارش ها دقیق تهیه نمی شوند و مشکلات زیادی دارند. آقای کلی همچنین معتقد است که آژانس توان تخصصی ضعیفی برای کشف یک برنامه هسته ای نظامی دارد ولی در زمینه کشف فعالیت های انجام شده با مواد هسته ای قوی عمل می کند.

در حالی که صحبت های زیادی از محفظه ای برای آزمایش مواد منفجره قوی در سایت پارچین می شود و گزارش های اخیر آژانس هم آن را تایید می کند اما آقای کلی معتقد است که این محفظه به درد کارهای ادعا شده نمی خورد و هنوز نتوانسته است به نتیجه کارشناسی قطعی درباره آن برسد.

چرا این محفظه را نامناسب می دانید؟

این محفظه برای آزمایش مواد منفجره لازم برای منفجر کردن یک بمب اتمی خیلی کوچک است، مخصوصا اگر بخواهید اورانیوم در آزمایش بکار ببرید، این اورانیوم به اطراف پخش خواهد شد. برای آزمایش های دیگر هم خیلی بزرگ است. لذا این محفظه و اطلاعاتی که درباره آن منتشر شده با آنچه ادعا می شود خیلی همخوانی ندارد.

پس محفظه ای در سایت پارچین وجود دارد که این همه درباره اش صحبت می شود؟

ما نمی توانیم این محفظه را در عکس های ماهواره ای که در دسترس عموم است ببینیم. اولین عکس های ماهواره ای که از آن منطقه و ساختمان ارایه شدند متعلق به سال ۲۰۰۰ است، زمانی که ساختمان کامل شد و داخل آن دیده شد. شاید کشوری عکس های محرمانه دیگری دارد که ممکن است محفظه را نشان دهد ولی چنان اطلاعاتی در دسترس عموم نیست.

آژانس به سایت های مختلف در ایران دسترسی داشته و بازرسی هایی انجام داده است. اکنون سایت پارچین به نقطه کانونی درخواست های بازرسی تبدیل شده است. به نظر شما آیا پارچین به یک نقطه اعمال فشار بر ایران تبدیل شده است؟

فکر می کنم ایران می خواهد که امکان دسترسی به آن را فراهم کند. در رسانه ها خواندم که ایران می خواهد یک چارچوب و مدالیته برای دسترسی ایجاد شود. ایران در گذشته هم دسترسی به ده ساختمان و نقطه دیگر را میسر کرده بود. حال این پرسش ایجاد می شود که بازرسی ها کی تمام می شوند؟ بازرسان آژانس می خواهند از یک سایت نظامی دیدار کنند چون آژانس شایعه ای شنیده که آنجا فعالیت هایی در حال انجام است.

آیا میتوان یک سایت هسته ای که در آن فعالیت های هسته ای با مواد هسته ای در حال انجام بوده را پاکسازی کرد؟این ادعایی است که زیاد علیه ایران بخصوص درباره سایت پارچین مطرح می شود. این پاکسازی اصلا شدنی است؟

در قضیه ایران، لویزان مثال خوبی است، اما شاید سوریه مثال بهتری باشد. می دانیم که اسراییل یک راکتور هسته ای در دست ساخت در سوریه را بمباران کرد و سوریه یکسال وقت داشت تا در آنجا عملیات پاکسازی را انجام دهد، خاکبرداری کند و ساختمان جدیدی روی آن زمین ها بسازد. اما وقتی یکسال بعد بازرسان آژانس فقط برای یک روز به آن نقطه در دل صحرا رفتند و نمونه برداری کردند آثار اورانیوم را کشف کردند.

فکر می کنم اگر ایرانی ها در حال پاکساری منطقه پارچین هستند اصلا شانسی برای موفقیت در اینکار ندارند. اگر در آنجا آثاری پیدا نشود می توانید تقریبا با اطمینان بگویید که اصلا در آنجا مواد هسته ای آزمایش نشده است.

کمی به سمت گزارش های آژانس در مورد ایران حرکت کنیم. به نظر شما این گزارش ها خوب تهیه نمی شوند. چرا چنین نظری دارید؟

من با خواندن گزارش ماه نوامبر سال گذشته آژانس و ضمیمه آن درباره جنبه تسلیحاتی برنامه ایران شوکه شدم، چرا که سند ضمیمه پر بود از اطلاعات کهنه و اگر روند تحولات برنامه ایران و گزارش ها را دنبال کرده باشید خیلی زود متوجه این نکته می شوید. آژانس آن اطلاعات را یکجا کنار هم گذاشت تا همه بتوانند ببینند. ولی اطلاعات فقط تا سال ۲۰۰۳ را پوشش می دادند و آن سال دقیقا مصادف است با وقتی که سی آی ای (سازمان اطلاعاتی آمریکا) اعلام کرده که برنامه نظامی هسته ای ایران متوقف شده است.

از نگاه من آن گزارش خیلی جانبدارانه است. وقتی برای یک مسئله، توضیحات متفاوتی قابل ارائه بوده در گزارش آن توضیحی درباره مسئله را انتخاب و مطرح کرده اند که بیشتر به ضرر ایران است.

اشاره کردید که گزارش های آژانس جانبدارانه هستند. این لغت بارداری است. چرا آژانس را به جانبداری متهم می کنید؟

من در ابتدای خدمتم برای آژانس در عراق با هانس بلیکس کار کردم. بعد دوباره به آژانس برگشتم و با محمد البرادعی کار کردم. هر دوی آنها حقوق بین الملل خوانده و بسیار دقیق بودند. آنها فقط به اطلاعاتی استناد می کردند که به اصطلاح مو لای درزش نرود و قابل اثبات باشد. در حال حاضر چنین به نظر می رسد که آژانس آماده است هر شایعه ای که می شنود را مطرح کند و با ایران بر سر آن مشکل پیدا کند. این است که فکر می کنم ایرانی ها به دنبال چارچوب و مدالیته هستند و اگر به بازرسان اجازه دسترسی بدهند می خواهند بدانند که چرا درخواست بازرسی شده و چه چیزی در نهایت به دست آمده است.

شما مسائل ایران را دنبال کرده اید و زیاد در این رابطه مصاحبه کرده اید. آیا شخصا فکر می کنید ایران به دنبال سلاح هسته ای است؟

به نظرم شواهد نسبتا قوی وجود دارد که ایران تا اواخر دهه نود میلادی و احتملا تا سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ به مسئله سلاح های هسته ای علاقمند بوده و بعد شواهد دال بر آن است که ایرانی ها دیگر دنبال این قضیه نرفتند. اما من ترجیح می دهم حد وسط را بگیرم و قضاوتی نکنم. نکته من این است که خیلی ها می گویند گزارش ماه نوامبر سال ۲۰۱۱ آژانس ثابت کرد که ایران به دنبال سلاح اتمی است. من می گویم آن گزارش اصلا چنین امری را ثابت نکرد، چون بیشتر اطلاعاتش قدیمی بود و قضیه خیلی بزرگنمایی شد. چند جا هم گفته ام که چند نکته در گزارش آژانس به نظر من جعلی به نظر می رسند، مانند اسناد جعلی که آژانس در قضیه عراق در سالهای ۱۹۹۵ و ۲۰۰۲ کشف کرد.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩۱