معلوم و مجهول یک معادله پیچیده

کشور ما در شرایط پیچیده ای به سر می برد. «پیچیدگی شرایط» عبارت کشدار و پرتعلیقی است که باید تبیین شود. پیچیدگی سکه ای است که دو طرف دارد. یک سوی آن بشارت بلوغ و بالندگی و پیشرفت است و سوی دیگر آن تداعی چالش و زحمت را می کند. معادله ریاضی چند مجهولی که پیش روی یک ریاضیدان برجسته می گذارند تا حل کند، هزار برابر پیچیده تر از مسئله ریاضی ساده ای است که به دانش آموز کلاس اول می دهند و از او می خواهند پاسخ دهد. یا آزمونی که برای داوطلب دوره دکترا برگزار می کنند بارها بغرنج تر و سخت تر از تست های کنکور ورودی دانشگاه است. چه باید کرد؟ آیا به اعتبار این پیچیدگی می توان از خیر آزمون دکترا یا حل معادله های سخت که راهگشای پیشرفت است، گذشت؟
بخشی از پیچیدگی شرایط ما با شرایط پیچیده جهان گره خورده است. جهان با زلزله فراگیر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی روبرو است. این رویداد همان گونه که در حال تغییر سیمای غرب آسیا (خاورمیانه) است، به سمت اتحادیه اروپا و آمریکا کشیده شده می شود. سقوط 4 دولت اروپایی در کمتر از یک سال نشان داد که دیگ سیاست در این اتحادیه روی آتش قرار گرفته است. از آن سو بزرگترین کشور سرمایه داری و مدعی ابرقدرتی، با 16 هزار و400 میلیارد دلار بدهی تبدیل به بدهکارترین کشور دنیا شده و به تعبیر خود آمریکایی ها بر لبه پرتگاه قرار گرفته است. با این وصف و به عنوان مثال، رنج های اقتصادی ما با گرفتاری های اقتصادی آنها مطلقا قابل مقایسه نیست. آنجا اجرای کامل نسخه سرمایه داری به حد اشباع رسیده و بحران فزاینده، کاملا بومی و درون زاست حال آن که اگر بخشی از چالش ما، سوءمدیریت است، بخش دیگر برون زا و متاثر از فشارها و اخلال های خارجی است. بخش اخیر خاستگاه روشنی دارد.
غرب به درستی می فهمد که در سقف توانایی های خود ایستاده و فواره قدرت او در حال سقوط است اما در مقابل، قلمرو قدرت و نفوذ ایران در حال گسترش است. بدبین ترین تحلیلگران اگر هم در میزان تاثیر انقلاب اسلامی در دو مقوله «بیداری اسلامی» و «مقاومت اسلامی» اما و اگر داشته باشند در اصل این تاثیر تردید ندارند. جبهه استکبار بر مبنای این قضاوت خدشه ناپذیر مترصد است اگر هم نمی تواند موتور این حرکت را در ایران خاموش کند لااقل از حجم و سرعت فعالیت آن بکاهد و اصطلاحا این روند را مهار کند. تحریم های به اصطلاح خودشان گزنده و فلج کننده برای همین منظور طراحی شده که «پیشرفت» و «پیش روندگی» انقلاب اسلامی را دچار دست انداز کند. این هم بخشی از دلایل پیچیدگی شرایط است یعنی دشمن با فرض اینکه ایران در جهات مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک در حال پیشرفت است، اقدام به مسئله سازی و عملیات ایذایی می کند.
اما آیا فقط دشمن متهم است و دوستان هیچ سهمی از عوامل ایجاد سختی ها و دشواری ها و چالش ها برای کشور ندارند؟ بی تردید سهم کوتاهی ها و خیانت ها (قصور و تقصیر و تعمد) در این میان تعیین کننده است درست مانند چاشنی کوچکی که بمب های بزرگ را منفجر می کند. کوتاهی های دوستان، چاشنی اصلی برای عمل کردن و فعال شدن پروژه های دشمن است، همچنان که اسباب ناکامی در موقعیت های پیروزی است. خداوند 2 چیز را بر خود واجب کرده، یاری و نجات مومنان. «کان حقاً علینا نصرالمومنین» (روم/ 47) و «کذلک حقاً علینا ننج المومنین» (یونس/103). خداوند می فرماید یاری و نجات مومنان برعهده - و سزاوار پروردگاری- ماست. اما این مهم قاعده مند است. به تصریح آیه 152 سوره آل عمران که به ماجرای جنگ احد بازمی گردد، 3 اتفاق انسانی موجب توقف وعده نصرت الهی می شود. «همانا خداوند به وعده خود عمل کرد آن هنگام که به اذن او دشمنان را به هلاکت می رساندید تا اینکه سست و فشل شدید و به منازعه در کار پرداختید و نافرمانی و عصیان کردید به خاطر غنایم دوست داشتنی که دیدید... خدا هم (قدرت) شما را از آنها بازگرداند تا بیازماید و همانا از شما درگذشت و او دارای فضل برای مومنان است». تاریخ پرفراز و نشیب ما همانند تاریخ صدر اسلام حاوی برخی از این سستی ها، منازعات و اختلافات ناحق، و عدم اطاعت از مولا به هنگام امر یا زنهار است. در مقابل هر جا که جدیت جهادی، همدلی معطوف به اولویت ها و تبعیت از مقتدا، بر فضای تعاملات حاکم شد، پیروزی های باورناپذیر و فتوحات بزرگ رخ عیان کرد.
هنر بزرگ انقلاب ما در طول این 34 سال پرماجرا، مدیریت و غلبه بر چالش های مهیبی بوده که هرکدام از کمترین آنها می توانست کمر یک کشور و ملت را بشکند. ملت و نظام ما در ماجرای شگفت جنگ تحمیلی مظلوم واقع شد. هیچ چالش دیگری به بزرگی آن جنگ چند لایه نظامی، سیاسی، اقتصادی، اطلاعاتی و روانی نمی رسد. اما کشور ما از این میدان سربلند بیرون آمد به اعتبار این فهم عمومی که کشور دستخوش یک جنگ خانمان برانداز است و نباید اجازه داد هیچ حاشیه دیگری ما را از هجوم دشمن غافل کند. با این وجود آیا در آن روزگار، دیگر هیچ سیاستمدار و خطیب و بازاری و روزنامه نگار و صاحب حزب و گروهی خیانت نکرد؟ پس ماجرای بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق و نهضت آزادی و آقای منتظری و زالوصفتان اقتصادی و انبوه تروریست های سیاسی و رسانه ای و فرهنگی و یا دعواهای پایان ناپذیر جناح های موسوم به چپ و راست چه می شود؟ همان روزگار که کشور در میانه آتش و خون بود، جفاکاران مشغول کار خود بودند. سیدنورالدین عافی راوی کتاب پرفروش نورالدین پسر ایران در بخش آخر همین کتاب روایت می کند که چگونه در پایان جنگ و پس از 77 ماه حضور در جبهه و انواع جانبازی ها که باعث 22 بار جراحی و انواع ماجراهای تلخ و شیرین شده، برای حل مسئله سربازی و کارت پایان خدمت خود مراجعه می کند اما فرد مسئول- ملبس به لباس روحانی- برای وی جریمه و حبس به خاطر تاخیر در سربازی صادر می کند! و جنگیدن او را نیز مورد تخطئه قرار می دهد و... اما اصل دفاع پیروز و شرافتمندانه از عزت و استقلال و سیادت کشور و غلبه بر چالش های بزرگ که با این حاشیه های تلخ و گزنده نمی تواند فراموش شود.
به روز شده ترین برنامه دشمن در ماه های آینده، الحاق محور فشار اقتصادی به فشار سیاسی- امنیتی و بازسازی پروژه «بی ثبات سازی» و «سرگرم سازی» است. اگر زمانی سازمان منافقین به ارتش صدام «گرا» می دادند که کدام نقاط حساس را در جبهه یا پشت جبهه هدف قرار دهند، مع الاسف امروز هم حلقه هایی هستند که به دشمن گرا می دهند کدام نقاط آسیب پذیر یا استراتژیک را هدف بگیرد. این طیف به حرام خوری سیاسی آلوده شده و ننگ دوپینگ با فشار خصمانه دشمن علیه جبهه خودی را به جان خریده اند. آنها برای دشمن و دشمن برای آنها فضاسازی و بازی سازی می کنند تا ملت و حاکمیت در برابر زیاده خواهان خارجی و داخلی کوتاه بیایند. انتخابات برای جبهه احزاب، ایستگاه مهمی است اما نه اینکه قبل و بعد از آن را مهم نشمارند. از نگاه آنها این جنگ یک روند است و نه یک اتفاق نقطه ای. در مقابل آنها جبهه بزرگ دوستان انقلاب نیز ضمن مهم تلقی کردن انتخابات، باید نگاه جبهه ای و روندی- و نه ایستگاهی- به میدان داشته باشند. نباید اجازه داد فرصت مهم 7-6 ماه پیش رو تا انتخابات و تشکیل دولت جدید، هدر برود. مخاطب این سخن دولت و مجلس و دستگاه قضایی و همه گروه ها و جریان های حاضر در زیر چتر انقلاب و جمهوری اسلامی است. اگر با هر چالشی که دشمن علیه ما ایجاد می کند درست مواجه شویم، یقینا باعث شکوفایی استعدادها و فعلیت یافتن ظرفیت های بزرگ انسانی و علمی و فنی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ما خواهد شد. تحریم های دشمن در روزگار جنگ، مرزهای دور خودکفایی و خلاقیت های معجزه آسا را زیر پای ما آورد و برای بسیج ملی انگیزه دوباره پدید آورد. اکنون نیز چالش اقتصادی دشمن می تواند افق های تازه را پیش روی ما بگشاید. اما شرط مهم، اصلاح برخی روش های غلط در تعاملات مدیریتی سیاسی، رسانه ای و بین قوه ای است.
خنده دار خواهد بود اگر در میدان جنگ، اعضای یک جبهه هر کدام برای خود بلندگویی تعبیه کنند و هم رزم خود را با آتش کلمات بکوبند و دیالوگ ناشنوایان راه بیندازند که در آن هرکس حرف خود را می زند. طراحی شیوه های تک یا پاتک در مقابل دشمن که بلندگو نمی خواهد. رزم آوران کاربلد در این مواقع می روند در خلوتی می نشینند و همفکری می کنند و به خاطر اهداف بزرگتر از دعاوی خود تنازل می کنند تا کار پیش برود. چنین میدانی، موقعیت ایثار و فداکاری و هم پشتی و ایجاد پوشش دفاعی برای یکدیگر و ریختن آتش تهیه بر سر دشمن است نه شرایط استئثار و خودخواهی و خودپسندی و خودشگفتی و خودکامگی و تکاثر. مستی و منگی همه جا برای انسان خردمند ناپسند است و در بحبوحه رزم، زشت تر. «آن زمان مست می شوید اما نه از شراب بلکه از نعمت و بهره مندی... آن هنگام است که بلا شما را چنان بگزد که جهاز، پشت شتر را» (خطبه 187 نهج البلاغه). بخشی از تلخی هایی که اصحاب حزب و رسانه و سیاست و قدرت و مدیریت در کام جامعه می ریزند، اتفاقا از نعمت اقتدار و امنیت و عزت کشور است که به جای شکر باعث مستی جماعتی می شود و خوشی زیادی زیر دلشان می زند! برخی نخبگان در کشور ما دچار «سکر نعمت» هستند اگر که حاشیه ساز و حاشیه پردازند و غفلت آفرین شده اند. آنچه بعضا دور این چرخه معیوب را تند می کند فرافکنی مسئولیت در کنار خودبسندگی و تمایزطلبی است. فرق است میان صادقانه عذرآوردن و بهانه تراشیدن. «بل الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره». انسان مجاهد در متن سختی ها و فشارها نیز تن به بهانه تراشی و فرافکنی مسئولیت نمی دهد.
به گردن هم انداختن مسئولیت ها و خوار و خفیف کردن یکدیگر، یک مرض پرهزینه است. «الا وانی قد دعوتکم الی قتال هؤلاء القوم لیلاً و نهاراً... فتواکلتم و تخاذلتم حتی شنت علیکم الغارات. بدانید من شما را شب و روز و پنهان و آشکار به جنگ با دشمن فرا خواندم... اما شما کار را به گردن هم انداختید و یکدیگر را خوار ساختید تا دشمن برای غارت به شما تاخت» (خطبه 27نهج البلاغه). منازعه به تصریح آیات الهی فشلی جمعی می آورد، فارغ از اینکه حق به جانب کدام یک از طرفین منازعه باشد. اختلاف البته طبیعی حیات بشر است اما تنظیم امور در چهارراه اختلاف ها مکانیزم روشنی دارد. قانون اساسی فصل الخطاب اختلافات سیاسی و حقوقی در همه نظام های سیاسی است و در کشور ما نقطه ثقل این قانون، ولایت و رهبری است. در عین حال در منطق دینی اطاعت از ولی امر و بردن اختلاف و حکمیت نزد وی، ملاک متمایز ایمان است. «فلا و ربک لایومنون حتی یحکّموک فیما شجر بینهم ثم لایجدوا فی انفسهم حرجاً ممّا قضیت و یسلّموا تسلیما. ای پیامبر به پروردگارت سوگند ایمان نمی آورند مگر اینکه در مشاجرات خود حکمیت نزد تو آورند سپس در جان خود به خاطر قضاوتی که تو می کنی، دچار حرج و ناراحتی نشوند و تسلیم کامل باشند» (نساء/65).
برای هر کدام ما دیروز گذشت و رفت، و فردا معلوم نیست که روزی ما باشد یا نه. همین امروز را باید غنیمت شمرد تا دچار ندامت بزرگ روز واپسین نشد. اگر به مقرّ و مدار حق برگشتیم و دل هامان بر مدار تبعیت از مولا مجتمع شد در همین ماه های پیش رو تا انتخابات می توان چالش های اقتصادی و سیاسی متعددی را تبدیل به فرصت ظفرمندی کرد؛ اگر که نگاه ما از نوک دماغمان بگذرد و افق های دورتر را ببینیم و اتاق جنگ دشمن را زیر نظر داشته باشیم. اعرالله جمجمتک... ارم ببصرک اقصی القوم. سرت را به خدا بسپار و... نهایت سپاه دشمن را بنگر!
محمد ایمانی- سرمقاله کیهان 91/10/28

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٥:٥۸ ‎ق.ظ روز ٢٩ دی ۱۳٩۱