اندر کوفتن ميخ در طابوت اصلاحات(نقل از کيهان)

انا لله و انا اليه راجعون. ديروز صلاة ظهر حوالی کوشک صاحبقرانيه چو افتاده بود ميرزا اصلاحات اجنبی الدولة مشتهر به « واجب تر از نان شب » صبح علی الطلوع نماز خوانده و نخوانده ترک دنيای فانی گفته به ابديت ملحق گرديد. رحمة الله عليه.

    فی الحال، رعايای رفرميست، خون می گريند و در ماتم آن عزيز جامه می درند و مو پريشان می کنند. مراسم تشييع و تدفين، عن قريبٍ اعلان می گردد.

    ميرزا سعيد خان مصلح الدوله از اجله رفرميست های مملکت، هنوز کفن آن مرحوم، مرطوب است فرموده: من مي دانم کدام رعايا دست به خون آن مرحوم آغشته اند. پس ذکر نام عده ای را نموده که هر کدام يک فقره ميخ پولادين به طول يک ذراع و قطر يک وجب به طور نجارها بر طابوت آن مرحوم کوفته اند. نزديک است سياهه ای منتشر شود که در آن اسامی بيشتری از اتباعی که در اين فاجعه دخيل بوده اند فاش گردد. پر واضح است که خود ميرزا سعيد آقا از داخل بودن در اين سياهه، منزه اند. وفقهم الله.

    در احوالات جوان ناکام، خلد آشيان، مرحوم اصلاحات گفته اند يک نفر بود جنتلمن که خط اطوی ردايش هندوانه می دريد از بس تيز بود و شيک. ليکن نقل است که جامه زيرين اش به طور آبکش، مجوف و مندرس بود و بوی نامطبوعی از آن ساطع می گرديد. در کمالات او همين بس که اعاظم بلاد اتازونی و يوروپ، دهان به تحسين او گشوده، چند شتر صله از بابت اتباع او که داخل در قواعد مملکت نبودند گسيل داشتند. زادهم الله عيشاً.

بعد التحرير :

    اولاً: از قمر اصطناعی آميز مهدی خان که قرار بود در ليله مبارکه يلدا از بابت ابلاغ رسالت، به جو زمين ارسال شود راپورت رسيد که مع الاسف چشمان رعايای عالم محروم از رؤيت تلفزيون آقا گرديد؛ چرا که مکتب قمر اصطناعی واقع در بلاد شريفه « دوبی » اعلان فرموده که اتباع تلفزيون صبا داخل در تعاند با مملکت عليه ايران نيستند و لهذا بدانان فضای قمر استجاره داده نمی شود. کسانی بيايند که عليه دولت فخيمه، شمشير آخته باشند. کسر الله امثالهم.

    دويماً: هر آن چه درنگ کرديم در اين فرموده ميرزا اسپنديار مشاء الدوله که گفته : دوران اسلام گرايي به غايتً رسيده، هيچ دستگيرمان نشد. به طور صد مرتبه اين فيديو را پيش و پس نموديم اما جز آن که چشمانمان محو جمال بی مثال آقا شود به جايی راه نبرديم. با خود گفتيم لابد به طور هزار فرسخ از قافله تکنالجی عقب شده ايم که ذهنمان اين چنين بطيء می نمايد. زاده الله سرعةً.

عزم جزم نموديم از بابت کم شدن مسافت بين ما و فن روز داخل در تار گسترده عالمی شويم که در آغازين کليک ملاقات نموديم با راپورت تأخير اعلان فاسدان مالی که بنا بود عدليه آن را نشر دهد. از قرار مسموع، دوات و قلم تمام کرده، دستور داده اند از سمرقند و بخارا به طور ده شتر قلم نتراشيده و ده شتر دوات سياه بياورند. اما محمل، در گردنه سيستان با قطاع طريق ملاقات نموده قلم ها را بشکسته، دوات ها را ريخته اند. اندکی صبر لازم است تا محموله بعدی از راه برسد. زياده عرضی نيست.7/10/84

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :