ما، بزرگ زادگان و حسین شریعتمداری

بخش تعاملی الف - مسعود یارضوی

حسین شریعتمداری و مواضعش، تا آن اندازه برای همه شناخته شده هست که صحبت درباره اش نیاز به توضیح چندانی ندارد.

چه پیرامون روشنگری هایش درباره تحرکات اصلاح طلبان، چه آن هنگام که کاندیداهای اصولگرا را در انتخابات سال ۸۴ دعوت کرد که در خانه خدا (مسجد) با هم خلوت کنند و به وحدت برسند و چه آن هنگام که فتنه سال ۸۸ را با فراست پیش بینی کرد و پس از آن تا توانست در این باره دست به تنویر زد و در کنار آن از خطر حلقه انحرافی نیز بارها گفت و گفت... همانطور که قبل از آن نیز گفته بود.

نگارنده را به حسین شریعتمداری هیچ حاجتی نیست و شریعتمداری هم نیازی به شنیدن این صحبت ها ندارد اما بی هیچ اغراقی سمت اشاره اصلی مدیر مسئول روزنامه کیهان همواره مقابله با جریان های برانداز و منحرف بوده است. از منافقین گرفته تا تندروهای اصلاح طلب و حلقه انحرافی و دیگران.

در اینکه شریعتمداری تکلیف خود را در این جبهه یافته هیچ شکی نیست و بصورت ویژه، حملات گروه های اشاره شده علیه مدیر مسئول کیهان نیز گواه همین مدعاست. (از تهدید به ترور توسط منافقین گرفته تا شکایت های شیرین عبادی و اسفندیار مشایی و بدگویی های رسانه های اصلاح طلب)

تا اینجای قصه هیچ شبهه و اشکالی وجود ندارد و همه (ضمن انتقاداتی که به هرکسی از جمله مدیر مسئول کیهان وارد است) در دل عمل حاج حسین شریعمداری را تحسین و ای بسا اگر از مخالفانش باشند تقبیح می کنند.

چنانکه افتد و دانی حرفی با مخالفان این چهره مبرّز اصولگرا نیست.
اما با دوستانش هست.
در واقع، همیشه با دوستان حرفی هست. چه اینکه گفته اند منصور حلاج را که بر سر دار می بردند از سنگسار مردم هیچ ناله ای نداشت اما هنگامی که "شبلی" کلوخی بر او انداخت، ضجه ای برکشید و اینطور گفت که "از او سختم می آید که داند و نمی باید انداخت"

از این بگذریم که دوستان و هم مکتبی های حسین شریعتمداری بر چند قسم اند و هریک به فراخور حال، عملی دارند و غیره.
نکته اما آنست که در میان این دوستان و همراهان، هستند عده ای که حرفهایشان پیرامون روشنگری های او بوی رخوت و نادانستگی می دهد.
او را متهم می کنند به اینکه مرد "حذف" است و ناهم سلیقه های سیاسی اش را برنمی تابد.
اصولگرایند ولی به تمام مواضع حاج حسین و انتقادات بس شدیدش از خاتمی و نقشی که در فتنه ایفا کرده است اعتراض! دارند.

برخی در زمره عقلای قوم اند اما حرفی را درباره او می زنند که بی اغراق و در وهله اول، لبخند را بر لب های دشمنان شریعتمداری و تفکرش می نشاند.
و عده دیگری نیز دائم بر این طبل می کوبند که راه او غلط است، مشی او غلط است، ادبیاتش غلط است، غلط است، غلط است...
حقیقت را اما در جای دیگری باید جست.

تلخ است ولی بوی تقابل سازش و مقاومت به مشام می رسد.
دعوا بر سر این حقیقت است شاید که عده ای اهل نسیان اند و از یادآوری ضروری فتنه ها و انحراف ها بیزار.
باید اعتراف کرد که گناه افرادی مثل شریعتمداری، مقاومت بر سر دستاوردهایی است که به قیمت خون به دست ما رسیده است.
او اگر با منافقین راه ستیز را برگزیده است، اگر حاضر نیست درباره جشن سپاس! تاریخ را تحریف کند و اگر نمی خواهد حرارت دل های ما درباره فهمی که از "فتنه" داریم سرد شود، ان شاءالله برای این است که در کنار هریک از این حقایق، سری بریده شده، آبرویی بر زمین ریخته، حرمتی هتک شده و عرق سرد مرگ بر پیکری نشسته است.

کیست که تکرار دوباره این تلخکامی های رفته بر ما را در ماجرای منافقین، در ماجرای فتنه های ۷۸ و ۸۸ و در بدکاری های حلقه انحرافی روا بدارد؟!
و آیا از زبان و قلم حاج حسین و امثال او جز این را فهم می کنیم که او فقط تکرار دوباره این تلخی ها را نمی خواهد؟!
و همچنین کیست که بخواهد سر برآوردن برای دفاع از زیبایی ها را تقبیح کند؟!
در واقع، در میانه این منازعه، دیگر حرفی از حاج حسین شریعتمداری هم نیست و دعوا، دعوای نسل حاضر و آینده با کسانی است که خواب غفلت و نسیان را به هر دلیلی بیشتر می پسندند و نایی برای انقلابی ماندن ندارند شاید.

نسل های آینده همانطور که در عرصه دفاع مقدس، مردان مردی را طلب می کردند که آینده انقلاب اسلامی را با بذل جان خود به دست آنها برسانند؛ در عرصه قلم و سیاست ورزی شیعی نیز مردانی را طلب خواهند کرد که در راه مبارزه مجاهدانه با فتن زمانه و انحرافات و غیره ای که ای بسا همچون بیماری بر جان انقلاب اسلامی ما رسوخ کنند، دچار غفلت نباشند و اگر هم عده ای خواب شیرین را بیشتر پسندیدند، اما آنها بیدار بمانند و فرزندی صبح را با هیچ متاع دیگری سودا نکنند.
نگارنده و حاج حسین شریعتمداری هیچ نیازی به هم و به این "گفت و شنود" ندارند اما وقتی که قرار است حقیقت به مسلخ برده شود، پس بگذار بگوییم که این راه تا ما باشیم و انقلاب اسلامی باشد ان شاءالله، بالنده خواهد ماند و همچنان نیز خواهد تپید.
در حقیقت باید گفت که مشکل منتقدین نه حسین شریعتمداری که راه اوست.

و حرف آخر...
شریعتمداری و شریعتمداری ها اگرچه معصوم نیستند اما از این روزهای تنهایی کم ندیده و نخواهند دید و اجرشان تا زمانی که بر این راه استوارند باشد با حضرت دوست.
که در این نکته نه هیچ شکی است و نه هیچ جای تعجبی.
جای شک و تعجب اما از بزرگ زادگان و کسانیست که اخیراً از عامه تقاضای درهم و دینار کرده اند تا حسین شریعتمداری و همه مایی که به راه او معتقدیم، برای دنیا دیده تر شدن عازم سفر دنیاگردی! شویم.

دنیاگردی رسم پسندیده ایست اما نکته آنجاست که اولاً دنیاگردی نباید سبب دنیازدگی شود و ثانیاً عبرت بینی و چشم بصیرت بین حتماً مقدم بر دنیاگردی است.
و نکته همینجاست.
که شریعتمداری اگر هم مثل همه ما اشتباهی داشته یا دارد ولی دیده عبرت بینش او را از بی توجهی نسبت به فتنه و فتنه گران باز داشته است اما برخی آقازاده ها و بزرگ زادگان گویا با تمام دنیادیدگی، از عبرت بینی غافل مانده اند و حرفهایی می زنند که بوی دنیازدگی می دهد.
فأین تذهبون...؟

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳٩٢