اندر گرد و خاک نمودن مسعود میرزا

    یکم: از قرار مسموع به قاعده پنج ماه است به بعض عمله جریده یک پول سیاه نداده اند و از این بابت، عیال و اولاد متأهلین دچار سوء تغذیه شده، مجردین که به عیال آینده خود وعده تزویج داده اند افسردگی حاد گرفته، از این بابت که عیالات نامزد شده مربوطه ترک یار کرده اند و دیگر روی خوش نشان نمی دهند. رجای واثق هست عنقریب غیر از خبر خوش هسته ای خبر اشباع کارت های عمله از زر و سیم اعلا از راه برسد. ان شاء الله.

    دویم: فستیوال افلام فجر در میان انبوه قیل و قال اصحاب سینماتوغرافی به غایت رسید و بیش از همیشه اعتراض و تحصن و تعطیلی بازار را در پی داشت. در این بین ضرب شصت نشان دادن مسعود خان ده نمکین که سابقاً در کار فشار دادن و سینما تعطیل نمودن بوده لیکن اخیراً خود داخل در سینما توغرافی شده در صدر اخبار جراید و تلفزیونات قرار گرفت. از قرار معلوم مسعود میرزا توقعی بیش از سیمرغ رعیت تماشاچی را داشته در طالار وحده گرد و خاک نموده و اظهار داشته: نه مرغ می خواهم نه تخم مرغ چه برسد به سیمرغ و به آواز بلند به قضات فستیوال تشر زده و دوصد بار امر قضاوت را نکوهیده، عده ای که معلوم نشد رفقای اهل فشارش بوده اند یا همین شباب مزلفی که دنبال هیاهو می گردند برایش کف و سوت فراوان زده تشویق نمودند. از قرار مسموع فیلم او قصه عده ای لمپن بوده که قصد جبهات حرب تحمیلی کرده همین که بوی خاک جبهه به مشامشان خطور کرده سر به راه و آدم شده از این طریق موقعیت های کمیک فراوان از خود صادر نموده موجبات ادخال سرور در رعایای داخل صالون را فراهم نموده، جملگی برایش رأی ریخته اند و نمره اول تماشاچیان را کسب نموده؛ خداوند قوت اش دهد.

    سیم: من که در بلاد غربت مشغول امر شریف ژوغنالیسم هستم و آن چه به رؤسای جریده التماس نموده ام که این جریده ای که خودمان در آن تحریر می نماییم را برای ما به واسطه چاپار ارسال نمایید به گوش شریف شان نرفته، اخیراً به واسطه التجا و زاری ممد حسن میرزا - ادیتور این صفحه - قبول فرموده اند که به طور اسبوعی (هفتگی) روزنامه را جمع نموده فله ای درون گونی ریخته برای این میرزا ارسال نمایند؛ انگار پیاز درچه است؛ به حسن آقا تلیفون زدم که آخر روزنامه ای گفته اند؛ نامبرده گالونی اشک ریخت که بیش از این از من بر نمی آید. القصه می خواهم عرض نمایم در جراید همان بلاد غربت خواندم که مع الاسف دور از چشمان ما سوتی عظیمی واسطه رؤسای تیترزن این جریده صادر شده و در ایام ماضی یک شایعه معلوم الحال که از اشخاص معلوم الحال صادر شده را تیتر یک کرده اند و پرورانده اند و تلکس وکالت های اخباری اجانب را درسته طبع نموده اند و چنان شده که صدای اصحاب یمین هم درآمده؛ این میرزا اگر دق کند از این بابت جای عجب نیست. ای وای بر این خام فکری و خام عملی ما! من به جای رؤسای عمده جریده از رعایا عذر تقصیر می طلبم؛ شما مرا عفو بفرمایید. فی الحال گریه می نماییم...

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ٢٦ بهمن ۱۳۸٥
تگ ها :