اندر بی تابی رایس خاتون

    یکم: جنود بحری بریطانیای سابقاً کبیر که به گفته بلر محض تفریح و هواخوری داخل بحار مملکت فخیمه ایران شده، واسطه یک نفر از جنود مسلح ایرانی دستگیر و راهی یک کاروانسرای نمره یک، با مرغ و مسمی پذیرایی شدند نمک خورده نمکدان شکستند. ای حرامشان باشد آن پسته و گز اصفاهان و از حلقوم شان نازل نگردد ان شاء الله. جنود مذکور که کنگر خورده از فرط خوشی قصد داشتند در ایران لنگر انداخته، پایان سریال مفرح « حبیب آقا » را هم تماشا نموده آن گاه بروند هنوز طیاره شان به زمین ننشسته به احدی از مقرهای عسکری بریطانی منتقل شده، مغزهاشان را غسل داده، هنوز آب غسل نخشکیده، در یک اجلاس خبری فوری با بیانی که آشکارا بدانان املا شده بود و از روی کاغذ قرائت می شد گفتند در ایران جلو چشمان ما را مسدود نموده فشار وارد آوردند؛ مجبور شدیم به تعدی اعتراف بنماییم! معلوم نیست این چه رقم فشاری بود که این میرزا بعد از رؤیت آن در تلفزیون، آرزوی آن نمود که به دریای اروند داخل شده تا واسطه جنود مسلح ایرانی محبوس گردد و تحت فشار قرار گیرد.
    دویم: این که احدی از مجانین فراری مملکت، تلفزیون به راه انداخته، داروهایش را به موقع استعمال ننموده دچار وهم شده بگوید فردا صبح خروس خوان با طیاره به ساحت میدان ونک نازل خواهم شد جای عجب نیست؛ چرا که « لیس علی الاعمی حرج ... و لا علی المریض حرج»؛ لیکن عجب آن جاست که مدعیان بسط دموغراطی در اقصی مکان عالم  - منجمله جزایر قناری - یک قاتل ماهر و خون ریز کامل که علاوه بر کفش، مغزش هم ریگی است را بر صفحه تلفزیون خود ظاهر نموده از او به عنوان قائد جنبش مردمی ایران تعریف نموده با او مباحثه نمایند. به نظر می رسد در قاموس تلفزیون مذکور، جنبش، همان معنای اصلی خود یعنی حرکات موزون می دهد و این بار هم به همان معنا استعمال شده است. 
    سیم: فی الحال که دوشیزه غیر محترمه « رایس خاتون » پا بر زمین کوفته، مشت به هوا می فشاند تا وزیر خارجیه مملکت فخیمه ایران را از نزدیک زیارت نماید شایسته است منوچهر میرزا ضمن رد هر گونه ملاقات - نزدیک و غیر نزدیک - رایس مذکوره را به رفیق سابق اش که از قضا ایرانی است حوالت داده تا اندکی ار آتش ولع مشارالیها فروکش نماید.
    چهارم: از قرار مسموع می خواهند یک آکتوری را که سابقاً و به طور عمده در کاراکترهای منفی سینما و تلفزیون از قبیل ولید بن عقبه که استعمال خمر و میسر می نمود و مست لایعقل نماز صبح را به اربع رکعات می گزارد ظاهر شده است را برای آکتوری در نقش مرحوم آسید احمد آقا ولد مرحوم آسید روح الله امام تعیین نموده از او فیلم، پروداکشن نمایند. ای وای بر ما. هنوز رعایا صحنه های مربوط به فسق آن کاراکتر و ایضاً زن بارگی های یک کاراکتر دیگر در یک فیلم سینماتوغرافی دیگر را از ذهن نبرده اند که شما قصد نموده اید آکتور مذکور را در فیلم به جای احدی از بهترین ابنای این مملکت بنشانید. چنین مباد!

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٩ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها :