بوي پلوي سوخته به مشام مي رسد

    يكم: اليوم بوي ته گرفتگي غريبي در جريده پيچ و تاب مي خورد و مشام ها را مي نواخت؛ گفتيم شاممان سوخته؟ گفتند نه اين بوي ديگ پلوي سفارت فخيمه انگليز است كه در همين نزديكي است. علي الظاهر پلوي سوخته به دهان مدعوين زهر شده است بيچاره ها.
    دويم: محمود عبوس (عباس سابق) رئيس حكومت خودخوانده ساحل غربي در فالسطين كه اسناد مزدوري اش اخيراً از عمارت اش منكشف گرديد گفت در يك عمل ملي دولت برآمده از ملت فالسطين را خلع مي نمايد و عوض آن يك فرقه مؤيده صهاينه را برخواهد نشاند؛ حبذا بر اين اقدام ملي! العجب كل العجب بين جمادي و رجب اين كه اين حكومت خودخوانده در محل ساحل غربي كه ديري است تحت الحفظ صهاينه است تشكيل يافته و حماس مبارز بر همان غزه كه مستولي بود هنوز مستولي است و حكم مي راند؛ پس در مقام عمل چيزي تغيير نيافته؛ عباس ميرزا مي تواند به همان جا حكم براند؛ هنيئاً له.
    سيم: احدي از داوطلبين الكسيون ماضي براي انتخاب رئيس الدوله گفته است در آن زمان كه پروپاگاندا مي نموديم يك مشت آدم آورديم به مقر تبليغي كه برايمان تبليغ كنند اما روز الكسيون كه فرا رسيد كاشف به عمل آمد كه به ديگري غير از ما رأي داده، سر و دل به ديگري سپرده بودند؛ اي خشك بشود اين شانس و از گلويشان نازل نشود آن همه اطعمه و اشربه اي كه در ستاد ميل نمودند.
    چهارم: يك فقره فيلم از تلفزيون تماشا دادند كه در آن يك حاكم ايالاتي از ايالات نسبتاً متحده به طور رعايا سخن مي گفت و دم از مصائب آنها مي زد. بعد از تماشا دادن، يك دو نفر از مدعيان، چاي كلكته نوشيده و به طور انتلكتوئل ها ريش جنبانده گفتند: بوبوليسم است آقا بوبوليسم كه پدر توده را درآورده. لذا خواستند با سعي بليغ و از اين طريق، عمل گرايي بعض رؤسا را بوبوليسم بنامند. خوب اگر اين بوبوليسم است نعم البوبوليسم! چه خوب چيزي است اين بوبوليسم و ما نمي دانستيم. دست شان هم درد نكند. اصلاً ما نيت نموديم از فردا صبح علي الطلوع بوبوليست باشيم ان شاءالله خدا قبول كند.
    پنجم: اليوم اين راپورتچي مجلس ما- كه علي الدوام حرف مي زند؛ خدا هدايت اش بنمايد- مكرراً از گيس و گيس كشي و خين و خين ريزي در مجلس شورا حرف مي زد ما باور ننموديم. تا اين كه ميرزا حسين آقا رئيس جريده آمده مكثي فرموده صحبتي نمودند با اين راپورتچي ما. القصه فهميديم كه چشممان روشن همين يكي را كسر داشتيم كه آقايان وكلاء از مجالس كروي و تايواني بدآموزي كرده به جسم و جان يكديگر هجمه برند. هر چه مي گوئيم همه چيزي را تماشا ندهيد از اين تلفزيون به گوششان نمي رود.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۳۱ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها :