بابا بپذيريم ديگه

    من نمی‌دونم برخی از این ملت شریف ایران کِی می‌خوان به رسوم و قواعد مدنی گردن بنهند و یک کارِ به‌غایت سودمند به حال مملکت رو  به جون و دل بپذیرند و به فکر آینده هم باشند و هی غر نزنند تا سامون بگیریم بالاخره یک روزی! ای خدا! شنیدید توی کوچه و بازار و تاکسی و مترو چی میگن؟ اس ام اس‌ها رو که دیگه نگو؛ هفتم تیر یکی اس ام اس داده:

شده ماتم‌سرا دنیای هستی

ز بنزین و بهشتی و مهستی! 


بعدالتحریر: به پست آخری آتقی دژاکام سری بزنید. جگر آدم حال می‌آید و ضمناْ بغض می‌فشارد گلوی آدمی را.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ٩ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :