سفر مایک توپول به مملکت ایران

    یکم- « مایکل مور » مشتهر به مایک‌توپول، رژیسور مستندساز امریکی ضدبوش، به مملکت فخیمه ایران سفر می‌نماید عنقریب ان‌شاءالله. وی برای مشارکت فیلم تازه‌اش « سایکو » در فستیوال حقیقت به اینجا می‌آید. خداوند قوت‌اش دهد. مشارالیه که بدفرمی دهان بوش را صافکاری نموده در فیلم اسبق‌اش « بولینغ در کلمباین » از ناامنی در ممالک اتازونی حجاب برمی‌دارد و در « فارنهایت 9-11 » با یک عدد درشکه هندوانه فروشی و بوق مربوطه، جلوی عمارت بیت‌الابیض رفته از بوش می‌خواهد تا جواب دهد چرا این‌قدر در مورد تروریزم و عراق و ضرورت حرب و آتش‌افروزی لاف‌و‌گزاف تحویل رعایا داده است. او از سناطورهایی که به لایحه حربیه رأی مثبت داده بودند می‌پرسید آیا حاضرند اولادشان را به جنگ بین‌النهرین بفرستند؟

    دویم - « اولیفر آستون » رژیسور مشتهر ولایات متحده، می‌خواست از میرزامحودخان صدراعظم، فیلم دایرکتوری نماید لیکن مکتب رییس‌الوزراء اعلان نمود لازم نکرده. اولیفر مذکور که سابقاً افلام به شدت پلتیکی و به‌طور عمده درباره سران مخالف با ایمپریالیسم دایرکتوری کرده در سنوات ماضیه به خاطر آن که از عموفیدل کوبایی مشتهر به « کاسترو » یک فیلم جانانه صنعت نمود واسطه دولت اتازونی قریب به هفت هزار دولار امریکی جریمه گردید. مشارالیه کله‌اش هنوز بوی قورمه سبزی با لیموی عمانی می‌دهد و قصد محمودمیرزای ما را کرده است؛ گرچه فکر می‌نماییم اگر رخصت دایرکتوری به وی می‌دادند چیز بدی از آب درنمی‌آمد.

            سیم- صبح علی‌الطلوع با درشکه زیرسطحی (متروی سابق) به میدان توپخانه می‌آمدیم که دیدیم در بخشی از درشکه، نور خیره‌کننده‌ای ساطع است و رعیت برای عرض حاجت بدانجا می‌روند؛ سرک کشیدیم میرزاغلامعلی‌خان حدادالدولة در میان انبوه رعایا که از او تبرک می‌جستند رؤیت شد. حبّذا به این حاکم خاشع که با مترو به سرکار می‌رود. از قرار مسموع سهمیه نفط میرزا تمام شده، مجبور شده بود با درشکه زیرسطحی طی طریق نماید. البته می‌دانید و می‌دانیم که میرزا، صاحب کرامات متعدده بوده طی‌الارض هم دارد؛ لیکن به قاعده عرفا سیر فی الخلق الی الحق می‌نماید و زیاد لو نمی‌دهد. زاده الله کرامةً. القصه می‌خواهیم بفرماییم کی می‌شود قطار زیرجلدی بلاد فخیمه اصفاهان هم آتش شود و مرتضی‌خان بختیارالدولة را در معیت دوکتور امیرحسین‌میرزای بانکی و آسید مرتضی سقاء‌الدولة و آقارسول حامدالعرفاء  و سایر حاکمان اصفاهان در یک کوپه و در حالی که از شدت ازدحام به یکدیگر تنه می‌زنند و یقه مهندس آذربایجانی دریده شده رؤیت نماییم.

فعلاً زیاده عرضی نیست.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :