اندر ماتم صاحب صوت داوودی

يکم- ميرزا محمدخان شجرالسلطنه خراساني - خلد الله صوته و صانه من الآفات - اوستاد آواز ايران، در ماتم والده داغدار است؛ خدايش رحمت نمايد. في الحال ميرزا يک چشم اشک و ديگري خون است و از زماني که از فرنگ بدين خاطر رجعت نموده دستمال گردن وي مبدل به دستمال تنظيف اشک و سایر ترشحات شده است. دعا بفرماييد خداوند گشادگي صدر و تسلي خاطر نصيب اوستاد فرمايد. گفتن لازم ندارد که اوستاد، از اجله مغنيان مملکت بوده سابقاً از مکتب قرآن خواني به مکتب آواز ايراني راه يافته، مثال دوکتور محمدآقا اصفاهاني زرحنجره که سابقاً در کار توشيح و ابتهال و زاري به طريقه جمعي و فردي بود ليکن معلوم نشد چگونه سر از نون و دلقک درآورد که آدم با استماع آن يک حالت وجد بخصوصي مي يابد؛ غفر الله لنا و لکم. اما الحق که اين آقاي شجريان قرآن پاکيزه اي مي خوانده، يک فقره ريل از او استماع نموديم که در محضر والدش درس تلاوت پس مي داد و شش دانگ بلکه بيشتر در اوج مي خواند. افسوس که اگر هنوز در طريق تلاوت بود شيخ ابوالعينين شعيشع مصري و شيخ شحات انور زارع طماطم (گوجه فرنگي) مي بايست در محضر شيخ محمدرضا شجريان زانوي تلمذ مي زدند؛ ليکن تقدير چنين نبوده است مع الاسف.

دویم- رسم شده است هرکس از آکتورها را به تلفزیون دعوت کرده، فصل مشبعی با او دیالوگ نموده، تا شماره نعلین و ساعات نوم و یقظه و مارک تلیفون همراه او را هم مسألت می کنند. این میرزارضا رشیدپور در  برنامه زنده رود اصفاهان تعلیم دید و رفت در بلاد طهران این رسم را باب کرد. حالا داخل جام جم که می شویم در جناح یمین عده ای مزلف و روغن مالیده می بینی که در حال استعمال قهوه و منتظر دستور اتاق رژی اند تا به داخل رفته اطلاعات اندرونی شان را برای رعایای تشنه بازگویند. در طرف یسار  هم پرودوسرها را رؤیت می کنی که به قاعده یک دیوان، رقم تلیفون زیر بغل داشته در حال مکالمه تلیفونی اند با آکتورها و سوپراستارها و چشم آبی ها و دماغ عمل کرده ها که هرچه طرف، جمیل تر باشد اس ام اس برنامه زیادتر شده لاجرم زروسیم چرب تر دهند.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٠ تیر ۱۳۸٦
تگ ها :