در باب علی آقای تايبی

    این کامنت را مدتی پیش برای دوست بی‌نظیرم آقای علی تائبی نوشتم و به پاس همه بزرگواری‌هایش این جا هم می‌گذارم؛ این البته مانیفست من درباره همه امثال اوست که پاک می‌زیند و پاک خواهند ماند اگر خدا بخواهد:

    علی تایبی، بزرگ‌پسری است در وادی بی‌صلاحیتی‌های رایج که مثل چشمه می‌جوشد و طهارت باطن‌اش را بیرون می‌ریزد. علی، مثال راهبری است کوچک که رهروانش هنوز او را نمی‌شناسند و مگر جامعه فردا غیر از امثال او، که را می‌خواهد و باید برای اقتدا برگزیند؟ من غنچه‌های این‌چنینی را که هنوز نشکفته بوی عطرشان مشام‌ها را می‌نوازد حیف می‌شمارم و دریغ می‌دارم که در این برهوت ناسپاسی‌ها بشکفند؛ چه، اتمسفر موجود، ناجوانمردانه زود‌پژمردگی‌شان را می‌خواهد. علی، تربیتِ درست یافته و نیک، سرشته شده و نضج یافته است. آفرین بر مربیان او و بیش و پیش از همه والدین‌اش. من علی تایبی را هرگز ندیده‌ام اما تشعشع امواج لطیف وجودش همواره به من تنه می‌زند و انگار بیست سال است با او دمخور بوده‌ام. یعنی از زمان انشاء و احداث‌اش. و مگر آن چه بویی و از جانب که بود که پیامبر بزرگوار - بدون تشبیه - از جانب یمن می شنید؟ انی لاشم رائحه الرحمن من جانب الیمن؛ امید دارم به همین نمط بماند و به ناراستی های ذاتی این دور و بر نیالاید.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢۱ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :