اندر غیظ‌ مقدس حسین‌میرزا

    یکم- الیوم در مراسلات تلیفونی - که جُهّال بدان « اس‌ام‌اس » می‌گویند - آمده بود حسین میرزای دماوندی، رییس جریده فخیمه کیهان در قبال کلمات برخی آقایان در باب سبّ و لعن شیطان اعظم به غرش درآمده به این سادگی‌ها قادر به کظم غیظ نیست؛ أطفأ الله ناره. آن‌طور که از مسموعات برمی‌آید برخی اعاظم، در روزنامه خاطرات خود مکتوب نموده‌اند که در سنوات ماضیه در پی رفع سب بر شیطان بوده‌اند؛ حذراً از این که رعیت امریکی ناخوش دارند و به‌خودگیرند؛ ای وااسلاما!

از قرار معلوم این سبّ و لعن، جزء ذاتی و غیرمنفک کلمات صادره از ملت اسلام بوده، حذف آن فی‌زماننا‌هذا هم از محالات وقوعیه است چه برسد به سنه شصت که ایام اولتراآنتی‌ایمپریالیزمی بوده. فی‌الحال حتی در تظاهرات ممالک راقیه، رعیت، هیکل مخوف جورج بوش ثانی را در حالی که کره ارض را می‌بلعد نظیره‌سازی کرده، شعار لعن شیطان، در مشارق‌الارض و مغاربها رو به نمو است تا آن زمان که ریشه ظلم برافتد بعون الله تعالی. به نظر می‌رسد هررقم خاطره‌ای قابلیت نشر نداشته باشد؛ خاصه آن که مغلوط صادر شود.

    دویم- راپورت می‌رسد بوش فوق‌الذکر روز‌به‌روز یکه و تنها شده، موجودات دور و برش یکی‌یکی اقدام به فرار می‌نمایند. لازم به ذکر نیست که این موجودات پیرامونی بوش، خود از جمله مخوف‌ترین دوابّ‌‌الارض‌اند؛ لیکن معلوم نیست شخص جورج ثانی چه رقم موجودی است که این قماش دوابّ هم از او متوحش می‌شوند. در ممالک چین و ماچین نام یک طفل را گذاشته‌اند: @ به نظر می‌رسد اگر قرار بود بوش مذکور فی‌الحال در ممالک چین تولد یابد لامحاله مسمی می شد به: #

    سیم- رأس رفرمیست‌ها در دوران فسیل‌شده اصلاحات، کراراً اذعان می‌کند که دیگر تکرار نمی‌شود؛ تکرار نمی‌کنیم ان‌شاء‌الله؛ آن مجلس کذایی دیگر تکرار نخواهد شد؛ آن رفتار دیگر صادر نخواهد شد … آدم به یاد دوران صباوت و شلنگ‌وتخته‌اندازی در مکتب‌خانه می‌افتد؛ هنگامی که ناظم، قصد تعزیر اطفال تخص‌ را می‌نمود این کلمات از آنان صادر می‌شد.

    چهارم- نیکولای صارکوزی صدراعظم نورسیده ممالک افرنسیه پس از رجعت از سفر  ایالات غیرمتحده خواهان توقیف رؤسای مملکت محروسه ایران که از انرژی ذره‌ای استظهار می‌نمایند شد. به نظر می‌رسد برای به هوش آمدن مشارالیه که هنوز از شدت استعمال خمر و میسر امریکی گیج می‌زند بایسته است یک فرقه دونفره از بچه‌های ناف جوادیه به افرنسیه اعزام تا با ایراد چند فقره پنجه‌گرگی خفیف تا شدید، وی را سرحال آورده‌ به نحوی که دیگر قادر به صدور اغلاط این‌چنینی از خود نباشد. 

    پنجم-  سپاه و ماادریک ما سپاه؟ شایسته بلکه بایسته است سپاه مملکت فخیمه ایران که امروزه در معرض طعن اجنبی‌ست یک چشمه از برد آن فشنگ‌های عظیم‌المقدار خود را نشان آنانی بدهد که او را تروریست می‌خوانند. پیشنهاد می‌شود یک فقره مانور نه‌چندان غیرحقیقی اقامه کرده گرای لوله‌ها را یک وجب از آنی که هست آن طرف‌تر داده شلیک بفرمایند؛ یقیناً دهان‌ها بسته خواهد شد.

  
نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ٢٧ امرداد ۱۳۸٦
تگ ها :