اندر تمرد شتران(نقل از کيهان)

    اولاً: شيرين خاتون وکيلة الدولة که از فرط آزادمنشی در مجامع خارجه، منکشف حاضر می شود و اين عمل را به جهت احترام گذاردن به طرف مقابل انجام می دهد در مرثيه مخدرات اجتماع کننده در شارع هفتم تير که عده ای تحويل نظميه شده اند به طور يک خندق اشک جاری ساخته و گيسو پريشان کرده که با ضعيفه ها چه کار داشتيد؟ مخدره مذکوره از فرط دپرس بودن توضيح ندادند که اجتماع نسوان از روی نشوز بوده يا وفق قانون. به نظر می آيد راپورت به قتل رسيدن يوميه نسوان و اطفال و ابنای فلسطين هنوز به سمع شريف ايشان که اشتغال عمده ای در مقوله حياتی حقوق بشر دارند نرسيده.

    دويماً: راپورت موثق می رسد قاعدين و بازنشستگان اصلاح طلب - ايدهم الله تعالی- کراراً مجالسی که شباهت زيادی به مجالس ترحيم دارد اقامه نموده در آن به آناليزه کردن مقوله شکست، اهتمام فرموده، به رفتارشناسی ياران صديق همديگر اشتغال و علاقه وافر دارند. در احدی از اين خطابات، عنوان گرديده که در زمان استيلا، ارجُل و ايدی و افئده و عمل آن بزرگواران هر کدام مِن خلافٍ به جهتی می رفته است. فی المثل اگر ذهن شريف شان به جهت يمين ميل می کرده قلب سليم شان به يسار و کردار به جنوب متمايل بوده است و از اين راهگذر ملغمه ای درست شده که نگو و نپرس. حقير پيشنهاد      می دهد در صورت استيلای مجدد آن برگزيدگان، دست و پا و زبان و در صورت لزوم ساير اعضای خود را با جسم وثيق و محکمی بسته دارند تا از سرکشی و باری به هر جهت بودن به دور باشند.

    سيماً: پارلمنت دول يوروپ که به طرز محير العقولی در عمل همانند مرغی به نام بوقلمون رفتار می کند يک فقره ضعيفه تروريست معروف به اسم مريم خاتون قصاب که در ايام ماضی به طرز خفت باری از احدی از بلاد کفر رانده شد را فراخوانده تا در آن جا در مورد مسأله ذره ای ايران خطابه کند. در همين ايام، از ميرزا علی آقا ولد مرحوم آميرزا هاشم دعوت کرده تا با وزير خارجه شان مذاکره نمايد. اين ملون بودن طبع و    بی شرمانه رفتار پلتيکی نمودن خاص رؤسای اهالی يوروپ به شمار است. به نظر حقير می رسد اعتماد به يک قالب يخ در زير آفتاب تموز، نيکوتر از اعتماد به اين رقم آدم هاست.

    رابعاً: از شارع باستور واقع در جنوب بلاد طهران تلگراف رسيد برخی زعمای پيشين عمارت صدر اعظم که به کار تحقيق و استخوان خرد نمودن برای مسائل عمده و استراتژيک مملکت مشغول و عرق ريزان بوده اند ده شتر زر و سيم را برای تحقيق در امور حربيه به سمت عمارتی فرستاده اند که مربوط به امور حربيه بوده ليکن مع الاسف   شتران در ميانه راه تمرد کرده به سمت عمارتی رفته اند که در آن حول مسائل معرفتی کاوش می نموده اند. اين که عرفان و معرفت در کدام مدخل با واژه حرب اشتراک دارد امری است که از حوزه فهم اشتران خارج و سخن دانان بايد اهتمام زايد الوصفی برای کشف آن مبذول دارند. 17/4/85

  

نویسنده : میرزا قلی‌خان راپورتچی ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۱ امرداد ۱۳۸٥
تگ ها :