نقد فیلم هیس! دخترها فریاد نمی زنند

 من قبلاً فقط نقد آقای مسعود یارضوی را که در پی آمده است در اینجا گذاشته بودم. به طور غیرمنتظره‎ای نه تنها بازدید سایتم بالا رفت بلکه روزانه تعداد معتنابهی فحش میخوردم از جانب کسانی که تصور می‎کردند این نقد مال من است. تا اینکه امروز به لطف یار غارم جناب حجت الاسلام و المسلمین شیخ مهدی شیخ بهایی توفیق شد فیلم را ببینم و برای پاسداشت حقیقت و همچنین تأیید نظر برخی خوانندگان که شرط ادب را رعایت کرده و معتقد بودند آن نقد غیرمنصفانه بوده است، از آنچه در آن نقد آمده بود برائت جویم. داستان فیلم مربوط به دختری است که در آستانه ازدواجش دست به قتل یک متجاوز به عنف می آلاید و بعد معلوم می‎شود که این کار نتیجه تعرضات مکرّر راننده خانواده به وی در کودکی است. خاطره‎هایی که عمری با او همراه بوده و شب ازدواج با شنیدن صدای آزار یک کودک برایش تداعی می شود و حس دفاع از کودک معصوم، او را به اتاق سرایدار ساختمان و رهایی کودک و قتل سرایدار می‎کشاند. واقعیت آن است که فیلم هیس... از این جنبه که به خانواده ها هشدار می دهد که در موارد تعرض به کودکان، می‎باید زمینه را برای طرح موضوع توسط آنان در خانواده فراهم کنند فیلم بسیار خوبی است. فیلم از جنبه جامعه شناختی بسیار حائز اهمیت است؛ از سویی فرهنگ غلط بعضی خانواده ها که به مقدار لازم برای بچه‎ها وقت نمی‎گذارند را نقد می‎کند و از سوی دیگر ترس از بازگویی تعرضات جنسی و خوف از آبرو!!! را تابویی نامتعارف می‎شمرد. البته روشن است که این تابو مدتهاست در حال رنگ باختن است و شاید کودکان آنقدر سر و زبان پیدا کرده اند که کوچکترین مسأله‎ای را بازگو کنند و از سویی، خانواده‎ها دیگر به این سادگی کودکان خود را به دست ناآشنا نسپرند. مسائلی که توسط آقای یارضوی در مورد چادر یا قاب‎بندی مغرضانه مطرح شده است را قبول ندارم و از قضا معتقدم خانم درخشنده، سیستم قضایی ایران و زندان و آدمهایش را در این فیلم بسیار مثبت به تصویر کشیده است. من سراغ ندارم قاضی یا بازپرسی را که در همه ساعات شبانه‎روز در دسترس باشد و حتی حاضر شود برای ممانعت از تخریب روحیه کودک وی را به دادگاه نکشاند و در عوض برای برخی سؤالات به خانه وی برود. وکیل متهم نیز آدم خوبی است و مثالش در جامعه ایران مثال کبریت احمر است. در عین حال معتقدم فیلم از ضعف کارگردانی و فیلمنامه رنج می برد. فیلم از آن جنبه که موضوعی بی‎سابقه در سینمای ایران را طرح می‌کند حائز اهمیت است و شاید به همین خاطر پرفروش شده است. در اینجا نمیتوانم شیفتگی خود را نسبت به بازی نیما صفایی در نقش نامزد شیرین در فیلم پنهان کنم. توفیق معدود کارگردانان زن سینمای ایران چون خانم پوران درخشنده را در اعتلای فرهنگ ایرانی خواستارم. نقد آقای مسعود یارضوی را به عنوان یک دیدگاه همچنان در اینجا باقی می‎گذارم:

"هیس! دخترها فریاد نمی زنند داستان یک اتفاق بد است که همیشه در جوامع بشری وجود داشته. تجاوز به کودکان!

یعنی یک جورهایی فیلم خانم درخشنده مضمونی را مورد اشاره قرار می دهد که از اعصار گذشته وجود داشته تا همین الآن. و از مکزیک و آمریکا گرفته تا ایران و ژاپن و اساساً هر سرزمینی که آدم های مختلف در آن ساکن هستند با شدت ها و حدّت های مختلفی با این اتفاق سوء مثل تمام اتفاقهای سوء دیگر مواجه هستند.

فقط نکته اینجاست که نمی دانم چرا چند سالی است این اتفاق بد نادر اما موجود و چندتا اتفاق دیگر در سینمای ایران و بویژه در فیلم هایی که با موضوع "زنان" ساخته می شود توسط معدودی فیلمساز ایرانی و جماعت اپوزیسیون فرهنگی، دائماً مورد اشاره های خاص قرار می گیرد!

همانطور که همین مضمون در فیلم "تسویه حساب" خانم تهمینه میلانی هم مورد اشاره قرار داشت.

در واقع این اتفاق که چندسالی است در سینمای ایران بحث تجاوز به کودکان، زندان های زنان، ظلم به زنان و غیره تا این اندازه نمود یافته است از نظر من به هیچ وجه نمی تواند تصادفی باشد.

و شاید این سوالیست که اگر به جواب واضحش فکر کنیم، ابعاد بیشتری از مسئله روشن شود.

"هیس! دخترها فریاد نمی زنند" پرداختی است معمولی به موضوع تجاوز به دختران کم سن و سال که البته تا اینجا نه می توان غیر از سوالی که در بالا اشاره کردم، توضیحی از کارگردان خواست و نه اساساً هیچگاه می توان هیچ فیلمسازی را از بابت انتخاب آزادانه یک موضوع ملامت کرد. (غیر از مواقعی که آن موضوع با امنیت ملی منافات دارد!)

فیلم، از پردازش های شخصیتی و مضمون پردازی های خاص هم برخوردار نیست و منهای بازی خوب طباطبایی ها (شهاب و طناز) چیزی دیگری ندارد که بتوان بعنوان یک ظرفیت هنری بدیع در ساحت یک فیلم به آن اشاره کرد.

اما دو نکته در فیلم هست که به نظر من بی توجهی به آنها منشأ خطر است.

نکاتی که یکی در جریان کلی فیلم، دائماً مورد اشاره قرار دارد و دیگری هم روح حاکم بر فیلم است.

هیس! خانم درخشنده می خواهد فریاد بزند

روح حاکم بر فیلم خانم درخشنده، چیزی غیر از "فمینیسم" نیست.

همان مفهوم زن گرایی که از اوایل سده بیستم وارد افکار عمومی غرب شد و به شعوب مختلفی هم گرایش یافت. شعوبی اعم از آنها که می خواستند مردان را بکشند و به جهان عاری از مرد فکر می کردند تا نحله های دیگری که زن را موجودی مقدس و البته مورد تهتّک و ظلم مردان می پنداشتند.

و جالب آنکه هیچیک از این نحله ها نیز به تساوی حقوق زن و مرد، یکسان بودن مقام زن و مرد در نزد خداوند متعال و نگاه پیشرفت مدار و تعالی بخش به زنان معتقد نبودند و نیستند.

خانم درخشنده حتماً بعنوان یک فیلمساز و کسی که علی القاعده می داند ساحت "معناشناسی" چیست، می پذیرند که با این محتوای بارز و صدها نشانه خاص معنایی دیگر؛ فیلم هیس! دخترها فریاد نمی زنند را با معانی فمینیستی ساخته اند و لذا خواسته یا ناخواسته همان کاری را انجام داده اند که فمینیست ها خوش داشته اند.

دقت کنیم که کسی نمی گوید نباید درباره بانوان فیلم ساخت و یا مقوله ای به نام ظلم به زنان وجود ندارد.

صحبت از واقعیت هاست. خانم درخشنده باید بگوید که آیا واقعاً بوتیقای فیلمش را بر بیان واقعیت هایی از خیر و شرّ استوار کرده است یا به تصنّع و گفتن آنچه امثال اوریانا فالاچی می پسندیده اند بسنده کرده است؟!

بحث دوم و البته مهمتر این نقد، تصاویری است که فیلمساز به زعم خود و از واقعیت های جامعه ایران اسلامی نشان می دهد. همان رخدادی که در جدایی نادر از سیمین، نارنجی پوش، یه حبه قند و ... نیز گام اصلی بوده است.

دشمن پشت دروازه ها...

دقت کنید که وقتی شما درباره مفاهیمی مثل ایران بد، ایران خوب، ایران سرشار از ظلم به زنان و ... صحبت می کنید مخاطب شما پیش و بیش از آنکه به خوبی و بدی و ظلم به زنان فکر کند؛ به "ایران" خواهد اندیشید.

خانم درخشنده و همکارهایش منهای سوژه اصلی، چه تصویری را از ایران در فیلم هیس! دخترها فریاد نمی زنند، نشان داده است؟!

پلیس فیلم خانم درخشنده یک متهم را پفیوز و کثافت و عوضی! خطاب می کند و او را برای اعتراف کردن، کتک می زند.

خانم درخشنده باید بعنوان یک فیلمساز که از نان و آب و امنیت ایران اسلامی استفاده می کند، بداند که این کارها در پلیس جمهوری اسلامی ایران نه تنها رویه نیست بلکه جرم است و اگر در حالتی اتفاقی پلیسی دست به این کارها بزند، متهم می تواند از او شکایت کند.

البته حرف دل خانم درخشنده را هم خودشان می دانند، هم من و هم کسانی که این نقد را می خوانند!

نکته تأسف بارتر اما آنست که خانم درخشنده حتی به اندازه فیلمسازهای آمریکایی و اروپایی و عربی هم اخلاق را درباره کشورشان، قانونشان و پلیسشان رعایت نکرده اند که فرض بر وجود برخی اتفاقات سوء هم، مضمون تصاویرشان را از قانون انتخاب کنند نه از بی قانونی!

نیک می دانم که این کار خانم درخشنده در توهینی که به پلیس جمهوری اسلامی ایران کرده اند (و این کار رویه اپوزیسیون فرهنگی هم هست) اگر در کشوری دیگر رخ می داد؛ کمترین خطابش خیانت بود و بس کما اینکه تجربه های مشابه در کشورهای دیگر نیز همین مسئله را اثبات می کند.

مسئله بعدی را واقعاً نمی دانم چطور باید بیان کنم؟!

شاید منی که دارم این نقد معناگرایانه را می نویسم زیادی حساس هستم و البته شاید هم خانم درخشنده آنقدر در ربط دادن بدی! به نمادهای دینی و اسلامی و ایرانی ما در فیلمشان افراط کرده اند که مخاطب از تعجب هاج و واج می ماند.

مرد بد فیلم یعنی مراد صفرخانی(با بازی بابک حمیدیان) هنگامیکه در مقابل بازپرس قرار می گیرد، در حالی تصویری بسته (Close) از او نشان داده می شود که پرچم جمهوری اسلامی ایران هم در تصویر قرار دارد.

قهرمان فیلم یعنی شیرین (با بازی طناز طباطبایی) در حالی وارد دادگاهی می شود که قرار است حکم به اعدام او بدهد که تصاویر امام راحل و مقام معظم رهبری در دو سوی تصویر ورود او به وضوح نشان داده می شود. و همینطور باز هم در حالی وکیل او حکم اعدامش را دریافت می کند که عکس امام و رهبری در تصویر نشان داده می شود!

شاید خانم درخشنده بگوید اینها از ارکان دکور یا میزانسن بوده اند.

حرفشان را بپذیریم اما این را نپذیریم که ایشان نمی داند وقتی تصویر معنای منفی می دهد هرچیزی که با این معنای منفی ممزوج شود، نیز قید منفی می گیرد!

"چادر" در سرتاسر فیلم خانم درخشنده نمادی از وحشت، ناامیدی، زندان، کم دانی و البته مرگ! و قصاص! است. (همانطور که در من مادر هستم! و در جدایی نادر از سیمین بود) این مسئله به قدری در فیلم هیس! دخترها فریاد نمی زنند نمود دارد که هر کس و ناکسی به تماشای فیلم بنشیند آنرا به وضوح می بیند و می یابد.

در این زمینه توضیح بیشتری نمی دهم و قضاوت با خوانندگان و توضیحاتی که احیاناً خانم درخشنده و اصغر فرهادی و فریدون جیرانی و بقیه... درباره عناد فهم شده یا فهم نشده خود با "چادر" در چنته دارند.

و مورد بد بعدی... 

یک مرد لاغر اندام سر به زیر با محاسن خوش فرم شما را به یاد چه کسانی می اندازد؟!

حرف مورد اشاره من گریم صورت بابک حمیدیان، شخصیت منفی و مازوخیسم دار! فیلم است که ظاهری با معنای اشاره شده! دارد. این را باید از خانم درخشنده پرسید که می دانید آیا آدمهایی با همین تیپ های ظاهری هستند که امنیت شما و خانواده تان را تأمین می کنند و گرنه اوضاع شما از مردم سومالی و سوریه و مکزیک هم بدتر بود؟!

چرا آدم منفور فیلم خانم درخشنده با این ظاهر خاص در فیلم نشان داده می شود؟!

و البته باید دوباره بگویم که حرف دل خانم درخشنده گویا چیز دیگریست که هم ما می دانیم و هم جماعت اپوزیسیون فرهنگی...

حرفهای من تمام شد. فیلم خانم درخشنده نکته قابل نقد یا اشاره دیگری ندارد. فقط می ماند یک نکته که به نظرم بد نیست نیم نگاهی به آن داشته باشیم.

موردی در فیلم خانم درخشنده وجود دارد که امیدوارم بعد از این در هیچ فیلم دیگری شاهد آن نباشیم.

البته این مورد در نقد فیلم "یه حبه قند"! هم از سوی نویسنده هشدار داده شد ولی عده ای که وجود "اپوزیسیون فرهنگی" و همچنین رویه دشمنی صریح با مقدسات دینی را باور ندارند، آنرا جدی نمی گیرند. (همانطور که متوجه نیستند وقتی "چادر" هدف قرار می گیرد، گام بعدی مقدسات است)

آن مورد هم استفاده از نام مقدس ائمه اطهار و اهلبیت(س) در تصاویر منفی فیلم است.

در فیلم خانم درخشنده نام یکی از اهلبیت(س) 3 مرتبه و به صور مختلف در کادر تصویر قرار می گیرد.

یک بار بر روی دیوار اتاق بازجویی! و دو بار دیگر به عنوان نام مجتمع ساختمانی که در آن رخداد سوء مورد اشاره خانم درخشنده اتفاق می افتد!

متأسفم که این مطلب را می گویم اما یا این کار عمداً انجام شده است یا اینکه برخی از عناصر ساخت فیلم آنقدر حواسشان پرت هست که ضرورتاً بهتر است شاید حرفه ای دیگر را به جای فیلمسازی انتخاب کنند.

و قصه ما به سر رسید...

"هیس! دخترها فریاد نمی زنند" نه ابتدای ماجراست و نه حتماً پایان آن...

فقط نکته اینجاست که همه بدانیم این "واقعیت" است که پیروز می شود.

و صدالبته جدای از این پیروزی حتمی؛ خانم درخشنده و درخشنده های دیگر هم باید به نسل های امروز و فردا جواب بدهند که در تولیدات فرهنگی شان واقعیت ها را گفتند یا چیزهای دیگری را!

 

هزار نکته باریکتر زِ مو همینجاست..."

/ 41 نظر / 202 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

چرا بعضی آقایون تا یک فیلم در مورد مسائل زنان و واقعیات جامعه ساخته میشه زود بهش انگ فمنیستی بودن می زنن!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه انسان

متاسفم برای بعضی کسایی که نظر گذاشتن. شمایی که خودتون رو نمیتونید کنترل کنید و دهان مبارک رو باز میکنید و فقط میریزید بیرون بدون هیچ فکری. خیلی پوران درخشنده رو دوست دارید؟؟؟؟؟؟؟؟ بنظر من که اکثر فیلمهای این خانم مشکل داره حالا اگه به منتقداش فحش هم بدید شخصیت خودتون رو به نمایش گذاشتین.این فیلم در مورد خانواده هایی صدق میکنه که قید و بند ندارند و هیچ ارزشی برای دخترشون قائل نیستند که به راحتی دختر را که تا این حد ظرافت داره به دست یک غریبه میسپارند. اگه یکم برگردند و به شئونات توجه کنن همچنین اتفاقی برای دخترشون نمی افتد. شمایی که آرزو کردی اینچنین اتفاقی برای دختر منتقد بیفته آدم اگر آدم باشه هیچچچچچچچچچچ وقت برای حتی دشمنش هم چنین آرزویی نمیکنه پس به آدمیت خودت شک کن!!!!!!!!!!!

وقتی که این نقد بسیار بد و ضعیف و مضحک را خواندم چاره ایی نداشتم دهان را باز کنم و فحش بدم به این نوشته

زني كه از حرف هاي شما غصه خورد

شما بي سواد يا احمق نيستيد. شما از بعضي چيزها دفاع ميكنيد چون در نهايت شما رو به پول ميرسونه و از برخي چيزها به شدت ميرنجيد و اعتراض ميكنيد چون ممكنه موقعيت اجتماعي پول يا اسايش شما رو به خطر بندازه.اگر تو اين مملكت چادر ريش و ... به طور كامل محو بشه تو بايد بري دنبال كار بگردي پس حق داري اين طور خودتو پاره كني

محمد

فبلم کارگردانیش ضعیف بود... همینطور شخصیت پردازی ها... مخاف فیمنیست هم هستم. اونایی که کباده دفاع از حقوق زنان رو میکشن خودشون از همه بدتر اند.. ولی.............. نقدتونو تا اونجا خوندم که رفتار پلیس ایران اینطوری نیست و... دیگه بقیشو نخوندم! فکر کنم ایشون توی ایران زندگی نمیکنند. درسته رفتار پلیس اینطوری نیست بلکه بسیار بدتره...

تلنگر

دوستان اگر موافق نقد هستند دلیل بیارن.اونایی که مخالفند بازم دلیل بیارن.فحش دادن ودری وری گفتن فقط مال انسانهای ضعیفه. من فیلمو دیدم.انصافا چندتا سکانس کم داشت.ونکته ای هم بگم.مملکت ما واقعا انسانهای شریفی داره ومعمولا عاری از اون هس که انسان بخواد بخاطر مسائل روانی این کارو انجام بده. مثلا میتونست مراد ونگهبان رو اشخاصی معرفی کنه که چون عذب هستند دست به چنین جنایتی زدند ویا نشون بده دخترای خودتونو از6 یا 7 سالگی آماده کنید تابامیل خود پوشش خودشونو ورابطه خودشون با افرار نامحرم روتنظیم کنند تا این عوامل کم بشه.اما واقعا جای این خرفا توفیلم خالی بود.امید وارم همه موفق باشند. بهر حال وقتی میگن فرهنگ وتمدن غرب انسان رو درنده خوبار میاره همین جاست. اگر انسان بدونه قیامتی هس خدایی هست و سوال وجوابی خیلی سخت تر به این نوع کارهای شنیع نزدیک میشه.البته حقیقتااینجا در تنها بودن زنها وپایمال شدن حقشون یکم حس میکنم مغرضانه تصمیم گیری شده ونگاه فمینیسمس بوده.دلیل:تقریبا همه جنایت کارها مرد بودند وفقط2یا3مرد توی این فیلم نثش مثبت داشتندوالباقی انسانهای روانی وضعیف وبی انصاف نشان داده شدندونشان میداد که زنان در دست چنی

یک دختر

آقای میرزا قلی خان واقعا براتون متاسفم که اینقدر راحت هر فحش و توهینی که به مقدست ما میشه رو تایید می کنی!!! پس مدیریت وبلاگ رو برای چی گذاشتن؟؟؟ اینجوری می خوای بگی که مثلا بازدید ثایتت بالاست که هر نظری رو تایید می کنی؟

نگین

واقعا متاسفم که اسم خودت رو منتقد گذاشتی. شما با این دقتی که فیلم رو نگاه کردی باید بری رو دیزایین دکوراسیون و لباس نظر بدی نه فیلم. احتمالا موقع دیدن فیلم داشتی چیپس و پفک میخوردی. بابا این عینک رو از جلو چشمت بردار برو ببین تو جامعه چی میگذره، تو که جنبه پذیرفتن واقعیات رو نداری برو بشین فیتیله جمعه طعتیله رو نگاه کن. تو چی میدونی یه زن چه خطراتی دنبالش میکنه، نشستی اسم مجتمع رو نگا میکنی. خانوم درخشنده ممنون از فیلم بسیار زیبا و پرطرفدارتون. آقای منتقد شمام بهتره بشینی 4میلیارد رو بشمری تا بفهمی اگه این فیلم با واقعیتها صدق نمیکرد این همه بیننده نداشت.

کتایون افشار

اها!!!! بعد به نظر شما باید به این اقای متجاوز که میفرمایند بهشون تهمت زده شده و ایشون بی گناه هستند در حالی که مدرک جرم دست پلیس هست ابنبات میدادند و تشویقشون میکردند؟؟ دنبال چه مدرکی میگردید با عرض معذرت از حظور مقدس شما قیافه های جانی در هر تیپی دیده میشوند و تیپ گناهکار الزاما سه تیغه و خوش تیپ نیست شرمنده شما که واقعیت های موجود با رویا ها و خواب و خیال های شما تفاوت میکند

سعیده

سلام.من یکبار این فیلم رو دیدم البته نه تا آخرش!به مسائلی که در این نقد گفته شد خیلی دقت نداشتم اما در مورد پلیس های زن این فیلم معتقدم آنها را اخمو و عصبی نشان داد.باید دوباره با دقت بیشتری این فیلم رو ببینم.البته اگر تمام نکاتی که در این نقد بیان شد صحت داشته باشد،از سینمای ایران بعید نیست!